وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

تعریف سازمان جهانی بادیگاردی

بادیگارد و بادیگاردی ریشه در گارد جاویدان هخامنشی دارد،  در این صفحه تعریف سازمان جهانی بادیگاردی را می نویسم.

تعریف سازمان جهانی بادیگاردی

پیش نویس

بادیگارد و بادیگاردی ریشه در گارد جاویدان هخامنشی دارد،  در این صفحه تعریف سازمان جهانی بادیگاردی را می نویسم.

سنگ نگاره بیستون

تصویر بخشی از سنگ نگاره بیستون،  عکس شماره 8853.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو در دانش و بینش انقلابی باشید،  عکس شماره 1610.

این برگه پیوست لینک زیر است:

کلیک کنید:  تاریخ فرا رزم در ایران

تعریف سازمان جهانی بادیگاردی

تاریخچه بنیان گذار سازمان جهانی بادیگاردی

بیوگرافی کوتاهی از استاد فرشاد محمدی، رئیس و بنیانگذار سازمان جهانی بادیگاردی

تصویر استاد فرشاد محمدی،  در اینجا،  عکس شماره 8852.

      استاد فرشاد محمدی موسس سازمان جهانی بادیگاردی است،  که در ۹ خرداد ۱۳۹۶ مصادف با ۳۰ May سال ۲۰۱۷ با شماره ثبت ۱۰۷۹۳۹۹۶ در کشور انگلستان ثبت و تاسیس شد.

      استاد فرشاد محمدی دوره آموزش بادیگاردی را از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۸۳ در اوکراین گذرانده است.  وی از سال ۱۳۸۶ به عنوان بادیگارد شخصی یک مقام عالی رتبه به تهران آمد.  استاد فرشاد محمدی در سال ۱۳۹۴ سَبک رزم ترکیبی (Mix Fighting) را در ایران به شماره مصوبه ۲۷۶/۲۰۸۶ در فدراسیون ورزشهای رزمی ایران در وزارت ورزش و جوانان به ثبت رساند.

  همچنین سازمان جهانی MFC = Mix Fighting Championship  در ۹ خرداد ۱۳۹۶ مصادف با ۳۰ May سال ۲۰۱۷ با شماره ثبت ۱۰۷۹۳۹۸۴ در کشور انگلستان به ثبت رسانده است.

جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه نمایید:

http://globalbodyguardorganization.ir

   برچسبها:  تعریف سازمان، سازمان جهانی، بادیگارد، بادیگاردی، فرشاد محمدی، استاد فرشاد محمدی، رزم ترکیبی، Mix Fighting

تعریف سازمان جهانی بادیگاردی

پرسشها و پاسخها

بخشی از نظرها و پرسشهای این برگه

   نظر و پرسش شما:  . . . نظر و پرسش خود را بنویسید . . .  در اینجا

   انوش راوید:  منتظر پرسشها و نظرهای شما گرامیان هستیم.

 

. . . .

تعریف سازمان جهانی بادیگاردی

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

مراسم افتتاحیه Mix Fighting با شرکت اشخاص مهم کشوری و ورزشی، همراه با سخنرانی استادان، پرنیان حامد و فرشاد محمدی. 

............................

کلیک کنید:  تاکتیک ملی مردمی ایران

کلیک کنید:  تاریخ مزدوران بیگانه در ایران

کلیک کنید:  تاریخ کنشگری و کنشگران در ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس با ما      :     http://arqir.com/1

تاریخ ارسال: شنبه 17 شهریور‌ماه سال 1397 ساعت 08:53 ق.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

حق هیچ آدم و بشر و مخلوق و کشور و مردمی جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم نیست.  اینگونه سلاح باید نابود شود.

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

پیش نویس

      حق هیچ آدم و بشر و مخلوق و کشور و مردمی جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم نیست.  اینگونه سلاح باید نابود شود.

تصویر یک انفجار اتمی،  عکس شماره 8851.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو عقلانیت و انسانیت پیشه کنید،  عکس شماره 1622.

این برگه پیوست لینک زیر است:

کلیک کنید:  تاریخ جنگ افزار های جدید

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

فهرست کشورهای دارنده جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

      فهرست کشورهای دارنده سلاح هسته‌ای و سال بدست آوردن بمب اتم و تعداد بمب‌های اتمی موجود در این کشورها.

 

کشور

سال

حدود تعداد

لینک

1

آمریکا

1945

8000

 

2

روسیه

1949

8000

 

3

انگلستان

1952

250

 

4

فرانسه

1960

300

 

5

چین

1964

250

 

6

هند

1974

100

 

7

پاکستان

1998

100

 

8

اسرائیل

نا مشخص

100

 

9

کره شمالی

2006

10

 

10

 

 

 

 

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

      جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم یا سلاح هسته‌ای یا بمب اتمی،  تکنولوژی جنگى از نیمه دوم قرن بیست است،  که در آن‌ها از انرژی حاصل از شکافت یا گداخت هسته‌ای برای تخریب و کشتار استفاده می‌شود.  این سلاح‌ها در طول تاریخ تنها دو بار در جنگ جهانی دوم توسط آمریکا علیه متحد آسیایى در شهرهاى هیروشیما و ناگازاکی مورد استفاده قرار گرفت.

      اختراع این سلاح، ریشه طولانی در تاریخ علم فیزیک و شیمی دارد،  اما استفاده از دانش به دست آمده، برای ساخت بمب اتمی بیشتر به رابرت اوپنهایمر و ادوارد تلر نسبت داده می‌شود.

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

بمب اتمی

      بمب اتمی نام رایج وسایل انفجاری است که در آن‌ها از انرژی آزاد شده در فرایند شکافت هسته‌ای، یا گداخت هسته‌ای برای تخریب استفاده می‌شود. بمب‌های اتمی که برمبنای گداخت کار می‌کنند نسل نوین بمب اتمی هستند و قدرتی بسیار بیشتر از بمب‌های شکافتی دارند.

      مبنای آزاد شدن انرژی در هر دو نوع بمب اتمی تبدیل ماده به انرژی (E=mc²) است اما در بمب‌های گداختی جرم بیشتری از ماده به انرژی تبدیل می‌شود. نخستین بمب اتمی که بمبی پلوتونیومی (از نوع شکافتی) بود در سال ۱۹۴۵م در جریان جنگ جهانی دوم در آمریکا ساخته و در شانزدهم ژوئیهٔ ۱۹۴۵م در صحرای آلاموگوردو در نیو مکزیکوی آمریکا آزمایش شد.

      آمریکا تنها کشوری است که از بمب اتمی،  شکافتی- اورانیومی در هیروشیما و شکافتی- پلوتونیومی در ناگازاکی،  استفاده نظامی کرده ‌است.

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

تاریخچهٔ سلاح‌های هسته‌ای

      اولین تلاش‌ها در جهت ساخت بمب اتمی در آلمان نازی آغاز شد.  در این دوران شیمیدانی به نام پل هارتک،  از استادان دانشگاه هامبورگ،  به توان بالقوه نیروی اتمی برای کاربردهای نظامی پی برد.  وی در ۲۴ فوریه ۱۹۳۹ امکان استفاده از انرژی هسته‌ای به عنوان یک سلاح با توان تخریبی نا محدود را طی نامه‌ای به وزارت جنگ در برلین اطلاع داد.

      به‌دنبال این امر گروهی برای تحقیق در این رابطه تشکیل شد،  و ورنر کارل هایزنبرگ فیزیکدان برجسته آلمانی به‌طور غیررسمی سرپرست تیم تحقیقاتی آلمان برای ساخت بمب هسته‌ای گشت.

      در همین زمان، آلبرت انیشتین طی نامه معروف خود به روزولت رئیس‌جمهور وقت آمریکا خطر دستیابی آلمان به تولید بمب اتمی را گوشزد کرد.  متعاقب این اخطار روزولت دستور ایجاد پروژه منهتن با هدف تحقیق در این رابطه و تولید بمب اتمی را با همکاری کشور انگلستان صادر کرد.

      برای این پروژه تأسیساتی در لوس آلاموس در ایالت نیومکزیکو،  اوک ریج ایالت تنسی و همفورد ایالت واشینگتن به کار گرفته شدند،  و تیمی از برجسته‌ترین دانشمندان آن دوران به استخدام این پروژه درآمدند.  محققان آلمانی موفق به تولید بمب اتمی نشدند.  اگرچه ادعاهایی در زمینه آزمایش نوعی ابزار هسته‌ای توسط نازی‌ها پیش از پایان جنگ جهانی دوم مطرح شده‌است.

      اما تیم آمریکایی به سرپرستی فیزیکدان برجسته،  جی آر اوپنهایمر موفق به ساخت عملی اولین بمب هسته‌ای شد که در ۱۶ ژوئیه ۱۹۴۵ در ناحیه‌ای موسوم به ترینیتی در نیومکزیکو آزمایش شد.

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

نکاتی دربارهٔ بمب اتمی

      منطقه انفجار بمب‌های هسته‌ای به پنج قسمت تقسیم می‌شود: ۱- منطقه تبخیر،  ۲- منطقه تخریب کلی،  ۳- منطقه آسیب شدید گرمایی،  ۴- منطقه آسیب شدید انفجاری،  ۵- منطقه آسیب شدید باد و آتش.  در منطقه تبخیر درجه حرارتی معادل سیصد میلیون درجه سانتیگراد بوجود می‌آید،  و هر چیزی از فلز گرفته تا انسان و حیوان،  در این درجه حرارت آتش نمی‌گیرد،  بلکه بخار می‌شود.

      آثار زیانبار این انفجار حتی تا شعاع پنجاه کیلومتری وجود دارد،  و موج انفجار آن که حامل انرژی زیادی است،  می‌تواند میلیون‌ها دلار تجهیزات الکترونیکی پیشرفته نظیر ماهواره‌ها یا سیستم‌های مخابراتی را به چندی آهن‌پاره تبدیل کند،  و همه آن‌ها را از کار بیندازد.

      اینها همه آثار ظاهری و فوری بمب‌های هسته‌ای است.  پس از انفجار تا سال‌های طولانی تشعشعات زیانبار رادیواکتیو،  مانع ادامه حیات موجودات زنده در محل‌های نزدیک به انفجار می‌شود.

      پرتو رادیو اکتیو از پرتوهای آلفا، بتا، گاما و تابش نوترونی تشکیل شده‌است.  نوع آلفای آن بسیار خطرناک است،  ولی توان نفوذ اندکی دارد.  این پرتو در بافت زنده تنها کمتر از ۱۰۰ میکرون نفوذ می‌کند،  اما برای آن ویرانگر است.

     پرتوی گاما از دیوار و سنگ نیز عبور می‌کند.  هر ۹ میلی‌متر سرب یا هر ۲۵ متر هوا شدت تابش آن را نصف می‌کند.  این پرتو نیز با توجه به فرکانس بسیار بالا،  انرژی زیادی دارد،  که اگر به بدن انسان برخورد کند،  از ساختار سلولی آن عبور کرده و در مسیر حرکت خود باعث تخریب ماده دیْوکسی ریبوز نوکلوئیک اسید یا همان DNA شده،  و سرانجام زمینه را برای پیدایش انواع سرطان‌ها، سندرم‌ها و نقایص غیرقابل درمان دیگر فراهم می‌کند.  حتی این نقایص به نسل‌های آینده نیز منتقل خواهد شد.  برای جلوگیری از نفوذ تابش گاما به حدود ۱۰ سانتی‌متر دیواره سربی نیاز است.

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

روز جهانی مقابله با آزمایش‌های هسته‌ای

29 اوت،  روز جهانی مقابله با آزمایش‌های هسته‌ای

      سازمان ملل متحد در سال 2009 طی قطعنامه‌ای به اتفاق آراء روز 29 اوت را روز جهانی مقابله با آزمایش‌های هسته‌ای نامید. از سال 2009 تا کنون علی رغم درخواست‌های مکرر دبیرکل هنوز معاهده منع آزمایش‌های هسته‌ای (CTBT) به مرحله الزام آور نرسیده است.

      معاهده منع آزامایش‌های هسته‌ای در سپتامبر 1996 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید،  تا انفجارهای ناشی از آزمایشات هسته‌ای در هر نقطه از جهان را منع کند.  این معاهده 180 روز پس از تصویب چهل و چهار کشور صاحب سلاح هسته‌ای یا تکنولوژی هسته‌ای،  که نام آنها در ضمیمه معاهده ذکر شده،  لازم الاجرا می شود،  که تاکنون این اتفاق رقم نخورده است.

      در صورت قدرت الزام آوری معاهده مذکور جامعه بین المللی مرحله مهمی به سمت قاعده سازی در حقوق بین الملل را پشت سر میگذارد و دستاوری ارزشمندی در زمینه خلع سلاح کسب می کند.

       در قطعنامه 35/64 مجمع عمومی در سال 2009 اهدافی را از جمله افزایش آگاهی و آموزش در مورد آثار ناشی از انفجار آزمایشات هسته‌ای و هر انفجار هسته‌ای دیگر و لزوم توقف آنها به منظور رسیدن به جهان عاری از سلاح هسته‌ای برای نامگذاری روز 29 اوت بر شمرده است.

      مبتکر این قطعنامه جمهوری قزاقستان بوده،  که به مناسبت بسته شدن سایت آزمایشی سمیپالاتینکس،  منطقه ای در همین کشور، در 29 اوت 1991،  یک روز جهانی برای پایان بخشی به آزمایشات هسته‌ای را خواستار شد.

      در این روز در راستای مبارزه با آزمایشات هسته‌ای سازمان ملل متحد،  کشورهای عضو سازمان‌های بین دولتی و غیر دولتی ، دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی،  شبکه جوانان و رسانه،  باید با اطلاع رسانی و آموزش مردم از ضرورت منع آزمایشات سلاح هسته‌ای به منظور دستیابی به جهان امن تر دفاع کنند.

تصویری از کانال ارگ ایران،  در اینجا، عکس شماره 8849.

    برچسب‌ها: جنگ افزار، جنگ افزار هسته‌ای، بمب اتم، سلاح اتمی، کشورهای اتمی، بمب اتمی، سلاح‌های هسته‌ای، روز جهانی مقابله، آزمایش‌های هسته‌ای.

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

پرسشها و پاسخها

بخشی از نظرها و پرسشهای این برگه

   نظر و پرسش شما:  . . . نظر و پرسش خود را بنویسید . . .  در اینجا

   انوش راوید:  منتظر پرسشها و نظرهای شما گرامیان هستیم.

 

. . . .

جنگ افزار هسته‌ای بمب اتم

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

 کشتار نهنگها و دولفینها یک رسم خونین در جزایر فارو، فقط برای رسم وحشی بازی است، نه چیز دیگر. با نزدیک شدن نهنگ ها بساحل در فصل تابستان، شکارچیان با نیزه و چاقو به شکار آن ها می روند، و تمام دریا خونین می شود

............................

کلیک کنید:  مختصر تاریخ جهان

کلیک کنید:  جنگ افزار های آینده

کلیک کنید:  دوران های تاریخی ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس با ما      :     http://arqir.com/1

تاریخ ارسال: چهارشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1397 ساعت 06:08 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران

تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران،   در این دوره دشمنان تاریخی ایران با تهاجمات مجازی می خواهند بگوید،  که ایران فاقد تمدن و فرهنگ تاریخی و کهن بوده است.  

تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران

پیش نویس

      در این دوره دشمنان تاریخی ایران با تهاجمات مجازی می خواهند بگوید،  که ایران فاقد تمدن و فرهنگ تاریخی و کهن بوده است.  آنها با سادگی می گویند،  شاهنامه و حافظ و گلستان و بوستان و انبوه آثار ادبی و فرهنگی و علمی ایران دروغ و یا ساخته و پرداخته یکی دو قرن گذشته است.  بدین جهت تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران را جهت پاسخ گویی به این جماعت ایجاد کردم.

      کوشش بزرگان علم و ادب و گرد آورنگان آنها ستایش انگیز،  و فرهنگ ایرانی وامدار آنها است،  وظیفه ما پاسداری از آثار و ادامه راه آنها می باشد.

تصویر یک اثر ادبی و هنری ایرانی،  عکس شماره 3580.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو ایران را بدرستی بشناسید،  عکس شماره 1617.

این برگه پیوست لینک زیر است:

کلیک کنید:  تاریخ و تاریخچه های ایران

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران

فهرست تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران

      نوشته های بیشتر تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران را در جستجوی ارگ ایران بیابید،  ممکن است مطلب مورد نظر شما در برگه های دیگر باشد،  و یا در این فهرست بروز نشده باشد.

 

لینکها

 

1

کلیک کنید:  قصه گویی و نقالی در ایران

1 پست

2

کلیک کنید:  تاریخ شفاهی لالایی در ایران

 

3

کلیک کنید:

 

4

کلیک کنید:

 

5

کلیک کنید:

 

 

 

 

............

تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران

تاریخ شاهنامه فردوسی

    الف ــ   شاهنامه بایسنقری،  در میان شمار بسیار شاهنامه های مصور و آراسته موجود در کتابخانه ها و موزه های جهان یکی از نامور ترین و شناخته ترین آنها شاهنامه بایسنقری می باشد،  این کتاب نفیس با چند ویژگی از نسخه های مشهوری چون شاهنامه دموت و شاهنامه شاه طهماسبی که قبل و بعد از آن پدید آمدند برتری دارد.

      دو نسخه یاد شده قربانی آزمندی دارندگان آنها شده،  و شیرازه آنها از هم گسسته و برگ های آن را در گوشه و کنار جهان پراکنده شده اند.  اگر از چین افتادگی در متن آن بگذریم،  شاهنامه بایسنقری نسخه کامل و دست نخورده در میان شاهنامه های مشهور رده اول به شمار می آید.  دیگر آن که این نسخه از دیدگاه نفیس بودن و زیبایی و آراستگی در نوع خود کم مانند است.  ایران تا کنون دو اثر را در فهرست میراث مستند یونسکو به ثبت رسانده است،  شاهنامه بایسنقری و وقف نامه ربع رشیدی.

      نگارگری، تذهیب، تجلید و دیگر آرایه های کتاب با استادی تمام انجام گرفته و اگر از ضعف در خط نسخه آن هم به سبب همزمانی کتابت آن با آغاز تکامل قلم نستعلیق در گذریم،  این شاهنامه همه امتیازات لازم یک نسخه خطی را در خود دارد.  سومین امتیاز وجود مقدمه ای است،  که برای نخستین بار بر این شاهنامه افزوده اند،  ظاهراً به دستور بایسنقر میرزا که باید او را یکی از هنر دوست ترین شاهزاده های دوران مجموعه سلسله های ایرانی دانست.

      دست نویس های متعددی از شاهنامه گرد آوری نمودند،  و مقدمه ای مفصل با تلفیق مقدمه های پیشین به این شاهنامه و نسخه های دیگر آن نوشته شد.  هر چند این مقدمه از نظر درستی مطالب تاریخی و متن خود شاهنامه از دیدگاه داشتن خطا های نوشتاری و افزودن اشعار الحاقی دارای نقاط ضعف بسیار است،  در هر صورت تدوین آن موجب رواج بیشتر شاهنامه در ایران و در سراسر جهان شده.

      شاهنامه فردوسی به قطع رحلی 26 @ 38 سانتیمتر،  شامل 700 صفحه،  هر صفحه 31 سطر هر سطر سه بیت به قلم نستعلیق کتابت خفی جعفر بایسنقر،  کتابت شده به سال 833 هجری قمری برابر 1430 میلادی بر کاغذ خانبالغ نخودی است. 

      شاهنامه با شمسه مذهب عالی حاوی کتیبه ای به قلم رقاع،  بر زمینه زرین شامل نام و القاب بایسنقر میرزا آغاز می شود،  صفحه های دوم و سوم نسخه شامل تصویر شکارگاه است،  و بر دو صفحه مذهب به نقش دو ترنج نام و القاب آن شاهزاده دیده می شود.  دو صفحه حاوی مقدمه منثور و نیز دو صفحه آغاز متن شاهنامه با حاشیه های مذهب مرصع آراسته و بین السطور آن ها طلا اندازی شده است.

      نسخه را جمعاً با 22 تصویر آبرنگ بدون رقم نگارگر آراسته اند،  جلد این نسخه چرمی ضربی طلا پوش با دو حاشیه روغنی در بیرون و سوخته معرق طلایی بر زمینه لاجوردی در اندرون است.  این شاهنامه به شماره 716 در کتابخانه کاخ گلستان به ثیت رسیده،  و در سال 1350 خورشیدی به صورت چاپ لوحی در تهران منتشر شده است.  ....ادامه دارد.

تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران

چرا باید به ایرانی بودن خود افتخارکنیم

      سرزمین وسیع ایران به دلیل قرار داشتن در چهار راه تمدنی و وسط قاره کهن که در ایران و ایرانیان نوشته ام،  امکانات رشد و انکشاف تمدن و فرهنگ و دانش را بهتر از بقیه نقاط جهان داشت.  وظیفه امروز جوانان ایرانی است،  که با هوشیاری راه گذشتگان را در مسیر سازندگی تمدنی و فرهنگی و علمی ادامه دهند.  بدین منظور مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید کمک بزرگی می تواند باشد.

      اولین مردمانی که سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع کردند ایرانیان بودند،  در آثار به جای مانده در شوش و تخت جمشید کاملاً آشکار می باشد.  می بایست توسط جوانان میهن پرست تحقیقات گسترده تری در این باره انجام پذیرد،  و نسبت به شناسایی آن طرح های زیر بنایی شهری باستانی به جهان اقدام شود.

      اولین مردمانی که اسب را به جهان هدیه کردند ایرانیان بودند،  که به نام اوستی یا اسبی معروف شدند،  اکنون در قفقاز به نام استان اوستیای شمالی و جنوبی در کشورهای روسیه و گرجستان قرار دارند.  این دواستان تقاضای خود مختاری و آزادی می کنند،  باید ایرانی ها در همه جهان آنها را دریابند.  اولین مردمانی که حیوانات خانگی را تربیت کردند،  و جهت بهره مندی از آنان استفاده کردند ایرانیان بودند،  در قدیمی ترین افسانه ها و اسطوره ها گفته شده است.

      همچنین در آثار گورها و شهر های تاریخ ایران پیداست،  گاه دیده شده قطعاتی از آثار تاریخی نگهداری حیوانات به خوبی شناسایی نمی شود.  اولین مردمانی که مس را کشف کردند ایرانیان بودند،  در جیرفت و شهر های باستانی استان های مرکزی ایران آثار آن باقی است.  اولین مردمانی که روشن کردن آتش و استفاده از آن را در جهان کشف کردند،  ایرانیان بودند،  در آثار شهر سوخته و بسیاری از سایت های باستانی مشخص است.

      اولین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ایرانیان بودند، در شهر سیلک در اطراف کاشان و سایت های باستانی دیگر نمونه هایی از کوره های اولیه وجود دارد.  اولین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ایرانیان بودند،  رجوع به همان آثار شهرها و سایت های تاریخی شود.  اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند،  آثار به جا مانده از نخ و پوشاک بسیار است،  که نمونه در هیچ جای جهان ندارد.

      اولین مردمانی که سکه را در جهان ضرب کردند ایرانیان بودند،  به تاریخی سکه و پول مراجعه شود.  اولین مردمانی که حروف الفبا را ساختند، 7000 سال پیش در جنوب ایران، ایرانیان بودند،  رجوع شود به تاریخ خط و نویسایی در ایران.  اولین مردمانی که شیشه را کشف کردند،  و از آن برای منازل استفاده کردند ایراینان بودند،  در آثار تاریخی موزه ها و سایتهای تاریخی دیده می شود.

      . . . و بسیاری موضوعات و اختراعات و اکشافات از ایران بوده،  که نیازی نیست همه آنها را در اینجا بنویسم،  زیرا این وبلاگ برای باز نویسی مطالب تاریخی نیست،  فقط گاهی این کار جهت روشنتر شدن انجام می شود.  در سخن وبلاگ شیوه کار وبلاگ را گفته ام که خواندن آنرا پیشنهاد می کنم،  و منتظر نظرات عزیزان برای پیشبرد اهداف می باشم.

عکسی از شاهنامه فردوسی،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 2600.

   برچسب‌ها:  تاریخ آثار، آثار ادبی، آثار هنری، آثار شفاهی، فهرست تاریخ، تاریخ شاهنامه، ایرانی بودن.

تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران

پرسشها و پاسخها

بخشی از نظرها و پرسشهای این برگه

   نظر و پرسش شما:  . . . نظر و پرسش خود را بنویسید . . .  در اینجا

   انوش راوید:  منتظر پرسشها و نظرهای شما گرامیان هستیم.

 

. . . .

تاریخ آثار ادبی هنری شفاهی ایران

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

............................

 کلیک کنید:  معروف ترین کتیبه های ایران

کلیک کنید:  هلنیسم دروغ دیگر تاریخ تقلبی

کلیک کنید:  پیدایش تحولات اجتماعی در ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس با ما      :     http://arqir.com/1

تاریخ ارسال: چهارشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1397 ساعت 07:55 ق.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

اسطوره آرش و پیدایش رویان

اسطوره آرش و پیدایش رویان

نگارش:  ابوالحسن واعظی تنکابنی

تصویر مجسمه آرش در شهر ساری،  عکس شماره 3574 .

 اسطوره آرش و پیدایش رویان

چکیده

      برابر متون تاریخی تولد و پیدایش رویان با حماسه آرش ملازمت تمام دارد.  اسطوره آرش نقطه غرور ملی ما ایرانیان است،  که در درازنای تاریخ حیات خویش را علیرغم حوادث سنگین روزگاران ادامه داده است،  و با گذشت زمان سینه به سینه و نسل به نسل قرون و اعصار تاریخ را در نوردیده در میان ایرانیان بویژه مازندران غربی که در بر پائی جشن تیرگان سیزده همواره پای می فشارند راه یافته است.

      آرش که کمانداری سخت ورزیده بود در پی مصالحه ایران و توران تیری را به فرمان اهورا مزدا در کمان نهاد و با همه توانش آن را سوی فرارودان (ماوراءالنهر ) رها کرد این تیر پس از پیمودن مسافتی بعید بر درخت گردویی بزرگ نشست و در پی آن روح آرش نیز به جهان مینوی واصل شد این تیر اهورایی ایران شهر را که چندی میدان تاخت و تاز افراسیاب شده بود رهایی بخشید بدینسان اسطوره آرش سبب پیدایش رویان باستان گردید اسطوره آرش نمادی بارز از حیات ملی ایران در دوره پیش از اسلام و پس از اسلام است.

   کلید واژگان:  آرش  ، اسطوره   ،  حماسه  ، رویان   ، بندهشن

 اسطوره آرش و پیدایش رویان

پیش گفتار

      ناحیه ای که امروز به رویان نامبردار گشته ، سرزمینی است که افتخاراتی بزرگ را در حیطه ای اساطیر و عرصه تاریخ به نمایش گذاشته است اسطورآرش که خواست گاه آن ادیان بود نه آن که پرتاب تیرش به فرمان اهورا مزدا در دورترین نقطه وراروردان کهن (ماوراء النهر) بر تنه درخت گردوئی تناور و گشن نشست و در بیرون راندن نیروهای اهریمنی کارگر افتاد،  بلکه باید آن را نمادی از نبرد مداوم بین خیر و شر شایست و شایست و ایران و انیران دانست.

      آرش که کمانداری سخت نیرومند بود به این مهم برگزیده شد وی با همه توانش جان خویش را بر سر کاری سترک نهاد و سرانجام خود به جهان معنوی واصل شد چنین شد که ولایت مازندران به ویژه سوی باختری آن خواستگاه چنان حماسه ای شگفت انگیز گشت و در برابر حوادث روزگاران سربلند و سرفراز بیرون آمد  در این جهت که عنوان پژوهش « اسطوره آرش و تولد رویان» است روا نمی دانم که از دو مقاله در اینجا یاد نشود.

      نخست مقاله آرش کمانگیر از شادروان طاهری شهاب در مجله جلوه و دیگری مقاله ای از شادروان محمود ارج الامینی  تحت عنوان جشن تیرگان که در مجله چیستا شماره دهم چاپ و نشر شده است.  هر چند مقالات پراکنده ای هم از سوی برخی محققین با عناوینی گوناگون به رشته تحریر در آمده که گزارش فهرست کامل آن از حوصله این بحث خارج است مّولف کوشیده است با بهره گیری از منابع دست اول و برخی منابع دست دوم، تصویری روشن از حماسه آرش و تجلی آن در ادبیات شفاهی مازندران غربی بویژه تنکابن قدیم به دست دهد و بر این باور است که هنوز مواردی از حماسه آرش در بوته ابهام و فراموشی قرار دارد.  بنابر این باب تحقیق همچنان مفتوح خواهد ماند.

اسطوره آرش و پیدایش رویان

پیدایش رویان و وجه تسمیه آن

      نام رویان در نوشته های پیش از اسلام و پس از آن به گونه هایی چند آمده است چنان که در کتاب جغرافیای موسی خورنی «روین» ( مارکوارت ، 1373 ، 255) در کتاب بند هشن « رویشمند»  (بند هشن ، 1385 ، 71  ) نامه تنسر « رویان » ( نامه تنسر ، 1354 ، 49) و در کتابهای تاریخ طبرستان ابن اسفند و تاریخ رویان مولانا اولیا الله آملی نیز رویان آمده است مورخین محلی بنیان رویان را بسان دیگر شهر های باستانی ایران شهر به افسانه هایی نسبت داده اند که از سوی نویسندگانی چون ابن اسفندیار ، اولیا الله آملی و مرعشی متفقاً بدان اشاره شده است در باب پیدایش رویان چنین چنین نوشته اند:

      در روزگار منوچهر ، افراسیاب تورانی به ایران شهر لشکر کشید منوچهر سپاهی به فرماندهی قارن کاوه و آرش رازی به جنگ افراسیاب فرستاد و چون افراسیاب چند بار از قارن شکست خورد دست به نیرنگی زد بدینسان نامه ای به قارن نوشت و به او وعده داد که اگر ایران شهر را به چنگ آورد، فرمانروایی آن را به قارن واخواهد گذاشت اما این نامه را به دست منوچهر رساندند پس منوچهر به قارن خشم گرفت و به جای وی آرش را به سپهداری لشکر ایران گماشت اما چون قارن برکنار شد افراسیاب به آسانی بر سپاه ایران پیروز شد منوچهر ناگزیر شد که خود در ری با افرسایاب نبرد کند ولی افراسیاب بر او چیره شد منوچهر از ری به مازندران گریخت و در قلعه ی مور که اینک در کجور بر جاست جای گرفت افراسیاب به دنبال او به آمل آمد و در زیر درختی گشن اردو زد و او ده سال برای دستگیر کردن منوچهر در آنجا ماند اما چون از یافتن منوچهر درمانده شد دو گروه از ایرانیان و تورانیان پیمان بستند که مرزهای پادشاهی منوچهر با تیری که آرش بیندازد معین گردد.

      آرش تیری انداخت که به مرو رسید و مرز ایران و توران مشخص شد داستان تیراندازی آرش در ادبیات پیش از اسلام و چه پس از اسلام مذکور است اما اینکه آرش تیر خود را از کجا رها کرد میان مورخین اختلاف نظر دیده می شود به گمان دار مستتر کوهی را که آرش از بالای آن تیری را پرتاب کرده است باید یکی از قلل جبال فرشوادگر باشد .

   فخرالدین اسعد گرگانی در منظومه ویس و رامین خـویش جای تیـر را سـاری می داند می گوید :

اگر خوانند آرش را کمانگیر <><> که از ساری به مرو انداخت یک تیر

      ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه می گوید : که آرش از کوه رویان تیر انداخت.فقدان مدارک جغرافیایی باستان سبب شد که به یقین نتوان گفت که این کوه در کجای ایران شهر واقع بود و اکنون چه نام دارد شاید کهن ترین متنی که واژه ی رویان را به عنوان ناحیه مشخص کرده نامه تنسر به گشنسف باشد چه آنکه رویان در آغاز جزء ولایات فراشوادگر بوده است.

      در روزگاران باستان نام رویان به عنوان بخش کوهستانی دیلمان به شمار می رفت و جزء قلمروی پادشاهی جشنف شاه بود چنانکه از نوشته های جغرافی دانان بر می آید رویان در گذشته نام بخش باختری تبرستان و شامل نواحی تنکابن قدیم ، کلاردشت ، چالوس ، نوشهر ، کجورو نور بوده است.

      در اوایل سده ی هفتم هجری به زمان استاندار بیستون زرین کمر اندک اندک نام رویان تغییر یافت و در نوشته های مورخینی چون مولانا اولیاء ا... آملی واژه رستمدار جای آن را گرفت به تدریج نام رویان از اذهان مردم آن روزگاران پاک شد و رستمدار جانشین آن گردید . در زمان حکومت سادات کیایی و فدائیان اسماعیلی رستمدار تجزیه شد و به نور و کجور تقسیم شد. از این پس ولایت رویان که بعدها رستمدار می شد در هیات محال ثلاثه به مرکزیت تنکابن ظهور کرد در سال 1316 شمسی برابر اصلاحیه قانون مدون تقسیمات کشوری شهرستان نوشهر و چالوس و رودسر از تنکابن جدا شد بدینگونه اتحاد ولایت رویان فرو پاشید در نامگذاری جدید، علمده که در گذشته های دور اهلم نامیده می شد به رویان نامبردار گشته است

      زمان پیدایش اتحادیه محال ثلاثه به مرکزیت تنکابن را باید مقارن آغاز حکومت قاجار بویژه به قدرت رسیدن خاندان خلعت بری که از خاندان های حکومتگر محلی بودند دانست .

   ــ  جشن تیرگان = تیر ماه تیره

      نوشته های کهن مناسب جشن تیرگان را منطبق بر حماسه ی تعیین مرز ایران با تیر اندازی آرش می دانند در اوستا آمده است:

      ستاره را یومند و فرهمند را می شناسیم که شتابان بدان سوی پرواز می کند به سوی دریای فراخکرت پرواز کند مانند تیر ارخش (آرش)بهترین تیرانداز ایرانی که از کوه ائیریوخشوث به طرف کوه خواتوت پرتاب گردید .(یسنا ، 1356، 56 )

      گردیزی برگزاری جشن تیرگان را اینگونه شرح می دهد:

      تیرگان سیزدهم ماه تیر موافق ما هست و این آن روز بود که آرش تیر انداخت اندر آن وقت که میان منوچهر و افراسیاب صلح افتاد و منوچهر گفت هر جا که تیر تو برسد از آن توباشد پس آرش تیر بینداخت از کوه رویان و آن تیر اندر کوهی افتاد میان فرغانه و طخارستان و آن تیر روز دیگر بدین کوه رسید و مغان دیگر روز جشن کنند و گویند دو دیگر اینجا برسید و اندر تیرگان پارسیان غسل کنند و سفالین ها بشکنند و چنین گویند که اندر این روز مردمان از حصار افراسیاب برستند و هر کسی بر سر کار خویش شدند و هم اندر این ایام گندم با میوه پزند و بخورند و گویند : اندران که همه گندم پختند و خوردند که آرد نتوانستند کرد زیرا که همه اندر حصار بودند سرشستن از بهر آن است که چنین گویند : که چون کیخسرو از حرب افراسیاب بازگشت بر سر چشمه ای فرود آمد تنها خوابش فرو برد پس بیژن بن گیو فراز رسید او را خفته یافته آب بر وی زد تا از خواب بیدار شد و اندرین روز غسل کردن میان ایشان رسم بماند.

      ابوریحان بیرونی جشن تیرگان را به گونه ای دیگر بیان می کند:

      روز سیزدهم تیر ماه روز تیر است و عیدی است تیرگان نام دارد و برای اتفاق دو نام و برای این عید دو سبب است یکی آن است که افراسیاب چون به کشور ایران غلبه کرد و منوچهر را در طبرستان در محاصره گرفت منوچهر از افراسیاب خواهش کرد که از کشور ایران به اندازه ی یک تیر و کمان بگیرد و به اندازه ای که به سازنده آن نشان داد چنانکه در کتاب اوستا ذکر شده و آرش را که مردی با دیانت بود حاضر کردند گفت:

      که تو باید این تیر و کمان را بگیری و پرتاب کنی و آرش بر پا خواست و برهنه شد و گفت : ای پادشاه وای مردم بدن مرا ببندید که از هر زخمی و جراحتی و علتی سالم است و من یقین دارم که چون این کمان این تیر بیندازم پاره پاره  خواهم شد و خود را تلف خواهم نمود ولی من خود را فدای شما کردم سپس برهنه شد و به قوت و نیروئی که خداوند به او داده بود کمان را تا بنا گوش خود کشید و خود پاره پاره شد و خداوندباد را امر کرد که تیر او را از کوه رویان بردارد و به اقصای خراسان که میان فرغانه و طبرستان است پرتاب کند و این تیر در موقع فرود آمدن به درخت گردوی بزرگی گرفت که در جهان از بزرگی مانند نداشت و برخی گفته اند از محل پرتاب تیر تا آنجا که افتاد هزار فرسخ بود و منوچهر و افراسیاب به همین مقدار زمین با هم صلح کردند.

اسطوره آرش و پیدایش رویان

رفع ابهام

      جنگ میان ایزد باران تیشتر و دیوخشکی اپوش یکی از اسطوره های نمادین نبرد میان خیر و شر در ایران باستان است سرزمین پهناور ایران از دیر باز با کم آبی و خشکی روبرو بود و چنانکه در کتیبه داریوش آمده است مردم ایران شهر همواره  از سه عامل در رنج بودند جنگ ، ناامنی و خشکی آنچنان که از متون دینی و تاریخی بر می آید اقوام آریایی به خاطر وجود یخبندان و سرمای شدید ناگزیر به مهاجرت به سرزمین ایران شدند.

       اصولاً آریایی ها پیش از کوچ بزرگ به ایران شهر با پدیده ای به نام خشکی مواجه نبودند تا اسطوره های ایزد باران و دیو خشکی به آنها منتسب گردد بلکه باید خاستگاه این اسطوره را در میان بوم زادان ایران پیش از مهاجرت قبایل آریایی جستجو کرد یا اینکه بپذیریم که اسطوره ایزد باران و دیو خشکی از اسطوره های مشترک میان ملل باشد در این صورت باید آن را در حوزه ادبیات تطبیقی بررسی کرد. آنچه را که داستان آرش در ذهن متبادر می سازد این است که انداختن تیر به دست آرش خود سبب تسمیه این جشن و بر پایی آن شده است در حالیکه تیری را که ارخش پرتاب کرد در روز سیزدهم تیرو مصادف با جشن تیرگان بوده از عبارت پایانی ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه هویدا است زیرا وی می نــویسـد :  و ایـن قضـیه در چـنین روزی بــود و مــردم آن را عـیـد گـرفـتنـد.

اسطوره آرش و پیدایش رویان

جشن تیرگان یا تیرماه سیزده در تنکابن

      هر چند جشن تیرگان از جشن های بزرگ ایرانیان نیست ولی از گذشته تا کنون در جای جای گیلان و مازندران بویژه نواحی کوهستانی آن برگزار می شد اسکند بیک مولف عالم آرای عباسی می نویسد : شاه عباس جشن آب ریزان را شگون گرفته هر ساله در اوائل برج سرطان (تیر ماه) به انجام مراسم این جشن اقدام می کرد همو در وقایع سال 1021 هـ.ق می نویسد: که شاه عباس به سفر مازندران و گیلان رفته بود مراسم این جشن در قصبه ی رودسر با حضور شاه انجام گرفت.

      در تنکابن همه ساله در مناطق کوهستانی بویژه در دو هزار جشن تیرگان که در گویش تنکابنی تیر ماه سیزده نامیده می شود برگزار می شود در این شب شخصی با لباس مبدل دستمال بر سربسته و صورتش را سیاه و خود را به لال می نماید این شخص لال شوش Lalsus   می نامند و در حالیکه چند نفر او را همراهی می کنند وارد خانه ها شده تر که ای که در دست دارد و به آن شوش   گفته می شود با آن ضربه ای به ساکنین خانه می زند و باور دارند هر کس که به دست او نواخته شود تا سال دیگر مریض نمی شود او مخصوصاً به سراغ زنان نازا و حیوانات نازا، دختران دم بخت ، درختان بی میوه می رود و با ترکه به آنها می زند تا یکنفر از حاضران پا در میانی و ضمانت می کند مثلاً می گوید من ضمانت می کنم این دختر سال بعد باردار شود و یا این درخت بارور گردد . صاحبان خانه به آنان شیرینی گندم ، برنج ، گردو ، و یا خوراکی می دهد و آمدن لال را به خانه و کاشانه ی خود را به فال نیک می گیرند.

      شادروان سید حسن تقی زاده می نویسد :  از اعیاد و جشن های قدیم فقط یکی در مازندران باقی است و آن سیزده تیر ماه قدیم است که آن را تیر ماه سیزده می گویند در شب  سیزدهم ماه مزبور هر خانواده در خانه ی خود بهترین غذا را تهیه و انواع میوه ها را بر سر سفره خویش می چیند و شادی می کنند .جوان ها برای خواستن  مراد به در خانه ها رفته و از پنجره دستمال به اطاق صاحب خانه پرتاب می کنند و صاحب خانه میوه و شیرینی به دستمال بسته و به بیرون پرتاب می کند.

      مرحوم تقی زاده در سال 1317 خورشیدی خود شاهد برگزاری این جشن در مازندران بود.

اسطوره آرش و پیدایش رویان

نتیجه بحث

      جشن تیرگان (تیر ماه سیزده) از عهد باستان تا حال در مناطق گیلان و مازندران و نواحی کوهستانی تنکابن بر پا می شود با آنکه این رویداد مربوط به دوره ی اساطیری ایران است تا کنون فروغ خود را از دست نداده و با گذشت زمان همچنان به حیات ملی خود ادامه می دهد. اسطوره آرش نمونه ای  بارز از اساطیر ملی ایرانیان و علت پیدایش رویان باستان نیز می باشد.

   توجه:  جهت منابع و مأخذ تماس بگیرید.

   برچسب‌ها: اسطوره آرش، پیدایش رویان، ابوالحسن واعظی تنکابنی، مجسمه آرش، شهر ساری، آرش، اسطوره، حماسه، رویان، بندهشن.

اسطوره آرش و پیدایش رویان

پرسشها و پاسخها

بخشی از نظرها و پرسشهای این برگه

   نظر و پرسش شما:  . . . نظر و پرسش خود را بنویسید . . .  در اینجا

   انوش راوید:  منتظر پرسشها و نظرهای شما گرامیان هستیم.

 

. . . .

اسطوره آرش و پیدایش رویان

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

گفتاری از استاد تاریخ ابوالحسن واعظی تنکابنی، درباره آرامگاه، ابوحامد محمد غزالی

کلیک کنید:  داستان کهن بزبز قندی

کلیک کنید:  تاریخ و جغرافیای استانهای ایران

کلیک کنید:  هیئت های هدیه آورنده به تخت جمشید

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس با ما      :     http://arqir.com/1

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 25 مرداد‌ماه سال 1397 ساعت 11:23 ق.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

نقش زن در تاریخ گیلان مازندران،  بخشی از مطالب کتاب آذرنگ نوشته نگارنده،  جهانگیر دانای علمی.

نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

نقش زن در تاریخ گیلان و مازندران از گذشته دور تا ....

بخشی از مطالب کتاب " آذرنگ " نوشته نگارنده

(جهانگیر دانای علمی)

تصویر از زنان گیلان و مازندران،  عکس شماره 8824.

این برگه پیوست لینک زیر است:

کلیک کنید:  تحقیقات جدید پژوهشگران درباره ایران

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

چکیده مطلب

      زنان در درازای تاریخ گیلان و مازندران نقش ویژه ای را ایفاء نمودند،  که در این نوشتار ابتدا از نقش زن در گذشته های دور یادی شده است.  زنان در شمال ایران در دوران قدیم هم چون مردان به کار و کوشش و تمرین جنگ می پرداختند و دوش به دوش آنان بیشترین مسئولیت را به عهده می گرفتند،  چنان که تاریخ و جغرافیا نویس دوران باستان از زنان شمال ایران با خصوصیاتی هم چون مردان یاد کرده اند.

      در دوران بعد از اسلام زنان نقشی ارزنده در مورد حفظ آب و خاک خود همانند مردان بر عهده داشتند؛ چنان که در زمان حمله اعراب ،نقش زنان در کمک به ونداد هرمز انکار ناپذیر بود.  با وجود آن و آزادی نسبی که مردان شمال نسبت به دیگر مناطق در اختیار زنان قرار می دادند ولیکن خصلت مردسالارانه و خوی برتری جویی ، باعث سرخوردگی یاحقارت زن می شد ، حتا گاهی اوقات او مجبور بود ناظر کشته شدن فرزندان خویش در شرایطی خاص باشد؛  بنابراین اگر او فریادی دردمندانه می کشید جواب او از طرف شوهرش ، خنجر بُران بود یا ریسمانی به دور گردنش آویخته می شد  تا فریادش خاموش شود.  گاهی او برای حفظ باورها و اعتقادات خویش دست به خود کشی می زد تا نامش در میان مردم منطقه به بدی یاد نشود.

       با این تفاسیر عده ای از زنان نقشی سیاستمدارنه  در برهه ای خاص با به خطر انداختن جان خود برای زنده ماندن فرزندان یا نجات مردم زادگاه خویش به کار می برند.

      در خاتمه این نوشتارازاولین فعالیت مطبوعاتی زنان در گیلان واز پایه گذاری نشریه ای  به نام « نامه نسوان شرق » نوشته شد ؛ زیرا آن فتح البابی شد برای چاپ نشریه دیگر به نام « پیک سعادت نسوان» تا از آن طریق زنان ایده ها و آرزوی های خود را بیان کنند.  در این بخش از نقش زن در رشادت، وفا، نفوذ کلام تا انتقام و غیره در ادوار گوناگون یاد شده است.

   کلید واژگان:  زن در دوران باستان ، در دوران بعد از اسلام،  هنرزن،  سیاست زن،  جمعیت پیک نسوان.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

مقدمه

      در طول تاریخ سرزمین گیلان و مازندران، مردم گواه رویدادهای بسیاری بوده اند، که اغلب رویدادها تحولاتی را به دنبال داشته اند که در این مورد باید از نقش زنان یاد کرد که اهمیت ویژه ای داشته است.

زنان در شمال ایران،  نه همان یکی از اعضای مهم خانواده محسوب می شده اند بلکه به علت نقش حساس خود  در عرصه تولید و تقسیم کار همیشه یک نوع وابستگی متقابل بین آن ها و مردان وجود داشت حتا وابستگی و همبستگی ژرف  تنها درادب معیشت و کارنبود و درنبرد و مبارزه ، هم اندیشی  و سازندگی و به عبارتی در تمام ابعاد به چشم  می خورد و نادیده انگاشتن  زن در شمال ایران یعنی نابودی و از هم پاشیدگی زندگی مشترک و در نهایت به فروپاشی نظام خانواده می انجامید و کوته سخن آن که زنان در گیلان و مازندران در درازای تاریخ جایگاه بسی مهم داشته و دارند ، اگر به دقت و به درستی بنگریم در می یابیم  که زنان در شمال گاهی به ضرورت، حرکت ها و تلاش هایی را انجام داده اند که به تحولات مهمی انجامیده است، با توجه به این که زن در شمال ایران نقش کلیدی را در اکثر مواقع انجام می داده اند متأسفانه در باره آن ها کمتر نوشته شده است یا نویسندگانی هم هستند که فقط از عمل کرد منفی عده ای از زن ها که نشان از بد نهادی یا کج پنداری آن هاست سخن به میان آورده اند که زیبنده نمی نماید.  اگر قرار است موضوعی مورد بررسی و مداقه قرار گیرد بایدآن را از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار داد وقتی از جفا و بی وفایی نوشته می شود باید از وفاداری و جان برسر عشق دادن هم یاد کرد چنان که در برابر ضعف زبونی باید از دلیری، هوشمندی و سیاست موضع مورد نظر یاد کرد ، یا  قسی القلب بودن در برابر مهربانی و موضوعات دیگر که در این نوشتار ما سعی کرده ایم موضوعات مختلفی که قهرمان اصلی آن زنان گیلانی یا مازندرانی بوده اند را به انحاء گوناگون عنوان کنیم که البته مطالبی که نوشته شده، جزئی از وقایعه ای است که در این سرزمین و در شمال ایران اتفاق افتاده ،چنان که غیرازنوشتار کتب و متونی که در دوران گوناگون نوشته شده مطالب شفاهی  درباره ی سوژه های مورد نظر باقی مانده که از طریق شعر و آهنگ بیان شده  که بررسی منظومه یا ترانه ای بازگوی شرایط فرهنگی ،اجتماعی ،تاریخی  و حتا سیاسی زمانی خاص را نشان می دهد که آهنگ «هیبت» یکی از آن موارد می باشد.  اکنون به کوتاهی یادی از فداکاری ها، رشادت ها و حتی معصومیت های زنان شمال یادی می کنیم.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

صفات و خصوصیات زن پیش از اسلام

    در کتب و متون قدیمی در باره شکل ظاهری زنان مازندران  از گذشته های دور آمده این است:  که در آن دوران در منطقه شمال ایران زنان تپوری لباس سفید می پوشیدند و موهاشان کوتاه و مردهای آن ها لباس سیاه می پوشیدند و موهایشان بلند بود.  هم چنین درمورد قوم مردها (1) چنین آمده که آن ها غارهایی در دل کوه می کندند و با خانواده خود زندگی می کردند و بیشتر غذای آن ها ازگوشت حیوانات اهلی یا از حیوانات وحشی بود.

   1 ــ  مردها یا قوم آماردها:  از مردم بومی شمال ایران قبل از هجوم آریایی ها بوده اند و  جای گاه آن ها بین کادوسیان (گیلان ) و تپوری ها (مازندران) بوده است.

      پیرنیا به نقل از« کنت کورث » در بارۀ زنان قوم« آمارد» نوشته است: «حتا زنان آن ها فاقد صفاتی می باشند که از خصایص زن ها است یعنی ظرافت و لطافت ندارند.  لباس آنان تا زانو نمی رسد، موهای سرشان راست ایستاده و فلاخنی برسر دارند که زینت و هم اسلحه آن هاست» (پیرنیا ، 1370 : 1426).

      البته این نکته را در مورد نوشته کنت کورث باید این نکته یاد آوری کرد که عدم ظرافت و لطافت زن های آماردی در کار و کوشش و سخت کوشی آن ها بوده است که دوش به دوش مردان خود کارو کوشش  می کردند . علاوه بر آن احیاناً آموزش های مخصوص جنگی هم می دیدند که دقیقا ً در مورد این موضوع در طول تاریخ موارد بسیاری مطرح شده است که بازتاب سخت کوشی و باهوشی ورشادت زنان شمال حتا به شکل داستان و شعر نیز نوشته  شده است که نمونه بارزآن داستان «عزیز و نگار»  است که عده ای از محققان داستان  «عزیز و نگار»  را منسوب به دوران اسماعیلیان می دانند که قبلاً در مورد آن در کتاب «آداب های بازمانده از گذشته های دور» در بخش کشتی نوشته شد.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

نقش زنان در تاریخ بعد از اسلام

      قبل از آن که در مورد نقش مختلف زنان در جامعه بعد از اسلام بررسی هایی انجام گیرد لازم است،  در بارۀ آداب و رسومی که در باره آن ها انجام می شد توضیح داده شود.

       شمس الدین بشاری معروف به «مقدسی» در کتاب «احسن التقاسیم » اطلاعات سودمندی درباره مردم شمال ایران بدست می دهد.  او در خصوص مردم دیلم گوید:  «دیلمان رسم های شگفت دارند ایشان به بیگانه زن نمی دهند» (مقدسی ،  1361 :  545).

     «زنی که شوهرش بمیرد شوهر نمی کند اگر ازدواج کرد کودکان گرد آیند و سنگ به در خانه اش  پرتاب کنند» (پیشین : 547)

      مؤلف ناشناس کتاب «حدود العالم من المشرق الی المغرب » در مورد خصوصیات مردم گیل و دیلم چنین نوشته: « کار کشت و بذر زنان کنند و مردانشان را هیچ کاری نیست مگر حرب ،گاه بود مردم بسیار کشته شوند و مصیبت باقی ماند »( حدود العالم ، 1362 :  440).

      در مورد آیین همسری و ازدواج، مقدسی گوید:  «هرگاه پسری خواهان دختری شود با او پیش خانواده دختر می رود،  خانواده دختر از پسر پذیرایی می کنند و گرامی  می دارند اگر او کَرم ایشان را پذیرفت سه روز مهمانش می کنند و برای عروسی ندا می دهند و این پس از آنست که او (یعنی پسر) یک هفته با دختر در خانه اش تنها می ماند و برنامه ریزی می کنند.  آن گاه مقدسی از شخصی به نام ابونابتۀ انصاری می پرسد که آیا ایشان پیش از عقد به هم می رسند ؟ انصاری در پاسخ  می دهد اگر چنین آشکار شود داماد را می کشند» (مقدسی:  546).

      از نوشته های مقدسی و اظهار نظرها او می توان به اوج اعتماد به نفس زنان و دختران شمالی پی برد.

      از دیگر رسومی که طی سده ها هم چون بختک بر سر زنان شمالی بخصوص زنان گیلانی سنگینی می کرده، رسم «زن زر» بوده است.  یعنی هرگاه دختری می خواست عروسی کند، خانواده او باید از بابت ازدواج،  پولی به حاکم می دادند.  البته در بعضی از مواقع توقع حاکم فراتر از مادیات صورت می گرفت که قلم از نوشتن آن شرم می کند که این رسم تا زمان سلطان احمد خان (940-911) ادامه پیدا کرد که در زمان او آن رسم از بین رفت (تاریخ خانی،   1352: 339).

      رسم عجیب دیگر در مورد ارث بود،  به قول سید ظهیرالدین مرعشی:  «اگر کسی را پسر نبود به دختر میراث می دادند ( گیلان و دیلمستان، 1364: 415).  این رسم در زمان سلطان علی میرزا منسوخ و ازبین رفت.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

رشادت زنان مازندرانی

      در منابع آمده است که زنان شمال ایران برا ی حفظ آب و خاک خود از جان خویش مایه می گذاشتند چنان که در زمان «ونداد هرمز» (جد مازیار) هنگامی که روزی را برای کشتن یاران و سربازان خلیفه معلوم کرده بودند،  زنان غیوری که به اجبار به عقد یاران خلیفه در آمده بودند در روز موعود ریش شوهرانشان را گرفتند و با قدرت و زور خود آن مردان را از مخفی گاه خود بیرون می آوردند،  و در اختیار سپاهیان غیور مازندرانی  سپردند،  که در یک روز تمام عرب های اسیر شده را به قتل رساندند( ابن اسفندیار ، 1320 : 183 و سید ظهیرالدین مرعشی ، 1361: 60).

      ملا شیخعلی گیلانی در باره ی آن موضوع نوشته است :« یک روز صباح تا چاشت موازی شصت هزار عرب را به قتل آوردند.  اثر زنان ولایت را خواسته بودند تا شوهران خود را بکشند.  آن زنان دست های مردان را بسته به اهالی ولایت سپردند» (شیخعلی گیلانی،1353: 63). 

      بعد از آن واقعه ،خلیفه عباسی ، سردار معروف خود به نام «شیطان فرغانی» را همراه با سپاهیان بسیار به سوی طبرستان فرستاد که او توسط «ونداد هرمز» کشته شد و خلیفه دیگر بارسردار خود «فراشه» را با ده هزار نفر سپاهی کار آزموده به طبرستان فرستاد.  زنان و مردان مازندرانی به کمک هم که اسلحه آن ها فقط داس و دهره بود سپاهیان عرب را به شیوه «کمین نشینی» شکست دادند،  که موضوع کامل آن در «آداب و رسوم جنگ و شیوه ها و فنون جنگ» در کتاب "آذرنگ" آورده شده است.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

شجاعت و غیرت زنان

      از تعصب و غیرت و شجاعت زنان مازندرانی وصراحت گفتار آن ها به مردانشان در زمان یعقوب لیث می توان یاد کرد.

      زمانی که یعقوب لیث به تعقیب حسن بن زید (داعی کبیر) از آمل به سوی «شرز» روان شد و به یکی از کوهستان های طبرستان رسید که در آن جا با باران شدیدی و متداومی روبرو شد که آن باران تا چهل روز ادامه یافت.

      طبری در آن مورد نوشته: «یعقوب بر کوهی رفته بود چون می خواست فرود آید میسر نبود مگر آن که کسان،  وی را بر دوش گرفتند که بیشتر مرکوب های وی از بین رفت یعقوب پس از بررسی منطقه دستور باز گشت داد»

      یعقوب مجبور شد که عقب نشینی کند؛  زیرا زنان مازندرانی یک صدا هم رأی شده بودند که جلوی پیشروی او را بگیرند.  زیرا زنان شجاع دیگر غارت و خرابی و کشتار غریبه را به سرزمین خود نمی توانستند تحمل کنند زنان مازندرانی با تمام وجود و شجاعت غیر قابل وصف به مردان خود نهیب می زدند تا با هر نوع سلاحی در برابر متجاوزین به سرزمین خود بایستند و پایداری کنند.  زنان هم قول کمین نشینی را داده بودند تا دمار از سپاهیان یعقوب در آورند.  طبری در آن باره نوشته است:  «زنان آن ناحیه به مردانشان گفتند بگذاریدش به این راه در آید اگر در آید زحمت او را بس می کنیم یا ما او را برای شما اسیرش کنیم» (طبری ، 1373 ج15 : 6442) (1).

      همگام بودن زنان و مردان مازندرانی همراه با طبیعت سرسخت باعث شد تا یعقوب با تلفاتی حدود چهل هزار نفر طبرستان را ترک کند (شیخ علی گیلانی ،1352 : 66).

  1 ــ  هنگامی که نگارنده در باره ی آداب و رسوم کشتی تحقیق می کردم شنیده بودم که در بعضی از نقاط مازندران دخترها یا زنان مازندرانی آن چنان شجاع و دلیر هستند،  که با مردهای فامیل که کشتی گیر هستند کشتی می گیرند و آن ها را برزمین می زنند.  چنان که آقای پرویز عزیززاده آرایی عنوان کرد که:  در زمانی که هفت سالش بود چنین موردی را دیده،  وی به نقل از پدر خانمش «مصطفی رمضانی» عنوان کرد که:  در زمان قدیم در «شوب کلایه» (پانزده کیلومتری بابل) کشتی محلی  انجام می شده که دختر با افراد فامیل یا حتا برادر خود کشتی می گرفت و آن ها را برزمین می زد.  با توجه به این که از « شوب کلایه» چندین نام آور کشتی در عرصه جهانی درخشیده اند و کشتی گرفتن در این منطقه جزیی از ورزش و فرهنگ آن ها شده است.

      البته رسم کشتی گرفتن بین دخترها و پسرها در گذشته های دور هم معمول بوده چنان که در داستان «عزیزو نگار» دختری به نام «نگار» شرط ازدواج با جوانان منطقه را شکست خوردن از دست آن ها در کشتی عنوان کرده بود که قبلاً در این مورد و انواع کشتی محلی مطالبی را نوشته ام؛  بنابراین اگر زنان ادعایی می کردند به دلیل آن بود که هم به روش کمین نشینی آگاه بودند و هم به قدرت خویش اطمینان داشتند تا در رویارویی با دشمن بتوانند حق آن ها را کف دستشان بگذراند و این مطلب«ابن اثیر» اغراق نمی باشد.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

رشادت و وفای زن

      در تاریخ از رشادت زنی به نام «هیبت» یاد شده است که نامش همواره برای مردم گیلان زمین ، مایه مباهات و افتخار بوده است و برای فداکاری ها و رشادت های او حتا شعری سروده اند که هنوز بعضی از مردم گیلان آن را ترنم می کنند.  در آن شعر از او و شوهرش به نام «صفرخان» که به دست قزاقان کشته شد و عموی شوهرش حیدرخان نیز یاد شده است 0برای این که بهتر با شخصیت« هیبت» آشنا شویم لازم می دانیم ابتدا توضیحی در بارۀ «حیدرخان » و «صفرخان» بدهیم.

      گویند دو برادر به نام حیدرخان و قره خان پسران «آدینه خان» در منطقه دیلمان به واسطه رشادت ها و بی باکی، مشهور خاص و عام بودند که عمل کرد آن ها عاملی شده بود که حتا میرزا کوچک خان توصیه و پیشنهاد  تشکیل گروهی از جوانان و مردان گیل و گالش را علیه مالکان به او کرد  که حیدر خان پس از قبول کردن شرایط میرزا،  بر علیه مالکان قیام نمودکه به دنبال آن،  با وجود اعدام یاران و دوستانش توسط حکومت،  هیچ تزلزلی دروی راه نیافت.  میان همراهان حیدرخان دو برادر زاده اش به نام «صفرخان» و «صفایی» از بهترین یاران و تیراندازان او محسوب می شدند و حیدرخان آن ها را هم چون دوچشم خویش دوست داشت

     البته رسم  کشتی گرفتن بین دخترها و پسرها در گذشته های دور هم معمول بوده چنان که در داستان «عزیز و نگار»  دختری به نام «نگار» شرط ازدواج با جوانان منطقه را شکست خوردن از دست آن ها در کشتی عنوان کرده بود که قبلاً در این مورد و انواع کشتی محلی مطالبی را نوشته ام؛  بنابراین اگر زنان ادعایی می کردند به دلیل آن بود که هم به روش کمین نشینی آگاه بودندو هم به قدرت خویش اطمینان داشتند تا در رویارویی با دشمن بتوانند حق آن ها را کف دستشان بگذراند واین مطلب« ابن اثیر»  اغراق نمی باشد

حیدر و یارانش هنگامی که به روستاهای جنوب شرقی گیلان یعنی روستای چوشَل (chushal ) در پنج کیلومتری شرق سیاهکل می رسند،  صفرخان عاشق زنی بلند بالا،  سفید چهره،  سیاه چشم و ابرو و بینی قلمی کشیده و دهنی کوچک همراه با خال سیاهی در گوشه لب شد که با وساطت حیدرخان آن دو ازدواج کردند.  هیبت دختر «آقا جان» نامی از تیره گالش دیلمانی بود که نام تیره آنان را دَرَکی daraki ) ) می گفتند که معیشت آن ها از طریق دامداری انجام می شد.

     درباره قدرت و رشادت هیبت گفته می شد که او صبح ها تنها به جنگل  می رفت و شاخه نورَس درخت «شب خسب» را می برید و با داس کوچک آن شاخه هارا پوست می کَند و غذای یک شب هفده گاو را دریک کولبار می بست و به خانه می برد که آن کاراو ،  مطابق با کار چهار نفرمرد گالش با تجربه بود.

     گویند:  در دعوایی که بین چوپانان «کلاچ خانی» و «کلیشم» برای زمین علفچر روی داده بود به علت تعداد محدود چوپانان «کلاچ خانی»،  آن ها چوب مفصلی از کلیشمی ها خوردند و پس از آن کلیشمی ها تمام گوسفندان کلاچ خانی ها را به یغما بردند.  چون این  خبر به مردم کلاچ خانی رسید،  «هیبت» تمام زن های چوپانان را بسیج کرد و با هم به سوی کلیشم روانه شدند و با مردهای کلیشمی به مبارزه برخاستند که در این مبارزه آن ها با سنگ و چوبدستی توانستند پنجاه تا شصت نفر از کلیشمی ها را از پای در آورند و چهار نفر از آن ها را کشتند.

      زن های پیر گفته اند که:  هیبت به تنهایی با چوبدستی حدود ده تا پانزده نفر را در همان وحله اول از پای در آورد.  آن ها پس از پیروزی بر آن مردان ،گله ربوده شده را باز پس گرفتند و با افتخار به کلاچ خانی باز گشتند.  بنا بر این آن رشادت ها باعث شده بود که همه او را بشناسند.

      هیبت پس از ازدواج با صفرخان،  لباس مردانه در برنمود و تفنگ در دست گرفت و به صفرخان و تفنگداران او پیوست که شرح جنگ ها و مبارزات آن ها از حوصله این نوشتار خارج است.  به هرروی مالکان به صورت دسته جمعی از دولت احمد شاه و حکومت گیلان و رشت خواهان کمک شدند؛  بنابراین افسری به نام بهرام علی خان با چندین قزاق و سرباز پیاده و سواره برای دستگیری حیدرخان روانه سیاهکل شدند و پس از چند روز از جایگاه او اطلاع یافتند و به طور ناگهان  در شبی به «فشتال» حمله ور شدند و خانه حیدرخان را در محاصره گرفتند.  حیدر خان در خانه اش نبود اما هیبت و شوهر و برادر شوهرش « صفایی» چون خود را در محاصره دیدند از طریق برنجزاری که در اطراف خانه بود به سرعت گریختند ؛ اما در آن تعقیب و گریز «صفرخان »از پشت سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد و «هیبت» هم اسیر گردیداما صفایی از آن مهلکه نجات یافت 0 در زندان هرچه به«هیبت» فشار آوردند تا محل اختفای حیدر و ساز وبرگ های اورا بگوید ،هیبت شجاعانه شکنجه وحشیانه ودرد را پذیرا شد ؛ اما دم فروبست و لب از لب نگشود.

       چون آوازه زیبایی ورشادت او به همه جا رسیده بود بعضی از عمال حکومتی با اندیشه ناپاک قصد تعدی به او را نمودند ؛ اما آن زن بی باک به آن که به صورت انفرادی در زندان به سر می برد،  چنان ضرب و شصتی به آن ها نشان داد که ابراهیم خان زن برادر مشیرالممالک (حاکم دیلمان) در جمعی گفت: هیبت سیلی محکمی به گوش من زد و تهدیدم کرد که فریاد می کشم و ترا رسوا می کنم 0 با آن وجود، آزارها علیه «هیبت» هم چنان ادامه داشت تا این که شبی به بهانه ادرار از دست محافظین فرار کرد و به روستای فشتال گریخت و مدتی پنهان شد.  پس از مدتی برادر شوهرش (صفایی) را یافت و دیگربار اسلحه در دست گرفت و همراه با دیگر یاران به جنگل پناه برد تا این که دوباره صفایی دستگیر شد.  حکام دولتی بی درنگ صفایی را در لاهیجان اعدام کردند و پس از چندی هیبت را که براثر شکنجه های بسیار از نظر روحی و جسمی تکیده و ضعیف شده بود و جز مشتی پوست و استخوان از آن همه شادابی و طراوت برایش نمانده بود را آزاد کردند.

      او به روستای «فشتال» بازگشت و در آن جا خبردار شد که حیدرخان را در مازندران (شرق تنکابن) اسیر کرده اند.  خبر دستگیری حیدرخان چنان بر روحیة او تأثیر گذاشت که دیگر امیدش از همه جا بریده شد و به روستای «چوشل » باز گشت.  چندی بعدهم جان را به جان آفرین تسلیم کرد.

      در مناطق گیلان به علت روح آزادگی هیبت شعری در آن زمان سروده شده بود که آن را درمایه دشتی می خوانند که محمد ولی مظفری در گیلان نامه از آن همراه  با شرح واقعه  یاد کرده است (مظفری، 1366، ش اول: 240 الی 248).

تصویر شماره 8822.

تصویر شماره 8823.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

انتقام یا خشم زنان (انتقام برای مرگ پسر)

      ماکان بن کاکی در مکانی به نام «الارود یا ولاده رود» در راه لاریجان در جنگی ابوجعفر صاحب قلنسوه (کلاه بزرگ) پسر ابوالحسن احمد پسرناصر کبیررا شکست داد که بالاخره ابوجعفر کشته شد.  آن گاه «ماکان» نوه خود اسماعیل پسر ابوالقاسم جعفر پسر ناصر کبیر را به سلطنت نشاند و به دنبال آن او حاکم مازندران شد.  مادر ابوجعفر به جبران کشته شدن پسرش دو نفر کنیزک را فریب داد تا آن ها روزی در غذای اسماعیل (نوه ماکان بن کاکی ) زهر ریختند و اسماعیل بدان واسطه کشته شد.  جالب این جاست که با مرگ اسماعیل دیگر هیچ کس از خاندان ناصرالحق در طبرستان حکمرانی نکردند و انقراض یافتند.  (تاریخ طبرستان، رویان، مازندران،  1361 : 153 و سادات متقدمه گیلان: (452و453   ).

انتقام از قاتل اقوام

      ملک بیستون دوم پورجهانگیر یکم ( 904 الی 913) یکی از حکامی بود که از قتل نزدیکان خویش هم ابا نداشت،  چنان که برادران و عموی خود ملک کیخسرو وعموزاده های خود را به قتل رسانید.  او اندیشه تصرف تمامی رستمدار  (2)  را درسرمی پرورانید بنا براین او با جنگ و گریزهای بسیار توانست تمامی رستمداررا به غیرازکجوررا متصرف شود، تا این که در913 هجری درهنگامی که مست بود، توسط کنیزکی که به زورو اجبار به عقدش درآمده بود کشته شد و علت کاردرآن بودکه ملک بیستون تمام اقوامش را با بی رحمی به قتل رسانده بود.

      شمس الدین لاهیجی در این باره می نویسد:  «در این اثنا ملک زاده محصنه که شوهر و کسان را ملک بیستون به ناواجب به تیغ سیاست استیصال کرده بود و ملکه را در حباله در آورده واز این جهت شقاوت ملک را در دل عورت جای گرفته منتهز فرصت بود وفرجه ی انتقام می جست.  شمشیر دولت اعلای خانی درقضا و مضا برمفارق اعدا یدبیضا داشت در دست نامحرمی کارگر نبود قضا به حصول این مدعا موافقت کرد و امضای آن دردست حرم ملکت بیستون مقدر گردانید و ملکه محصنه در محل خواب به جامه خواب فرصت یافت و به شمشیر غدر دغدغه ملک و ملک آخر کردو عورت مستمند صیت مکرمت و ندای این حرکت به آواز بلند به گوش اهل قلعه رسانید » (لاهجی ،1352: 311).

       شجاعت وتعصب آن زن همان بس که شجاعانه رقص مرگ را پذیرا شد0 او پس ازکشتن ملک بیستون با صدای بلند فریاد برآورد: ای اهل قلعه بدانید که من ملک بیستون را کشته ام و... اومی دانست اهل قلعه وخویشان ملک بیستون او را به بدترین وجهی قصاص خواهند کرد، به نوشته ی تاریخ خانی :«اهل قلعه به خون خواهی مشغول شدند وحرم ملک را به قصاص رسانیدند»( تاریخ خانی : 311).

در مورد خصوصیات و احوال ملک بیستون باید گفت که او مردی عیاش بود وی حتا با زن پدر خود (ملک جهانگیر) که کنیزکی بیش نبود ازدواج کرد.

لاهیجی نوشته است : « او حتا با زن پدر خود ملک جهانگیر که کنیزکی بیش نبود بر وجه زنا ومصافحه به زنی استماع می یافت و از او دو فرزند به وجود آمد » ( تاریخ خانی : 311).

2 ــ  رستمدار – اسم رستمدار واقع در جنوب شاهرود را ابتدا در زمان مغول ها حمد الله مستوفی ذکر کرده که بعدها شامل تمام مازندران غربی بین سخت سر(رامسر) در گیلان و آمل و بنابراین رویان می شده است. (مقدمه وحید مازندرانی مترجم سفرنامه مازندران و استرآباد : 12).

البته قبلاً به جای رستمدار ،  نام رویان بر مناطق تنکابن،  کلارستاق،  نوشهر،  چالوس، کجور، اطلاق می شده،  و این واژه تا زمان اولیا الله آملی مؤلف کتاب تاریخ رویان تا سال 764ه – ق به کار می رفت،  که پس از آن رفته رفته این نام از جغرافیای مازندران حذف و رستمدله جایگرین آن شد.  ( مهجوری،  1342  ج اول : 41).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

انتقام با آتش

      هنگامی که شمس الدین دیو (1) را اسیر کردند،  خیر النساء بیگم دستور داد عده ای از اراذل و اوباش با تخته کلاه به استقبال او شتافته او را برگردانیدند و پس از آن اورا به قزوین بردند و به آتش کشیدند (میر تیمورمرعشی، 1364 : 247).

   1 ـــ  او برادر لهراسب دیو بود که پس از کشته شدن میرزای رئیس ،وکیل غربی شد.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

خوراندن گوشت انسان

      یکی از انتقام هایی که نهایت تنفر را در تاریخ گیلان رقم می زند انتقام یا عکس العملی است که شاهزاده خدیجه بیگم دختر شاه طهماسب با قاتل های شوهرش جمشید شاه انجام داد.

      در تاریخ گیلان عبدالفتاح فومنی چنین نوشته شده:  «جمشید خان، شخصی به نام کامران میرزا را وکیل تام الاختیارخود کرد.  وی هم  چنین شخصی به نام قرابهادرنامی  با لقب «سلطان فتحی » امارات بیه پس (2) را داد.  مدتی نگذشت که قرابهادر با کامران میرزا متحد شد و با هم تصمیم به قتل و نابودی جمشید خان گرفتند 0 قرابهادر در روزی که تعیین شده بود در کمال ناباوری جمشید خان ، وی را به همراه زن و دو فرزندش اسیر کرد ،پس ازچندی به دستورقرابهادر در «گوراب کهدم» جمشیدخان را به قتل رساندند.

مدت ها پس ازآن واقعه ،کامران میرزا چون تمام شرایط را به ضررخود دید دستورقتل قرابهادر، که زمانی شریک جرم ونقشه اش بود را صادر کرد.  پس از کشته شدن قرا بهادر ،سراورا از تن جدا کرد و برای مهدعلیا، شاهزاده خدیجه بیگم فرستاد.

      خدیجه بیگم سرقرابهادر را دراختیار کنیزان قرار داد تا آن سررا همانند سبزی با ساتور، ریزریزکردند. پس از آن خدیجه بیگم که درآتش انتقام می سوخت به آن عمل کرد اکتفا نکرد، وی برادران قرا بهادر را به حضور طلبید و سر ریز ریز شده ی برادر را به خورد آنان داد.  ابوالفتاح فومنی نوشته است: «بعد از آن برادران او را که در محلات رشت صاحبان خویش و به چندین صفت بروی شرف و امتیاز داشتند طلبیده و به خورد ایشان دادند» (فومنی ، 1349 : 70-73- 84 و85).

   2 ــ  به نوشته سرتیپ پور : واژه« بی»  به مفهوم رود تا قرن یازدهم هجری شناخته و بعدها منسوخ شد.  در لهجه های محلی بیه bia  را به رودخانه یا ساحل گویند و سفید رود مناطق گیلان را به دو قسمت تقسیم می کرد به نام های «بیه پس » یا «رو پس ».  «بیه پیش » یا «رو پیش» که رشت و لاهیجان پایتخت آن مکان ها محسوب می شدند (ریشه یابی واژه های گیلکی ، 1372: 38و نشانی هایی از گذشته دور گیلان و مازندران ،2536:  8 و ولایت دارالمرزایران گیلان 1357: 4).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

نوشیدن خون

      با اوج گرفتن نهضت مشروطیت ،مردم تنکابن همراه و همگام با شیخ محمد مزردشتی ملقب به شیخ کبیر (1) و سید صادق سیاورزی (2) علیه امیر اسعد (3) پسر محمد ولیخان سپهسالار تنکابنی (4) قیام کردند ( 1325ه – ق).  پیوستن صمد خان تشکونی تیرانداز معروفی که در خدمت خاندان خلعتبری بود و پهلوان فرامرز سه هزاری یا فرامرز درجانی (5) از پهلوانان صاحب نام «امیر اسعد» باعث شد که دامنه قیام گسترده تر شود.

      امیر اسعد که در آن هنگام در قزوین بود وقتی از موضوع قیام و تاراج اموالش باخبر شد به کلاردشت رفت و پس از جمع آوری عده ای تفتگچی به سوی تنکابن حرکت کرد.  «صمد خان تشکونی» طرح ترور امیر اسعد را با یاران در میان گذاشت.

      امیر اسعد از طریق افراد نفوذی خود از نقشه ترورآگاه شد.  او لباس خود را به تن شخص دیگری پوشاند و او را به سوی تنکاین روانه کرد.  در نزدیکی مکانی به نام خانیان سه هزار،  صمدخان فردی را که به جای امیر اسعد لباسش را پوشیده بود مورد اصابت تیر قرار داد و او را کشت، او فکر می کرد که کارها بر وفق مراد به پیش می رود اما ناگهان امیر اسعد با نقشه ای حساب شده پهلوان فرامرز و صمد خان را به همراه یاران دیگر آن ها در خانیان محاصره کرد که پهلوان فرامرز در آن هنگام توسط پیشکار امیراسعد به نام  «آقا برار» کشته شد.  از آن زمان خانواده پهلوان فرامرز (زرودی ها) کینه آقا برار را در دل گرفتند.  تا این که پس از مدتی پسرآقا برار به نام آقا خان در مسیر جاده تنکابن به طالقان کمین کرد و از افرادی که برنج یا محصولات با ارزش دیگری را به طالقان می بردند باج می گرفت یا به یغما می برد.

   1 ــ  او پسر صدرالدین محمد تنکابنی بود.  او زمانی به قزوین رفت و در مدارس علمیه آن جا تا سطوح عالیه را تمام نمود و بعد از آن به تهران باز گشت.  وی در سال 1331هـ فوت نمود.

   2 ــ  سید صادق مجتهد تنکابنی:  اوپسرسیدعبدالله الحسینی تنکابنی و شاگرد آخوند ملا خراسانی بود مردم منطقه به وی خیلی احترام می گذاشتند محل دفن او درسیاورز بود که بعدها جسدش را به نجف اشرف انتقال دادند.

   سیاورز:  به فتح راء ، در ده کیلومتری جنوب تنکابن،  دو کیلومتری مشرق بلده (ستوده ،1335ج 3:  63).  دهستان بلده به مرکزیت روستای قلعه گردن با محدوده معینی به جای دهستان خرم آباد سابق (دکتر مشایخی،1380 :519).

   3 ــ  امیر اسعد :  او پسر سپهدار تنکابنی بود که نام اصلی اش علیقلی خان ملقب به امیر اسعد بود، که در مناطق تنکابن به او امیراسد می گفتند.  او در سال 1295 هـ به دنیا آمد.  نایب حکومتی تنکابن را از سوی پدرش دریافت کرد.  او هم پس از روی کار آمدن خاندان پهلوی در زمان رضا شاه تبعید و در سال 1370 هـ فوت نمود.  در باره شخصیت وی و شکنجه ها و کشتار او در بین افراد قدیمی داستان های بسیار نقل می شود.

   4 ــ  سپهدار تنکابنی : محمد ولی خان خلعتبری یا ولیخان دوم که لقب سپهسالار اعظم در سال 1264 هـ ق در روستای «اشتوج» دو هزار به دنیا آمد 0 در طول دوران حیاتش به القاب گوناگون نامیده شد، مانند امیر اکرم ،نصرالسطنه و... او در زمان محمد علیشاه همگام و همراه با مشروطه طلبان تهران را فتح نمود که بعد از آن لقب سپهسالار را به او دادند 0در زمان  رضا شاه پهلوی زمینه سقوط خاندان سپهسالار تنکابنی فراهم گردید که وی در نهایت در سال 1305 شمسی در زرگنده خودکشی نمود.

   5 ــ  درجان :  در فاصله 58 کیلومتری جنوب تنکابن واقع شده است.

      پس از شکایت  مردم تنکابن ،مأموران دولتی بر اساس نقشه از پیش طرح شده  «آقا خان» را در خانه برادر زنش غافلگیر کردند و او را به قتل رساندند ویاران دیگر« آقا خان » فرار را بر قرار ترجیح دادند.  نقل شده است:  وقتی خواهر پهلوان فرامرز شنید که آقا خان کشته شد همراه با «کلثوم» نامزد پهلوان فرامرز به شتاب خود را به جسد غرق در خون آقا خان رساندند و هله هله شادی سر دادندو فریاد از ته دل کشیدند و چندین بار دست ها را در پیکر خون آلود آقا خان فرو کردندو رجز خواندند.

      مردم که در آن جا جمع شده بودند ناباورانه دیدندکه خواهر پهلوان همانند تشنه ای از خون می نوشید.  سرو صورت خواهر و نامزد پهلوان فرامرز از خون، قرمز شده بود و افرادی که نظاره گر صحنه بودند آن جرأت را در خود نمی دیدند که به آن دو نزدیک شده و آن ها را از جسد جدا نمایند.  آری آن ها خشم فرو خورده خود را با نوشیدند خون پسر قاتل پهلوان فرامرز فرو نشاندند.  قبر پهلوان فرامرز اکنون در سمت چپ امام زاده عون و ترز (1) قرار دارد.

      البته ماجرای مربوط به این واقعه همراه با نت شعری که در مورد پهلوان فرامرز سروده بودند در دو کتاب «فرهنگ عامه مردم تنکابن» و « موسیقی در آیین مهر و چند گوشه دیگر ...» با مطالب گوناگون قبلاً نوشته شده است و ریتم آهنگ آن درCD  کتاب "موسیقی ،کار وزندگی در غرب مازندران (تنکابن قدیم)" توسط نگارنده خوانده شده است.

   1 ــ  عون ترز( tarz  )یا عون تراز( z â ter  ) یا ترُز(taroz) بالاتر از محل خانیان ،یعنی در جنوب غربی آن جا قرار دارد.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

مظلومیت زنان

      مرگ فرزند برای هر مادری ناگوار است و اغلب مادران با شیون و زاری در نهان و آشکار حال زار خود را نشان می دهند.  گاهی اوقات عکس العمل مادری که با ضجه و گریه همراه است دل سنگدل ترین افراد را هم به درد می آورد که نمونه آن  با استناد به تاریخ مازندران مرعشی به صورت خلاصه یاد می شود:

      هنگامی که «سید هیبت اله» به دست «جلال الدین رئیس »کشته شد در همان اوان برادراوسید مرتضی هم به دست «بیجن رئیس »به قتل رسید0 آن گاه بیجن (بیژن ) رئیس  سَر ِ سید مرتضی را ا ز تن جدا کرد و به قول مرعشی « سر جدا شده او را نزد خان علیشان (میرزا محمد خان پسر سلطان مراد خان) بردند» . خان هم دستور داد سَر برادر دیگر او سید هیبت الله خان را در کنار سَردیگر برادراو قرار دهند و آن را به نزد مادر آن دو که عمه خان هم می شد، فرستاد.

      مادر آن دو وقتی دوسَربریده پسران خود را دید ،آرام سَردو فرزند را درکنار هم قرار داد.  پس از آن پستان های خود را در آورد و در دهان دوفرزندش که از اعضای بدنشان فقط دو سر باقی مانده بود نهاد و با حالتی زار به آن دو سَرمی نگریست 0 که چنان صحنه غم انگیزی آه از نهاد تمام بیننده ها ی آن جا درآورد (خاندان مرعشی،  1364 : 204-203).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

شاهد قتل فرزندان خویش بودن

      تیمور گورکانی بعداز شکست سادات مرعشی ،ساری وآمل را غارت کرد و بسیاری از مردم آمل را کشت، آن گاه آمل را به اسکندر شیخی (1) سپرد و خود به استرآباد بازگشت.  درسال 802 ﮬ – ق او پس از تصرف آذربایجان، روم، شام، اسکندر شیخی را مرخص کرد.

   1 ــ  او کوچکترین پسر کیا افراسیاب چلابی سر سلسله خاندان چلاوی  بود 0 چون کیا افراسیاب به دست سید قوام الدین مرعشی به جرگه درویشان در آمده بود به او شیخی  می گفتند ،یعنی منسوب به شیخ از این جهت پسر کوچک او را اسکندر شیخی خطاب می کردند.

      اسکندر شیخی چون به فیروز کوه رسید علم طغیان برافراشت ؛ بنابراین تیمور سردارش،  امیر سلمانشاه را برای سرکوبی اسکندر روانه کرد و او پس از جنگی اسکندر را  شکست داد و اسکندر با معدودی از یاران خود به همراه همسر و پسر بزرگ و دو کودک خردسالش مجبور به فرار شد.

      لشکر تیمور به تعقیب آن ها ادامه دادند اما اسکندر به همراه پسر بزرگ خود باز گشتند و رشادت ها از خود در برابر سپاهیان تیمور نشان دادند تا همسر و دو کودکش فرصت برای فرار داشته باشند.  لشکریان تیمور تا «نمک آبرود» که در آن هنگام سرحد تنکابن محسوب می شد به تعقیب آن ها ادامه دادند اما نتوانستند به اسکندر شیخی و یارانش دست یابند ؛ بنا براین مجبور به بازگشت به نزد تیمور شدند.  تیمور وقتی از آن موضوع آگاهی یافت چنان خشمگین شد و تهدید کرد که اگر بدون اسکندر شیخی به نزدش بازگردند سخت ترین مجازات ها را در حق سردارنش اعمال خواهد کرد.

سرداران تیمور به تنکابن آمدند واز حاکم تنکابن  سید هادی کیا (1) خواستند که اسکندر شیخی را به صورت زنده یا مرده تحویل آن ها دهد وگرنه تنکابن را به خاک و خون خواهند کشاند.  

   1 ـــ  پسر سید امیر کیا ملاطی و برادر سید علی کیا (بنیانگذار سلسله کیائیه)

      سید هادی کیا ،حاکم تنکابن محل اختفای اسکندر را که در« شیرود دو هزار » بود برای سرداران تیمور برملا ساخت و قول داد که تابع  دستورات آنان باشد. 

      سید ظهیرالدین مرعشی در آن باره نوشته است : «سرداری که جهت این مهم تعیین کرده بودند «هزاراسف محمد» نام بود و در این وقت پیر شده بود و او را مؤلف حقیر دیده است و از او شنیده که چون لشکر سید [منظور سید هادی کیا]  در عقب او رفتند جمعی از گالشان نشان دادند که این است که دیده ایم ،بادو نفر مازندرانی و با یک عورت و دونفر کودک آنجا آمده بودن و طعام طلبیده دادیم و در این جنگل رفتند.  فی الحال در عقب او تاختند چون آواز لشکر را اسکندر شنید دو کودک را که در شب گریه می کردند از بیم آن که آواز کودکان بگوش به لشکر نرسد آن بدبخت اطفال را حلق بگرفت و بکشت ،مادرش به نوحه در آمد نوکر را گفت او را هم به قتل آورد همچنان به قتل آورد» ( تاریخ طبرستان ،رویان ، مازندران، 1361 : 243).

      عاقبت کار اسکندر شیخی آن شد که وی همراه با نوکروفادارش  کشته شدند و درپی آن  سرداران تیمور بلافاصله سر آنها را از تن جدا کردند و،  سربریده را به نزد تیموربردند.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

تهمت به زن برای حفظ مقام

      گاهی اوقات عده ای از مردان به خاطر جاه و مقام حاضر می شدند بدترین تهمت را نثارشریک زندگی خویش یا همسر خود نمایند که چندین نمونه آن در تاریخ آمده است.

میرزا علی، یکی از حکام کیائیه (911-847 ﮬ) زمانی  تحت نفوذ برادرش  سید حسن کیا بود.  او برای رسیدن به قدرت زمانی تصمیم گرفت تا به طریقی برادرش را از بین ببرد تا بتواند بر مسند قدرت قرار گیرد.  بنابراین برای پیشبرد اهدافش با بعضی از افراد مورد نظر خود به مشورت نشست که یکی از آن آن ها نامش «کره بوسعید رانکوئی» بود.

      میرزا علی در نشستی پس از مشورت و تشریح کارها ازهمه تعهد گرفت که در مورد آن جلسه و گفتار اصلاً وابداً با هیچ کس حتا با نزدیک ترین کسان خود صحبتی نکنند،اما  «کره بوسعید»  نتوانست کنترل سخن خویش را دردست گیرد وآن موضوع مهم را با برادرو خواهرزاده اش «تاج الدین رستم» در میان گذاشت.

      مدتی از آن نشست  نگذشته بود که به واسطه مُلک وزمین بین «کره بوسعید » و خواهر زاده اش «تاج الدین رستم» اختلافی به وجود آمد که به دنبال آن رستم با سرو صدا و فریاد شروع به افشای رازی کرد که از «کره بوسعید » شنیده بود و خواست آن را به اطلاع سلطان حسن برساند.

      بوسعید وقتی از قصد «تاج الدین رستم» آگاه شد ،متوجه کار اشتباه خود در بیان آن موضوع خصوصی و غیر قابل بیان شد و از عاقبت کار خویش بیمناک گردید،  بر همان اساس ناگهان به طرف خواهر زاده خویش حمله ور شد و او را با خنجر به قتل رسانید.  پس از آن،  دراین اندیشه شد که اگر نواب سلطانی (سلطان حسن) از کشتن رستم آگاه شود حتما ً دستور قتل اورا صادر خواهد کرد.  بنا براین برای نجات جان خویش، کثیف ترین و بدترین روش ممکنه را انتخاب کرد.

      او پیش خود این بهانه را قابل قبول دانست که به همه بگوید : رستم را در هنگام زنا با زنش دیده و به دنبال آن تعصب و غیرتش باعث شد تا خواهر زاده اش را به قتل برساند.  او برای کامل نمودن نقشه اش،  زن بیچاره اش را که خبری از ماجرا نداشت ناجوانمردانه کشت و پس از آن به سوی سلطان حسن روانه شد و با حالتی اندوهگین ماجرای دروغین و خود ساخته اش را بیان کرد.  سلطان حسن که از ماجرای پشت پرده و خیانت او آگاهی نداشت ،چون موضوع را ناموسی می دانست ،حق را به او داد.

      شمس الدین لاهیجی در این مورد چنین نوشته است : « چون عرف بدین جاری شده که زانی و زانیه را اگرشوهربه قتل آورد و باز خواست و مؤاخذه دیوانیه در میان نباشد.  التماس جرایم کره بوسیعد از حضرت سلطانی نمود.  در محل قبول افتاد وراه نجات بر کره بوسعید گشاده شد» (تاریخ خانی : 219- 218).

      البته بعد از آن ماجرا ، سلطان حسن براساس آن نقشه ای که از پیش  طرح شده بود در چهارم رمضان 911 ھ  کشته شد.  خود میرزا علی عامل و  بانی نقشه قتل برادر، در روز پنجم رمضان سال 911 ھ  به قتل رسید یعنی یک روز بعد ازمرگ برادرش به او پیوست!

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

مظلومانه مردن

    هنگامی که اسکندر شیخی علم طغیان را در قلعه فیروز کوه بر علیه امیر تیمور گورکانی برافراشته بود به سوی آمل روانه شد.  سرداران تیمور برای به دست آوردن او ابتدا حیله ای را به کار بردند تا زودتر اسکندررا دستگیر کنند.  آن ها از اختلاف مابین ملک کیومرث و اسکندر شیخی استفاده کردند و از ملک کیومرث (1) که در آن زمان در قلعه نور ساکن بود خواستند تا برای سرکوبی اسکندرشیخی با آن ها همگام شود.  ملک کیومرث به گفته های آن ها  اعتماد کرد و  از قلعه خویش بیرون آمد ؛اما سرداران تیمور بر خلاف وعده و وعید خود ، بی درنگ او را اسیر و وی را به نزد اسکندر شیخی روانه کردند و به او پیغام دادند:  امیر تیمور به خاطر خدمات پسندیده ات، دشمن او یعنی ملک کیومرث را اسیر کرده و کتف بسته به نزد او فرستاده است.  برای همین از او خواستند که از دشمنی با امیرتیمور امتناع کرده و به سوی او بشتابد.

   1 ــ  ملک کیومرث ( 857-807 ھ) : او پسر ملک بیستون و جزء شاخه ملکان از گاوبارگان پادوسپانی بود.  گاو بارگان پادوسپانی یا آل پادوسپان بر ناحیه رستمدار- رویان – نور- کجور یعنی سرزمین میان گیلان و آمل از 45 ھ تا 1005 ھ یعنی تا زمان شاه عباس حکومت می کردند.  حکام پادوسپان ابتدا لقب اسپهبد،  بعد استندار و بالاخره لقب ملک را داشته اند.  پس از ملک کیومرث در سال 857  ھـ، رستمدار بین دو پسر او کاوس و اسکندر تقسیم شد که کاووس را حکام نور و بنی اسکندر را حکام کجور می گفتند.

      اسکندر شیخی متوجه توطئه آن ها شد و برخلاف میل سرداران تیمور رفتار کرد و ملک کیومرث را پس از دادن خلعت و اسب، روانه کرد (طبرستان ،رویان ،مازندران : 241).

اما سرداران تیمور کوتوالی  برای قلعه نور انتخاب کردند و خواهر ملک کیومرث را به اجبار به عقد آن مرد در آوردند.

      ملک کیومرث پس از خلاصی به شیراز رفت و در آن جا مستقر شد 0 پس از مدتی او به ترفندی از زندان شیراز فرار کرد و در نزدیکی قلعه به طورناشناس به گدایی مشغول شد تا بتواند به درون قلعه نفوذ کند.

      او به هر طریقی بود با دژبان آن جا باب دوستی را باز کرد و شبی از سهل انگاری دژبان استفاده و درون قلعه پنهان شد و دژبان هم غافل از او درب قلعه را بست.

       چون مردم قلعه به خواب فرو رفتند ،او به مکان کوتوال رفت و هنگامی که او با زنش (خواهر ملک کیومرث ) در خواب بودند خیلی سریع کوتوال را باشمشیر به قتل رسانید که درهمان هنگام خواهرملک کیومرث از خواب بیدار شد و شوی خودرا غرق در خون دید.  وی بدون آن که از علت قتل آگاه باشد ترس براو غالب شد و در تاریکی تصمیم گرفت فریاد سر دهد و در خواست کمک کند که ملک کیومرث برای خاموش کردن او بدون درنگ خواهر را  هم به قتل رسانید.  آن گاه سر هردو را از تن جدا کرد و به بالای قلعه رفت و با فریاد همه را یه سوی خود جلب کرد و پس از معرفی خود سرهای بریده شده را به همه افرادی که در آن جا بودند نشان داد که به دنبال آن تمام طرفدارانش به او پیوستند.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

شکنجه شدن زنان

    در مورد « با حرب لاریجانی» ورفتارش با زنان و کودکان نوشته اند که او زنان را به زور به مجلس شراب می برد و دست و گوش مردم بیگناه را می برید.  او علاوه بر اسارت زنان ،دستور می داد تا کودکان را تازیانه می زدند.

      اگر زنی نسبت به آن رفتار غیر انسانی اظهار تنفر می کرد،  باحرب دستور می داد که بیدرنگ آن زن را به نکاح یکی ازغلامان خویش در آورند و به دنبال آن چنان حرکات جنون آمیز از خود نشان می داد که باعث نفرت می شد.

      حرکات  وقیحانه او روز به روز بیشترمی شد تا این که عاقبت درشکارگاه حوالی لارجان توسط غلامانش که انواع اهانت ها را از او دیده بودند به دام افتاد.

      او را ازاسب پایین آوردند و با خشم و کینه بسیار دست و پای او را قطع کردند و ازآن جا گریختند.  با مرگ باحرب لاریجانی مدتی مردم از ظلم او نسبت به خویش و زن و دخترانشان رهایی یافتند( تاریخ طبرستان ،رویان ،مازندران: 107).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

تحقیر زن

      بعد از آن که علی خان فومنی حاکم لاهیجان علیه شاه عباس قیام  نمود ، شاه عباس سردار خود فرهاد خان را برای قلع و قمع او فرستاد که عاقبت علی خان دستگیر شد (1003  ھ  - ق) و اورا در قلعه الموت زندانی کردند.  آن گاه شاه عباس دستور داد زیباترین زن حرم علی خان معروف به «شاه بیگم» را انتخاب کرده و پس از خواندن خطبه طلاق اورا اجبار به بوسعید میر (1) بدهند.

   1  ــ  بوسعید میر  :  چون زمان حکمرانی احمد خان لاهیجانی به اتمام رسید ،بوسعید میر که یکی از امراء خان احمد بود برای این که مورد غضب شاه قرار نگیرد از آن موقع گوشه نشینی اختیار کرد و به کار فلاحت پرداخت تا این که مورد بخشش شاه عباس قرار گرفت.

      پادشاه صفوی فقط به آن مورد اکتفا نکرد،  زن یکی از برادران علی خان فومنی را که اتفاقاً از لحاظ زیبایی زبان زد خاص و عام بود انتخاب کرد و دستور داد که به اجبار صیغه طلاق را بخوانند،  سپس آن زن را به عنوان کنیزی روانه خانه بوسعید میر کردند.  به قول مهدوی لاهیجانی : «بدان طریق دو گل زیبای گلستان گیلان را در آغوش بوسعید میر قرار دادند».  درمورد بوسعید میر نوشته اند که خصلت درویشی داشت و به مدت پانزده سال درفومن حکومت کرد و درسال 1023 ھ - ق فوت کرد (رجال دو هزارساله گیلان:298  و 300 ).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

خودکشی زن برای حفظ اصالت خانواده

     درزمان شاه عباس عده ای از مردم مازندران نزد شاه رفتند و از وی خواستار سرکوب کردن ملک بهمن (2) شدند.  شاه، سردار خود فرهاد خان را برای سرکوبی او به مازندران فرستاد.  ملک بهمن در لارجان درون قلعه لندر مجبور به تسلیم شد.  فرهاد خان ،ملک بهمن را تحویل عبدالقهار بیک پسر ملک حسین سپرد تا انتقام خون پدرش،  ملک حسین را که به دست ملک بهمن کشته شده بود بگیرد.

   2 ــ  ملک بهمن : جزء فرمانروایان بنی اسکندر یا فرمانروایان کجور بود.  او پسر ملک کیومرث پسر کاوس مشهور به بهمن لاریجانی می باشد.

      عبدالقهاربیک هم ملک بهمن را به وسیله خنجر کشت و پسران ملک بهمن را اخته کرد تا دیگرازاو نسلی باقی نماند.  همچنین دختران ملک بهمن را به ملک سلطان حسن بخشیدند.

      یکی از دختران ملک بهمن چون چنین ننگی را قابل تحمل نمی دانست غیورانه خود را کشت تاغیرت و آزادگی خود را به اثبات برساند (تاریخ عباسی ، 1366 : 155).

      در نشریه «تاریخ مازندران و فرمانروایان آن سامان» به نقل از رابینو در مورد این که چرا ملک بهمن عموزاده اش را کشت نوشته است: «وی عموزاده اش ملک سلطان حسن را به جرم این که سلطان حسین به دربارشاه رفته بود بکشت (1)» (رابینو،ش چهاردهم :388).

   1 ـــ  به نظر می رسد رابینودر نام بردن اسم دچار اشتباه شده باشد ،زیرا در تاریخ عباسی آورده شده که ملک بهمن، سلطان حسین را جبراً و قهرا ً گرفته و به قتل آورد وشاه عباس ملک سلطان حسن لواسانی را که برادر مقتول بود تسلی داد(← تاریخ عباسی، 1366  : 124)

     فخرالدوله حسن – آخرین فرد از خاندان آل باوند که درسال 750 ھ  - ق به دست کیا افراسیاب چلابی کشته شد.  خاندان آل باوند از سال 45 هجری در مازندران فرمانروایی  می کردند.

      چون سید عبدالله پسر سید قوام الدین مرعشی به دستور «کیا وشتاسف جلالی » کشته شد،  پسران قوام الدین ازجمله سید کمال الدین و برادران برای دفع جلالیان اتفاق نمودند که عاقبت الامر «کیا وشتاسف» شکست خورده و به قلعه «جوجی » پناه برد،  که در آن محاصره او به همراه هفت پسرش کشته شدند.  

هنگامی که سید کمال الدین پس از فتح قلعه همراه با سپاهیان به آن جا وارد شدند، زن «کیا وشتاسف» (خواهر ملک فخرالدوله حسن ) (2) چون سربازان خشمگین را با شمشیر بران و تیز دردست دید چادر را برسرافکند و به همراه دو پسر کوچک و دخترش که در آن جنگ برایش باقی مانده بود به اتاقی که جسد هفت پسر و شوهرش در آن جا قرار داشت رفت و به بست نشست.

   2 ــ  فخرالدوله حسن – آخرین فرد از خاندان آل باوند که درسال 750 ھ  - ق به دست کیا افراسیاب چلابی کشته شد 0 خاندان آل باوند از سال 45 هجری در مازندران فرمانروایی  می کردند.

      کمال الدین همراه با سپاهیان خشمگین به آن اتاق وارد شدند.  زن وشتاسف دلیرانه برخاست و سلامی داد و دوباره نشست به قول مرعشی :« گفت ای سید، استیصال چلاوی به آن جهت بود که مباشر امری شده بودند که نه به حد ایشان بود.  و ترا حق تعالی به سبب آن توفیق کرامت فرمود تا به دست مبارک شما جواب آن بدبختان کنید و آن چه با جلالیان رفته است به سبب خون ناحق برادر شما بوده است! و فسق و فجوری که ورد خود ساخته بودند.  من از آن روزی که قتل سید زاده کردند و خبر به کیا وشتاسف رسانیدند و ایشان نشاط وشادی می نمودند ،می دانستم که با ایشان این چنین رفته است ، خواهد رفت.  بعضی کرباس در فلان بغچه بسته نهاده است ازوجه حلال تهیه شده چون از خانواده کرم سادات اید توقع آن است اشارت فرمائید که کشتگان که در این خانه اند به این کرباس دفن کنید و نگذارید که با این ضعیفه و دخترک و سایر ضعفا بی حرمتی واقع شود» ( تاریخ طبرستان ،رویان ،مازندران : 1902و193).

      شیوه بیان و گفتار زن وشتاسف چنان بر سید کمال الدین و حاضران تأثیری گذاشت که سید کمال الدین تمام خواسته های او را تمام وکمال انجام داد.

      البته سید کمال الدین بعدها با آن زن ازدواج کرد و ثمره آن تولد سید نصیرالدین مرعشی پدر سید ظهیرالدین مرعشی شد.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

نقش زن در صلح

   استندار شهرنوش بن هزاراسب (1)، فردی را به نزد شاه غازی رستم (2) فرستاد و گفت اگر با من خویشی کنی من از تاج الملوک (برادر شاه غازی رستم ) برگردم.  که توافق و اتحاد آن ها منجر به شکست تاج الملوک شد.

      مدت زمانی از آن واقعه نگذشته بود که استندارشهرنوش با سلطان عباس والی ری هم عهد شد و شاه غازی پس از آگاهی از آن پیمان خیلی سریع پیغامی برای استندارشهر نوش فرستاد به این مضمون : «عباس والی ری نخواهد ماند و....»

      استندار پس از دریافت آن پیغام بار دیگر با شاه غازی هم عهد و متحد شد.  عباس، والی ری وقتی اتحاد بین دو حاکم پادوسپان و باوند را دید ،درنگ را جایز ندانسته و از مازندران فرار کرد.

      شاه غازی پس ازآن به عهد خود وفا کرد وخواهرخود را به همسری استنداردرآورد وازپای دشت تا سیاه رود را به کابین خواهرخود داد و طبرستان بعدازآن وصلت دگربارآبادان شد (تاریخ طبرستان، رویان، مازندران ، 1361 : 16و17).

   1 ــ  شهر نوش پسر هزار اسب یکم (508 الی 538)از شاخه استنداران پادو سپانی.

   2 ــ  شاه غازی رستم ملقب به نصرة الدوله (534 الی 558) پسر علاالدوله علی، پسر حسام الدوله شهریار بود، (جزء شاخه اسپهبدیه از خاندان آل باوند).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

نفوذ زن

      گاهی اوقات نفوذ و قدرت معنوی زن ها در شاهان یا حکام زمانه ، چنان تاثیری داشت که حتا باعث نجات محکوم به مرگی می شد که آن محکوم تا دمان آخر سر خود را در زیر تیغه شمشیر جلاد می دید و دیگر  هیچ امیدی به زندگی نداشت.  به هر روی او  براثر توصیه یک زن صاحب نفوذ ،خلاصی می یافت.

      مرزبان پدر سالار ابراهیم ،زمانی ولکین بن خورشید دیلمی را اسیر و محبوس کرد. تا آن که مرزبان در سال 346 ھ  - ق فوت کرد و برادر او وهسودان به جای برادر حکومت را دردست گرفت.

      دخترولکین در آن هنگام از فرصت استفاده کرد واز شوهرش سالارابراهیم (پسر مرزبان) خواست تا پدرش را به هر طریقی که می تواند آزاد و رهاسازد.

      سالارابراهیم بدون اطلاع ومشورت کردن با عمویش وهسودان ، به زندان مخصوص رفت وپدرزنش را اززندان نجات داد(رجال دوهزارساله گیلان : 131).  از موارددیگر می توان از نفوذ مادر بزرگ سید ظهیرالدین مؤلف یاد کرد.

      چون سید علی آملی فرزند سید قوام الدین مرعشی به دست برادر زاده اش سید علی ساری پسر سید کمال الدین(1) دستگیر شد، خبر به زن سید کمال الدین رسید او به سرعت به نزد پسرش سید علی ساری رفت و اورا متقاعد کرد که سید علی آملی را آزاد کند.  سید ظهیرالدین در آن باره نوشته است:  «او چنین گفت صلاح چنین است که اوازهمین ساعت خلاص فرمایی و حکومت آمل را به او باز دهی و اسب و خلعت و انعام فرمایی که فتنه خواهد شد که مورد قبول واقع شد»(تاریخ طبرستان ،رویان ،مازندران  : 253).

   1 ــ  سید کمال الدین  :  پسر سید قوام الدین مرعشی ،حاکم و والی ساری بود 0 او در ماوراءالنهر فوت کرد و جسد او را ازماوراءالنهر  به مازندران آوردند و در ساری دفن کردند و عمارت  مرغوبی بر بالای قبر او ساختند0

      در زمان صفویه ، مخصوصاً در مورد شاه عباس و قسی القلب بودن او مطالب زیادی نوشته شده است،  اما زنی به نام زینب بیگم چنان برآن شاه نفوذ داشت که در ماجرای تحویل دادن خواجه فصیح به بهزاد بیک،  چنان شاه را سرزنش و ملامت کرد که هیچ کس را یارای آن کار نبود.  شاهی که وقتی لباس قرمز برتن می کرد کسی را یارای آن نبود که به وی نزدیک شود.

      در تاریخ گیلان نوشته شده که شاه عباس بعد از مرگ «میرزای عالمیان» وزارت گیلانات را به بهزاد بیک سپرد و حساب و کتاب ها را هم به او محول کرد.

      بهزاد بیک چون بر مسند قدرت قرارگرفت قصد انتقام گرفتن از خواجه فصیح را نمود که پیش از این با وی خرده حساب و دشمنی داشت ؛ بنابراین از شاه خواست که خواجه فصیح را که درآن زمان مورد غضب شاه قرار گرفته بود را به وی بسپارد تا در عوض آن مبلغ سه هزار تومان دریافت کند.  که شاه عباس هم  آن معامله را قبول کرد و خواجه فصیح را در اختیار او قرار داد.

      بهزاد بیک خوشحال و خندان ، از این که خواجه فصیح را درازای سیم وزر به دست آورده و توان آن را یافته تا برای تسویه حساب دیرین بدترین شکنجه ها و عقوبت ها را نسبت به اواعمال نماید.  به قول عبدالفتاح:  « به روشی که خواجه مسیح را میرزای عالمیان از میان برداشت ،خواجه فصیح را نیز او ضایع خواهد ساخت» ( عبدالفتاح فومنی : 200).

      هنگامی که چنان معامله ای به گوش زینب بیگم رسید، او شاه عباس را ملامت کرد که چرا خواجه فصیح را به دست دشمن سرسختش (بهزاد بیک) سپرده است،  که به دنبال آن شاه عباس بدون درنگ یکی از خواجه های مورد اعتماد خود را به نزد بهزاد بیک فرستادو پیغام دادکه : « ما خواجه را به شما سپردیم اگر قصد قتل اورا بکنید نسل ترا از روی زمین بر می دارم »( پیشین : 201).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

زن وسیاست

   از میان زنانی که در تاریخ نقش بسیار حساسی در سیاست ایفاء کردند می توان از"ترکان خاتون"  یکی از بانوان ملکشاه سلجوقی و دیگری از سیده خاتون مادر مجدالدوله دیلمی نام برد.  در مورد این دو در کتب تاریخی گوناگون مطالب زیادی نوشته شده به همین دلیل ما به طور مجمل وخلاصه در باره این دو که به قراینی،  شمالی بودند توضیحاتی می دهیم.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

ترکان خاتون

    عده ای از محققان او را دختر طمغاج خان ابراهیم و عمه احمد خان سمرقندی  نوشته اند و عده ای دیگری اورا گیلانی و اهل طالش و دختر کدخدا داوود ماسالی معرفی کرده اند ،بنا براین چون ممکن است وی گیلانی باشد بی مناسبت ندانستیم نامی از وی یاد شود.

      او یکی ازبانوان حرم ملکشاه سلجوقی بود که با ترفند ونقشه های بسیار ملک زبیده خاتون و پسرش برکیارق را که اولین پسر ملکشاه بود از عرصه رقابت خارج کرد و خود بانوی اول دربار و سوگلی شاه شد وعنوان  ترکان خاتون،  (به معنی ملکه نژاده،  بانوی والاگهر)  را گرفت.

      او از ملکشاه صاحب فرزندی شد که اورا محمود نام نهاد و تمام آرزوی او آن بود تا محمود برتخت سلطنت بنشیند ،به همین مناسبت چون شنید ،خواجه نظام الملک طرفدار« برکیارق»  است با او دشمنی را آغاز کرد.  بعد از ملکشاه ،حاکم اصفهان برکیارق را بر تخت سلطنت نشانید.

      ترکان خاتون نهایت تلاش خود را برای به تخت نشاندن پسرش محمود به کار برد و از هیچ کوششی برای رسیدن به آرزوی خود فرو گذار ننمود.  اما آن ایده با مرگ زود هنگام پسرش به ناکامی گرائید که پس از آن ترکان خاتون دچار سرگشتگی شد.  حسن صباح در آن هنگام برای آن که  از رقابت «تتش »، برادر ملکشاه و برکیارق ،نهایت استفاده را ببرد ، قاصدی را به نزد ترکان خاتون فرستاد و ازاو خواست تا از سلطنت انصراف دهد و در عوض عنوان داعی بزرگ را پذیرا شود ؛زیرا داشتن این عنوان ومنصب باعث می شد شاه ناحیه هم به ناچار به اطاعت او یا به پذیرش احکام اوتن در می داد.

      ترکان خاتون پیشنهاد حسن صباح را پذیرفت و پس ازآن با سمت داعی بزرگ،شهرفومن را که مقر پادشاه آن ناحیه بود به عنوان مرکز فعالیتش برگزید واحکام خود را صادر کرد.

      انتخاب او به عنوان اولین داعی بزرگ ازبین بانوان و دعاه و باطنیان ایران اعلام شد.  او درفومن به نظم کارها پرداخت اما به علت آرزوهای بلند پروازانه وی، کسی نبود که به آن نوع کارها دلخوش باشد؛ بنابراین وی همواره مترصد فرصتی بود  تا آن را روزی به اجرا در آورد که نقشه اش توسط مأموران باطنی کشف شد وعاقبت به وسیله خنجر زهر آلود آن ها مجروع شد که در پی آن پس از چند روز در قصبه «اولم» فوت کرد و جنازه اش را به ماسال فرستادند( نامها و نامداران گیلان ، 1370 : 91 الی 93 ).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

سیده خاتون

    او زنی مدبر ،باسیاست ،با کفایت و بانویی حاضر به جواب بود.  او از معدود زنانی بود که در مواقع حساس به راحتی می توانست نقشه های خود را به خوبی به اجرا در آورد.  او دختر مرزبان علی معروف به ابودلف دیلمی،(1) و مادرش هم از خاندان کاکویه بود.

   1  ــ  علی دیلمی یا ابودلف دیلمی : او از بزرگان  دیلم وگیلان و مقیم خراسان بود و با حکیم ابوالقاسم فردوسی در خلق شاهنامه همکاری داشته است ،چنا ن چه فردوسی گوید :

در این نامه از نامداران شهر      علی دیلمی بودلف راست بهر

که همواره کارم به خوبی روان      همی داشت آن مرد روشن روان

      علی دیلمی دارای بزرگ ترین کتابخانه درری بود که یافتن چنان گنجی برای فردوسی واقعاً نعمتی بود (نامها و نامداران گیلان،   1370 : 314الی 343).

      پس از مرگ شوهرش فخرالدوله دیلمی، چون پسرش مجدالدوله کوچک بود ،زمام اموررا به دست گرفت.  پس از به سن بلوغ رسیدن  مجدالدوله، اومادرش را به قلعه طبرک فرستاد و اورا هم چون اسیری تحت نظر گرفت،  اما سیده به ترفندی از آن جا فرار کرد و با کمک گرفتن از « بدرابن حسنویه » حاکم خوزستان به همراه لشکری آراسته به ری حمله ور شد و بر پسرش غالب شد و او را به زندان افکند و خود زمام امور را دردست گرفت.  در هنگام زمامداری او بود که سلطان محمود برای او نامه ای فرستاد و در آن نامه قید کرد :« چون هند و ایران مطیع من شدند ،تو نیز فرزندت را به نزد من بفرست تا دررکاب من باشد» وی هم چنین تهدید کرد که سیده خاتون، با ج وخراج را قبول کند وگرنه دوهزارفیل جنگی را به دیارش می فرستد تا خاک «ری» را به غزنین منتقل نمایند.

      اما سیده خاتون در جواب سلطان محمود چنین نوشت : « سلطان محمود صاحب دولت است ،تا شوهرم فخرالدوله در حیات بود ،مدت دوازده سال از تاختن و خصومت سلطان اندیشناک بودم که اکنون شوهرم به جنت حق واصل شد ،آن اندیشه از خاطرم محو است.  چرا که سلطان محمود پادشاهی بزرگ و صاحب ناموس است لشکر بر پیرزنی نخواهد کشید. اگر لشکر کشد وجنگ کند مقرر است که من نیز جنگ خواهم کرد.  اگر ظفر مراباشد تا در دامن قیامت شکوه است واگرظفر او را باشد مردم گویند پیرزنی را شکست داد0 او فتحنامه به ممالک چگونه نویسد چون مردی بود کز زنی کم بود (نامها و نامداران گیلان : 269).

آن جواب سیده باعث شد ،سلطان محمود تا زمانی که سیده زنده بود هرگز اندیشه حمله به ری را به خود راه نداد.

      سیده پس از آن واقعه پسر خود را از زندان آزاد کرد و برتخت نشانید و سپس برادر وی شمس الدوله را به حکومت همدان منصوب کرد و حکمرانی اصفهان را به عهده علاالدوله ابوجعفر (محمدبن دشمن زیار) که پسر دایی اش می شد قرار داد و خود نظارت برهمه را بر عهده گرفت.

      پس از مرگ سیده خاتون ، سلطان محمود که منتظر فرصت بود نامه ای از  مجدالدوله  دریافت کرد که از لشکریان سلطان محمود شکایت کرده و از وی خواسته بود تا به ری برود و سپاهیان خطا کار را تنبیه کند.  سلطان محمود هم با ظاهری دوستانه وارد ری شد اما دشمنانه، پادشاهی را از دست مجدالدوله خارج کرد و وی را  همراه با پسراو به نام علی پس از زندانی کردن به غزنین فرستاد.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

شاهزاده ای که از یک دختر گیلانی می ترسید

      در تاریخ آمده است که شاه عباس ، دختر خان احمد گیلانی را برای پسرش محمد باقر میرزا که بعدها به «صفی میرزا» معروف شد خواستگاری کرد و علت این پیشنهاد از سوی شاه عباس برای این بود که وی می خواست با این وصلت تا حدود زیادی خان احمد خان (1) را تحت کنترل خود در آورد.  اما خان احمد،  آن مرد غیور گیلانی از آن فرمان سرپیچی کرد.

   1 ــ  خان احمد خان : او پسر سلطان حسن حاکم بیه پیش بود 0زمانی به علت سر پیچی و طغیان علیه شاه طهماسب دستگیر شد و مدت ده سال در زندان قهقهه فارس به اسارت در آمد 0 درسال 984 ھ  - ق آزاد شد. وی بعداً با دختر شاه طهماسب اول ازدواج کرد تا این که شاه عباس اورا شکست داد. او در سال 1000 ھ  - ق با کشتی ابتدا به شیروان و بعد از آن جا به قسطنطنیه رفت و تا هنگام مرگ در آن جا زندگی کرد.

      شاه عباس برای جبران این حقارت فرهاد خان قهرمانلو را با قشون آذربایجان به لاهیجان فرستاد که عاقبت خان احمد  شکست خورد که آن هم خیانتی بود که از طریق سردارنش انجام گرفت.  عده ای ازسردارانش هم برخلاف وعده و پیمان در حساس ترین مقطع خاص به او پشت نمودند ،چنان  که یکی از سرداران او به نام «کیافریدون » در هنگامه جنگ به او قول مراقبت از زن  خان احمد را داده بود تا در فرصت مناسب به او تحویل دهد ؛اما وی ناجوانمردانه بر خلاف قول و قرار به خاطر جاه و مقام به ولی نعمت خود خیانت کرد و در زمان مقرر شده برخلاف انتظار، زن خان احمدرا که دختر شاه طهماسب می شد واز خان احمد صاحب دختری نیز بود تحویل شاه عباس داد. 

      شاه عباس پس از آن همه غارت و خونریزی تصمیم گرفت تا عروسی مجللی را برای پسرش شاه صفی برگذار نماید.  شاه عباس دستور داد  صیغه عقد را جاری سازند که درهمان هنگام شاه عباس متوجه شد که رنگ از رخسار داماد پرید و به هیچ وجه حاضر به ازدواج با آن دختر نمی شد.

      شاه هرچه اصرار کرد، واز کارهای حسنه عروس خانم می گفت ، شاه صفی اصلاً  راضی به اطاعت و تسلیم نمی شد ؛ بنابراین شاه عباس مجبور شد تا دختر بزرگ شاه اسماعیل دوم را به ازدواج شاه صفی در آورد0اما چرا شاه صفی از ازدواج امتناع می کرد؟

      علتش آن بود که شاه صفی به محض دیدن دختر احمد خان یاد دوران کودکی خود می افتاد.  در آن زمان دخترخان احمد از شاه صفی اصلاً خوشش نمی آمد و مرتب او را به زیر چوب و کتک می گرفت ( تاریخ عباسی ، 1366: 217)0 بنا براین آن چوب ها باعث شد تا عزیز دردانه حرمسرا و شاه عباس حتا در جوانی با دیدن دختر خان احمد ،خاطره آن روزهای حقارت بار خویش و کتک خوردن های خود را از دست آن دختر به یاد آورد.

      البته این موضوع را باید یاد آوری کرد که آن شاهزاده جوان و کمرو عاقبت به دست پدر تاجدارش شاه عباس کشته شد.  اما پسر همین شاهزاده به نام «سام میرزا» که بعدها با نام« شاه صفی دوم »به سلطنت رسید جبران مافات نمود یعنی برخلاف پدر رقیق القلبش یکی از قسی القلب ترین شاهان دوره صفویه لقب گرفت که شکنجه های او در بخش تاریخ شکنجه درگیلان ومازندران در همین کتاب آورده شد.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

کشته شدن به خاطر عشق

      گاهی اوقات دوست داشتن یا عاشق شدن دختری به فردی برای او دردسر ساز می شد که تعصبات برادر یا پدر باعث خودکشی دختر یا به طریقی دیگر آن دختر توسط خانواده خود کشته می شد که مطالب بسیاری در این مورد، در نشریات زمان گذشته  یا در این دوران نوشته می شود که به نقل از کتاب «گیلان دروقایع اتفاقیه » رضا نوزاد که موارد بسیاری را ازروزنامه «وقایع اتفاقیه » در کتاب خویش آورده که دو مورد از موضوع فوق با همان ادبیات نوشتاری روزنامه آن دوره یاد می شود:

      «دخترمیرزا رضا انزلیچی به یک پسری که مزدورپدرش بود تعلق خاطرحاصل نمود.  چون همزی آنها نبود پدر و برادرانش ممانعت می نمودند.  اولاً دختر به خانه یکی ار علما رفته بود که اورا واسطه ازدواج خود با مزدور مزبور نماید 0 برادرانش به خانه آورده ملامت و سرزنش نمودند که ترک این هوس گوی و جفتی انسب و الیق (در خور، سزاوارتر) جوی.  چون آتش محبت و شهوت در کانون دلش مشتعل بود از یاد محبوب خویش مشتعل نمی شد ، چشم از آب روی پوشیده ،در مقام چاره می کوشید.  روزی برادرانش در خانه نیافتند و به هر طرف در طلب شتافتند.  بالاخره بر بام یکی از همسایگانش یافته ، از همان بامش به زیر انداختند و هلاک شد و خود در توپخانه بستی شدند تا از مصدر خلافت حکم چه صادر شود»(نوزاد ،  1388:  51).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

پیشرفت مرد به خاطر آواز خواندن زنش

      درزمان قاجاریه بعضی از مردان به انحاء گوناگون سعی می کردند تا در دربار نفوذ کنند تا به زعم خودشان پله ترقی را طی نمایند، نمونه اش محمد تقی افشار بود که بعدها به او لقب حاجب الدوله را دادند و آن هم به علت وجود زنش بود.  رضا نوزاد در توضیحات کتاب« گیلان در وقایع اتفاقیه» درمورد او نوشته است:

      « محمد تقی افشار در ابتدا از پیشخدمت های ناصرالدین شاه و معروف به   تقی بیک بود در 1272 به لقب خانی رسید و چون زنش ازآوازه خوان های شاه و ملقبه به عندلیب الدوله و مقربه بود او روز به روز ترقی کرد.  در سال 1284 با حفظ سمت به ریاست اصطبل توپخانه و در 1289 به سمت فراش باشیگری و لقب حاجب الدوله رسید0 بعد از بازگشت شاه ازاروپا معزول و در 1296 برای باز دوم رئیس اصطبل توپخانه شد و در 1298 در تهران در گذشت»(نوزاد: 216).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

فعالیت اولین زنان گیلان در مطبوعات

      نخستین نشریه ای که توسط عده ای از بانوان منتشر شد ،هدف آن آگاه نمودن زنان بود.  آن نشریه نامش «نامه نسوان شرق » بوده و با مدیریت بانو مرضیه ضرابی در سال 1305 خورشیدی  در بیست و چهار صفحه ،هر پانزده روز برای یک بار با ابعاد 12 *16  سانتی متر در بندر انزلی منتشر می شد که آن نشریه از پیشگامان د فاع از حقوق زنان و تنویر افکارشان به شمار می رفت.

      استاد فریدون نوزاد در بارۀ کادر آن نوشته است : « از گوشه سمت راست آن کره خورشید(  معارف ) پرتو خود را می تاباند و دراین شعاع نامه نسوان شرق به صورت قوس به چشم می خورد و سه شاخه شعاع از زیر حروف (ن. ق) اسم روزنامه به صفحه می تابد ،میزی با رومیزی زیبا در سمت چپ و گهواره ای  در سمت راست و زنی ایستاده در وسط که با دستی گهواره و دستی  دیگر کُره را حرکت می دهد.  «نامه نسوان شرق» از روزنامه های خوب و معتبر گیلان بود که چندی در عالم مطبوعات درخشید و نقش ارزنده ای در بیداری زنان را ایفاءنمود»( نوزاد ، 1379: 153). 

   در سال 1306 خورشیدی مجله دیگری به نام« پیک سعادت نسوان » در پانزدهم ماه آبان در شهر رشت به صاحب امتیازی خانم  روشنک نوع دوست برای هردوماه ،یک بار انتشار یافت  به نوشته کتاب ارزشمند  «تاریخ جراید و مجلات گیلان »:«روی هم  شش شماره از آبان ماه 1306 تا اول شهریور ماه 1307 خورشیدی برابر اوت 1298 میلادی انتشار یافت.  مجله « پیک سعادت نسوان » مجله ای  اجتماعی، سیاسی و ملی زنان بود که برای آگاهی زنان نخستین و بلندترین گام ها  را برداشت »( نوزاد، 1379: 167).

      البته این مجله از انتشارات جمعیت پیک نسوان رشت بوده است که درجای خود در مورد آن توضیح داده خواهد شد.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

جمعیت پیک نسوان سعات نسوان

نخستین جنبش فرهنگی – هنری زنان در  ایران

     پس ازاین که در سال 1295جمعیت شرقی «فر هنگ » توسط روشنفکران گیلان تأسیس شد جمعیت همراه با اعضاء آن تصمیم گرفتند که تشکیلات مخصوص زنان راسامان دهند که به دنبال آن ایده،  عده ای از بانوان گیلان «جمعیت سعادت نسوان» را به وجود آوردند (هوشنگ عباسی ،1371، ش دوم : 10).

      خانم« شوکت روستا »که از اعضای جمعیت پیک نسوان و از پیشگامان نهضت زنان در گیلان بوده است در مصاحبه خود در سال 1371ش،  در سن هشتاد و چهار سالگی در ماهنامه گیله وا چنین گفته است « واقعیت این است که در آن روزها بانوان گیلان از نظر سواد و تعلیمات اجتماعی در وضع تأسف باری به سر می بردند ، نیمی از نیروی جامعه که قوای زنان است عملاً بیکار مانده بود وحتا در جهت منفی فعالیت نشان می داد.  بی سوادی باعث شده بود زنان بسیاری خرافات را به عنوان معتقدات باور داشته باشند و تمام این ها انگیزه ای بود تا فعالیتم را آغاز کنم» ( گیله وا ،1371، ش8 و 9  : 18 ).

      جنب و جوش شور وهیجان و تلاش این بانوان چنان تأثیری در زنان شهرهای ایران گذاشت  که آن ها در تلاش و تکاپو افتاده و در عرصه مبارزات داخل شدند.

      جمعیت پیک نسوان رشت دارای ارگان و تشکیلات فعالی بود که هریک از آن نهادها در عرصه مختلف امور اجتماعی – سیاست و هنر و فرهنگ فعالیت داشتند که شامل:

   مدرسه پیک سعادت

   مجله پیک سعادت نسوان

    کتابخانه و قرائت خانه عمومی جمعیت پیک نسوان

   گروه تأتر

    تأسیس کلاس های خیاطی و صنایع دستی ( عباسی ، 1371، گیله وا ،ش دوم : 10).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

مرگ زنی بخاطر هنرش

      در انتهای این بخش  ، از شادروان فاطمه نشوری نخستین زن تأتر گیلان که به خاطر زن بودن و به خاطر آرمانش در آن زمان مورد هجوم مشتی اراذل و اوباش که منطقی جز تیغ و چاقو نداشتند قرارگرفت و کشته شد،  یادی می شود.

      قبل از این که شادروان فاطمه نشوری در عرصۀ تأتر گیلان وارد شود ،ابتدا خانم سونا قفقازی همراه با مجتمع تأتری محمدیه در رشت به روی صحنه رفت که افراد این گروه همه آذربایجانی ،ایرانی ، و بادکوبه ای بودندکه اکثر نمایشنامه ها به صورت ترکی اجرا می شد که مورد توجه واقع نشد.

بعداز خانم سونا قفقازی ،زنی دیگر به نام خانم مریم گرجی بر روی صحنه رفت که بازهم اوبه علت آشنا نبودن به زبان فارسی به خوبی نتوانست ازعهده ی نمایش بر آید.

      در آن هنگام مردان به جای زنان برنامه را اجرا می کردندتا آن که زنی با شهامت ،همه خطرها و مشکلات و توسری خوردن ها را به جان خرید و در سال 1303 ش ، پا بر روی صحنه تأتر نهاد ،بنا براین او اولین زنی است که نقشی را در تأتر عهده دار شد.

      شادروان «فاطمه نشوری » در میان خانم های آن زمان آن چنان عاشق هنر و تأتر بود که در آن مقطع خاص زمانی که مردها نقش زن ها رابازی  می کردند و هیچ زنی جرأت رفتن به روی سن را به خود نمی داد،  شجاعانه حاضر شد خود رل یک زن را بازی کند 0 در شب اجرا، زن ومرد بسیاری در سالن نمایش نشسته بودند ، پرده باز شد و خانمی با روبند و چادر سیاه و چاقچور به صحنه وارد شد و شروع به بازی نمود.

      بینندگان طبق معمول بر آن تصور بودندکه مردی خود را با آن لباس پوشانده و به صورت نازک حرف می زند ولی در طی نمایش از حرکات و اطوار خاص بازی گر متوجه شدند که او زن بوده که برخلاف حرف و حدیث ها بر روی صحنه رفته است ؛ بنابراین بیشتر مردم نسبت به آن نمایش  ،عکس العملی حاکی از رضایت به خانم نشوری نشان دادند (گیله وا ، 1374و1375 ، ش 35: 44). 

      پشتکار آن زن با شهامت باعث شد که زنان دیگر هم چون بانو پریرخ وحدتی و بانوخجستگی وارد انجمن تأتر گلشن شوند وزندگانی تأتری خویش را شروع کنند.

      فاطمه نشوری پس از ازدواج با پسر دائی خود محمد نشوری به بندرانزلی رفت و همگام با شوهرش فعالیت های خود را ادامه داد با توجه به این که افراد جزم اندیش هربار او را به طریقی مورد اذیت و آزار قرار می دادند ؛زیرا در آن سال ها ضعف فکری و تعصبات کورکورانه در جامعه مردسالار که وجود زن را در اجتماع بر نمی تافت و نمی توانست تحمل کند که زنی بخواهد ذهن و فکر انسان هایی هم چون خود را تبلور بخشد و راه رااز چاه به آن ها نشان بدهد و برای مرد کوته فکر این نا باوری ها، تحت عنوان غیرت ریشه دوانیده بود.

      به هر روی چند نفر از آن با غیرت ها ! با کارد و دشنه به سراغ زنی که اسلحه ای جز مهربانی وهنر نداشت ناجوانمردانه حمله ورشدند و در آذر سال 1332 ش اورا به قتل رساندند.

      در مورد شادروان نشوری نوشته اند که : در آن سال ها به استخدام شهرداری رشت در آمده بود و به پرستاری و درمان بیماران می پرداخت تا این که در روز 27 آذرماه 1332 ش به قصد تزریق آمپول برای چند بیماری بی بضاعت و فقیر از خانه خارج شد که در همان هنگام  در کوچه ای مورد حمله اوباش قرار گرفت.  اهالی کوچه به سرعت او را به بیمارستان رساندند ولی ضربات چاقو کاری تر از آن بود که دکترها بتوانند نجاتش دهند ،در نتیجه او بعد از چهارده روز جان به جان آفرین تسلیم کرد.

      محمد نشوری همسر و همکار او در بین خاطرات خود گوید : «همسرم اولین زن مسلمان ایرانی بود که علیرغم مخاطرات و کارشکنی ها توانست قدرت هنری ولیاقت و استعداد زنان ایرانی را در سن نمایش متجلی سازد ،ولی او ومن بارها تکفیر شدیم ،نفرت را تحمیل کردیم ،طعم تلخ کناره گیری ها خویشاوندان و منزوی ماندن را چشدیم ،چون قصد ،قصد خدمت بود از میدان مبارزه حتا یک گام هم وا پس ننهادیم ،در مقابل همه این ناملایمات و کارشکنی ها ایستادیم»  ( موسایی، 1374و1375، ش35: 44).

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

نتیجه

      زنان در شمال ایران،  یکی از اعضای اصلی خانواه محسوب می شده اند همیشه یک نوع وابستگی متقابل  بین آن ها و مردان وجود داشت ، بنا براین  نقش حساسی در عرصه تولید و تقسیم کار داشته اند ، نقش آن ها علاوه بر همبستگی در کار ، درنبرد و مبارزه ، هم اندیشی  و سازندگی و به عبارت دیگر در تمام ابعاد به چشم می خورد که مبارزات آن ها همگام با مردان و فرزندانشان ، چه در دوران قبل از اسلام یعنی:  در زمان آماردها و حمله اسکندر و چه در دوران بعد از اسلام  یعنی ازحمله  اعراب تا دیگر سلسله هایی که به این مرزو بوم لشگر کشیدند به وضوح در کتب و متون گذشته آورده شده است.

      به هرروی ، اگر شکستی هم نصیب مردمان این سامان می شد رنج و زجر و بی حرمتی ها ی زنان بیش از مردان در عرصه تاریخ بوده است ، پس نادیده انگاشتن  زن در شمال ایران یعنی  از دست دادن یکی از ستون های اصلی خانه و مردمان منطقه  ؛ بنابراین  زنان در تمام عرصه ها، همگام و همراه با مردان بودند نقشی به سزا در تاریخ گیلان و مازندارن ایفاء نمودند.

   نقش زن در تاریخ گیلان مازندران

پرسشها و پاسخها

بخشی از نظرها و پرسشهای این برگه

   نظر و پرسش شما:  . . . نظر و پرسش خود را بنویسید . . .  در اینجا

   انوش راوید:  منتظر پرسشها و نظرهای شما گرامیان هستیم.

 

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  دیدنی های استان مازندران

کلیک کنید: تاریخ و تحلیل لوح های بابلی

کلیک کنید:  جغرافیای طبیعی و دیدنی های ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس با ما      :     http://arqir.com/1

تاریخ ارسال: جمعه 12 مرداد‌ماه سال 1397 ساعت 12:03 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

فاجعه درک دانش بینش

 فاجعه درک دانش بینش،  بمنظور کشوری آباد،  نیازمند کار درست و علمی در سیستم آموزشی هستیم،  امیدوارم این سیستم مورد نقد و نظرهای سازنده و پیگیر روشنفکران قرار گیرد.
فاجعه درک دانش بینش
پیش نویس
      بمنظور کشوری آباد،  نیازمند کار درست و علمی در سیستم آموزشی هستیم،  امیدوارم این سیستم مورد نقد و نظرهای سازنده و پیگیر روشنفکران قرار گیرد.
فاجعه درک دانش بینش
تصویر شماره ۳۵۵۰ .
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
فاجعه درک دانش بینش
لوگو تاریخ مند و اندیشه ورز شوید،  عکس شماره ۱۶۰۷.
فاجعه درک دانش بینش
      یکی از فیلمهای استاد پژوهشگر فعال،  آقای حمید شفیع زاده،  سه سال پیش در برگه ای از فیسبوک بنام "ستاد مبارزه با چرندیات" پست کرده اند،  در اینجا.  این یک کار عادی است،  و هر کسی می تواند مطالب مورد علاقه اش،  یا مخالف دانش خود را پست کند،  و درباره آن بررسی نماید.  در مدت سه سال این پست بیش از ۲۶ هزار بازدید داشته،  و هزار لایک خورده،  و بیش از ۱۸۵ بار باز نشر شده است.  این نشان از علاقه ایرانیان به کپی کردن کار دیگران است،  کاری که فقط از بیرون آمده های سیستم آموزشی حافظه محوری کپی پیسی ایران بر می آید.
       در همین پست تعداد زیادی از مردم فارسی زبان نظر نوشتند،  چند نظر آنها را در این برگه کپی کردم.  نظر نوشتن کار خوبی است،  و گردونه یادگیری را می چرخاند.  اما نظر نویسهای زیر این فیلم مهم،  درکی از گردونه یادگیری ندارند،  ولی انبوه و انباشته شده از لودگی و مسخره بازی هستند.  نظرهای آنها نشان از فاجعه درک دانش بینش بخشی از فارسی زبانهاست،  نمونه برای همه موضوعها در تمام شبکه های اجتماعی زیاد است.
      باید این نظرها را برای مقامات سیستم آموزشی ایران و رادیو تلویزیون ایران فرستاد و گفت،  نتیجه کار و تلاش شما این است.  شما با سبک کار اشتباه در آموزش و پرورش،  و برنامه های لودگی و مسخره بازی در تلویزیون،  توانستید به این چنین نتیجه برسید.  اگر هر چه زودتر دست به اصلاح در امور آموزشی در تمام جنبه ها،  و تغییر سبک کار نزنید،  فاجعه درک دانش بینش تمام ایران را در بر می گیرد،  و دیگر خیلی دیر است.
   مهم:  نوشته های آقای حمید شفیع زاده،  از جانب محافل علمی مورد تأیید قرار گرفته است،  سندهای آن در لینک زیر است.  علاقمندان به علم و دانش های جدید،  از این نوشته ها استقبال سازنده کردند.
 فاجعه درک دانش بینش
      نظرهای زیر که بخش خیلی کمی از امثال است،  نشان کامل از فاجعه درک دانش بینش است.  باید روشنفکران و فعالان اجتماعی و فرهنگی،  با فاجعه درک دانش بینش در ایران مبارزه نمایند،  و در راه پاکسازی منبع تولید اقدام کنند.
فاجعه درک دانش بینش
کامنتها در ستاد چرندیات
      ستاد مبارزه با چرندیات:  پیش از این نیز ۴۰۰ دانشمند روسی اعتراف کرده‌اند که یوری گاگارین در چرخش به دور زمین قصد طواف کعبه را داشته و پس از طواف و بازگشت به زمین نام «یوسف ذوالقرنین» را انتخاب کرده است. همچنین محققان ناسا خبر دادند که زمان رسیدن «نیل آرمسترانگ» به ماه یک پرچم «لااله‌الی‌الله» در ماه در حال اهتزاز بوده است. البته همه این موارد مخفی نگه داشته شده و تنها آقای شفیع‌زاده و رائفی‌پور مطلع هستند. شنیده‌ها حاکی است که ربات مریخ‌نورد نیز هر روز پنج وعده نوای اذان با صدای استاد موذن‌زاده اردبیلی ضبط می‌کند.  کونتور که نداره، بذار ما هم بگیم!
Chiman Saeedi :  آه! مای گاش!!!
Meysam Shams :  البته من اینجا باید اشاره کنم این آقای شمس از اجداد ما بوده (همون سندباد) ایشون دو سه قاره دیگر رو هم کشف کرده که صهیونیست جهانی با لابی بین المللی اون قاره ها رو از دید عموم مخفی کرده.  البته ما اجداد معروف دیگه ای هم داشتیم مثل علی شمس (علی بابا) عبدالله شمس (علائدین) غلام شمس (گالیور) و کلی مشاهیر دیگه..  بله اینجوریاست!
Saber Sa Adb :  نمیشه که. اگه صدای موذن زاده بوده چرا روزی پنج بار پخش میشده، برا شیعه ها که فقط روزی سه باره.
Moh Ma :  خالی بندی آزاده؟  منم قراره تو مریخ دوتا کوچه پایینتر از اون تابوته که تازه پیدا کردن یه رستوران بزنیم.
Mahmood Hatam :  البته سندباد به تنهایی نرفته بود بل و سباستین هم همراهش بود. سوار کشتی یوگی و دوستان شدن و رفتن امریکا.مرحوم ثقه الاسلام شیخ کلینی در کتاب الکافی هم به این موضوع اشاره کرده که از جمله احادیث متواتره.
Arash Mirhosseini :  یکی از نشونه های یک کشور بدبخت جهان سوم اینه که چون چیزی رو برای عرضه کردن نداره و چون به شدت احساس حقارت میکنه؛ سعی میکنه به گذشته خودش چنگ بزنه و مدام در حال اثبات این حرف باشه که "ما همه چیز داشتیم"... در حقیقت وجود همین آقایون، و همین زمامداران...
Roki Roxana :  نصف نهار مبدا راس میگه از اصف گذشته من جاشو دیدم سر کوچمون یه خط افتاده بود شبیه خط ترمز دوچرخه فک کردم بچه ها کوچه ترمز کردن، اما الان که فک میکنم میبینم نصف انهار مبدا بوده که جاش مونده.
Moh Ma :  کسانی که در جمع می گوزند بهتر از کسانی هستند که در جمع گوز گوز می کنند.
Ali Momeni :  به اثبات رسیده که قبایل بومی آمریکایی هم غذا می خورند، و چون ایرانی ها هم غذا می خورند پس آنها ایرانی هستند.
Roxana Yarahmadi :  اونجا که گوینده می گه: آقای شفیع زاده که بارها به آمریکا و استرالیا سفر کرده است......  یعنی اینم شد دلیل؟ هرکی به جایی سفر کرد می تونه بشینه چرند ببافه تلویزیون هم نشون بده؟
Behnam Javadi :  این طرف چی میزنه؟ یاد کتاب توپ مرواری صادق افتادم. تو اونجا هم صادق هدایت به طنز کریستف کلمب رو مسلمون نشون داده.
Mahboub SA :  نصف النهار از اصفهان میگذشته، لابد واسه همین بهش میگن نصف جهان
Par Ham :  اینکه ایرانیها قبل از همه امریکا رو کشف کردن رو درست میگه به عنوان مثال ایالت آلاباما در واقع همون علی آباد بوده بی خود گیر ندید به این بدبخت.
Shs Amîn :  دلیل جابه جایی قاره ها هم برخورد گرز رستم با زمین بوده! اصلا اول آمریکا به ایران وصل بوده.  بزد بر زمین آن گرز گران / که از او دور ماند نصف جهان.
Nazli Amirlou :  تازه کریستف کلمب ختنه هم کرده بوده.
Hamid Niazi :  صرف نظر از اینکه این ادعا راست هست یا دروغ باید بگم اینکه هم در ایران و هم در آمریکا مورچه وجود داره نشون میده که ما اولین کسایی بودیم که آمریکا کشف کردیم!!!!
Ehsan Fa :  "نصف النهار مبدا از شهر اصفهان می گذشته است" اما احتمالا چون تو طرح بود حاکم وقت دستور تخریبش رو داد.
Vargha Hokmran :  راس میگه آقای شمس بچه خانی آباد بود. میشناختمش. راستش به من گفت میای بریم امریکا رو کشف کنیم گفتم نه بار خورده میرم رودهن این شد که خودش تنهایی رفت.
Moein Sakhtkar Haddadi :  مخلص کلامش اینه که کل دنیا زاییده و گاییده ی ایرانی ها هستند.
Chiman Saeedi :  ساقیا دمت گرم و سرت خوش باد.
Rouzbeh GhariBi :  آمریکا مال ماست ... منتها منگولهِ سندش یه مدت گم شده بود مثکه پیدا شده
AR SH :  اقا پیوست این متن یه مقاله دریاره مضرات شیشه و اثرات مخربش رو مغز هم اضافه کن.
Poorya Rashidi :  بابا حالا چه اشکال داره... این که چیزی نیست... ما یه معلم داشتیم می گفت هیتلر اهل "کرمان" بوده و "کرمان" بعدا رفته تو زبون اونا شده "ژِرمَن"! انصافا در پوست خود نمی گنجم ای هم‌وطن!
Sepehr Fatehi :  به خاطر همین خیلی به نژاد برتر آریایی اعتقاد داشته.
Sepid Ataei :  این یه طنز از صادق هدایت هستش، معلم شما جدی گرفته بوده انگار.
Ali Masoomi :  آره منم خیلی شنیدم که ژرمن ها از کرمان مهاجرت کردن به اروپا.
Mohammad Rasouli :  درسته میگن هیتلر بهشون یاد داد که اینقده دیگه شل حرف نزنند و سفت و محکم حرف بزنند سر این شد آلمانیا اینقده محکم حرف میزنند.
Poorya Rashidi :  جالب اینه که پسر همون معلم رو هر دیواری که می‌دید صلیب شکسته می کشید! این بابا اصلا نازی بوده جداندرجد!

کلیک کنید:  پادکست شماره 1068

      پاسخ دکتر حمید شفیع زاده:  در پادکست شماره 1068 در اینجا.

   نظر انوش راوید:  منظور دکتر حمید شفیع زاده درباره اساتید،  تعدادی از اساتید هستند،  که توجه به علم و دانش و پیشرفتهای نوین در سیستم آموزشی ندارند،  و هیچ وقت نسبت به مشکلات آموزشی نکاتی را نگفته و ننوشته و تذکر نداده اند.

      ولی من تقریباً همه اساتید را متفاوت از درک و دانش های امروزی می گویم،  و آنها را در جهت راهبردی آموزشی قرنهای گذشته می دانم.  قرن جدید با وجود گسترش ابزارهای جدید و انقلاب و انفجار ارتباطی و اطلاعاتی،  زمان طرح های جدید آموزشی است.  در غیر اینصورت و عدم دقت به این مهم،  همین می شود،  که در این برگه شاهد بودیم.

      هیچ یک از اساتید دقتی و نظری و دانشی در موارد آموزشهای مدرن و جامعه شناسی و روانشاسی اجتماعی و تاریخ اجتماعی و غیره برای رفتن به راه و روش جدید ارائه نداده.  آنها نمی توانند راهکاری برای رشد و تکامل آموزشی بدهند،  زیرا در سیستم آموزشی رشد کرده و مدرک گرفته اند،  که فاقد توانایی برای ایجاد اهداف قرن جدید است.

      همین مطلب مسخره بازی صفحه ای بنام ستاد مبارزه با چرندیات،  که واقعاً فاجعه درک دانش بینش است،  بیش از 200 باز نشر،  و چند هزار لایک و چند صد کامنت داشته است.  کدام یک از اساتید این قبیل موضوعها را که در اینترنت بفراوانی یافت می شود،  مورد نقد و نظر قرار داده،  و چند نفر درباره روش جدید آموزشی،  که به این فاجعه درک دانش بینش پایان دهد مقاله فعال نوشته اند.

      هیچ و هیچ که هیچ،  آیا اصلاً می دانند ابزارهای اینترنتی چیست؟،  آیا از توانایی آموزش اینترنت خبر دارند؟،  آیا در عمرشان یک وبلاگ داشته اند؟.

کلیک کنید:  مقاله مرده مقاله فعال

فاجعه درک دانش بینش
پرسشها و پاسخها
    نظرها و پرسشهای خود را در اینجا ارسال نمایید.
   نظر و پرسش شما:   ...........
. . . .
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
تاریخ ارسال: یکشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1397 ساعت 09:15 ق.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

سکه های پادشاهی شیرازی

سکه های پادشاهی شیرازی

پیش نویس

برگه پیوست لینک زیر است:

کلیک کنید:  کتابهای دکتر حمید شفیع زاده

 

پیدا شدن سکه های پادشاهی شیرازی در استرالیا

      سال 1944م،  یک سرباز استرالیا بنام موری ایزنبرگ،  مشغول نگهبانی از رادار،  و مراقب حمله نیروهای ژاپنی به استرالیا بود.  وقتی کنار ساحل جزیره ویسزل در شمال استرالیا در منطقه آرنم لند نگهبانی می داد.  دقیقاً جایی که هم اکنون ساحل ال کو محل زندگی بومیان قبیله مندجیکای می باشد.  ال کو بسیار شبیه نام های ایرانی است.

      موری ایزنبرگ 5 سکه پیدا می کند،  که متعلق به پادشاهی شیرازی ها شرق آفریقا در زمان سلیمان بن حسن1170-1189 م، بود.  او مدت ها از انتشار این خبر جلوگیری کرد.

      نهایتاً این امر رسانه ای شد،  و این سکه ها به باستان شناسان و اساتید دانشگاه داده شد،  تا بر روی آن تحقیق کنند.  موری ایزنبرگ در سال 1991م،  از دنیا رفت.  این سکه ها هم اکنون در موزه پورهاس نگهداری می شود.

      این سند و دیگر اسناد که ارائه شد و بیشتر ارائه خواهم کرد،  به خوبی نشان می دهد،  که قاره استرالیا برای ایرانیان کاملاً شناخته شده بود.

   تصویر نقشه محل پیدا شدن سکه های ایرانی متعلق به امپراطوری شیرازی ها در استرالیا و محل ضرب آنها در آفریقا،  عکس شماره 8786.

      تصویر سکه های ایرانی متعلق به امپراطوری شیرازی ها در استرالیا،  از کتاب تاریخ حضور ایرانیان در استرالیا،  عکس شماره 8787.

 

پرسشها و پاسخها

بخشی از نظرها و پرسشهای این برگه،  منتظر پرسشهای شما گرامیان هستیم.

   پرسش شما:   ...........

 

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  سازمان های تاریخ سازی استعماری

کلیک کنید:  پرسشها پاسخهای دکتر حمید شفیعزاده

کلیک کنید:  داستان طوفان بزرگ یا طوفان نوح

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس با ما      :     http://arqir.com/1

تاریخ ارسال: چهارشنبه 16 خرداد‌ماه سال 1397 ساعت 08:09 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

تاریخ پرچم ایران

تاریخ پرچم ایران،  از ابتدای تاریخ بشر برای خود تکه پارچه ای را بعنوان نشان قوم و ملیت برگزید،  و چه جنگها و خونریزها برای همین تکه پارچه که آنرا پرچم نامیده اند،  کردند.

تاریخ پرچم ایران

پیش نویس

     از ابتدای تاریخ بشر برای خود تکه پارچه ای را بعنوان نشان قوم و ملیت برگزید،  و چه جنگها و خونریزها برای همین تکه پارچه که آنرا پرچم نامیده اند،  کردند.  امروزه بدلیل گسترش دانش و خرد بشری،  پرچم آن جایگاه تاریخی خود را از دست داده،  و کمتر جنبه مقدس دارد.  با بینش و گسترش دید در آینده پیش رو،  علم و دانش و کلاً دانایی نوین است،  که برای هر ملت حرف اول را خواهد زد،  و در این صورت دیدگاه و خرد خیلی متفاوت خواهد بود.  ایران تاریخی بدلیل وسعت و تمدن ویژه،  تاریخ پرچم مفصل و کمتر تحقیق شده ای دارد،  در اینجا بخشی را بازگو می کنم،  و در فرصتها و با تحقیق های جدید ادامه می دهم.

   توجه:  در این صفحه فقط درباره تاریخ تعدادی از پرچم های تاریخ ایران را نوشته ام،  بزودی و با تحقیق و تحلیل جدید،  و بدست آوردن واقعیت های تاریخی،  ادامه را می نویسم.  در تاریخ ایران بیش از 50 سلسله، حکومت، شاهنشاهی، پادشاهی، سان، ولایت، ایالت،  مستقل و نیمه مستقل داشته ایم،  که هر کدام درفش و پرچم داشتند.

   تصویر رنگ های درفش کیانیان،  که رنگ های واقعی پرچم ایران کهن در هزاره اول و دوم خورشیدی ایرانی بودند.  با تحقیق های شخصی از مراسم بازمانده امروزی بدست آوردم،  عکس شماره 2750.

      رنگ های آبی و زرد و قرمز،  رنگ های اصلی در طبیعت هستند،  از این رنگها می توان همه رنگها را بوجود آورد،  ولی نمی توان از بقیه رنگها این سه رنگ را پدید آورد،  در اینجا.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو داشته های تاریخی ما آرزوی دیگران است، عکس شماره 1616.

برگ پیوست لینک زیر است:

کلیک کنید:  تاریخ و تاریخچه های ایران

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

تاریخ پرچم ایران

درفش شهداد اولین در جهان

عکس پرچم یا درفش شهداد،  اولین پرچم جهان،  مشروح در تمدن کهن جی،  عکس شماره 2764.

      درفش شهداد در کاوش‌های سال 1350 در تپه باستانی شهداد،  به سرپرستی مرحوم علی حاکمی،  و به سرکارگری مرحوم اکبر ایرانمنش به ‌دست آمد.  این درفش مرمت شده است و اکنون در موزه‌ ملی نگهداری می ‌شود.  این قدیمی‌ترین پرچم جهان است،  که از یک صفحه با میله و لولا و دسته برنزی ساخته شده است.  به ‌دلیل زنگ ‌زدگی در این چند هزار سال،  رنگ آن سبز شده است (زنگ مس، سبز رنگ است) ولی در اصل نوعی درخشش فلزی داشته،  که آفتاب را باز می‌تابانده،  چنان‌که واژه‌ درفش نیز خود به معنی درخشان است.  همچنین روی این پرچم، نقشی از یک نخل که هنوز هم در آن منطقه زیاد است دیده می‌شود،  و دو درخت دیگر و پنج آدم کوچک و بزرگ که همه از بزرگان هستند،  و دو شیر و یک گاو کوهان ‌دار و چند مار شبیه مار های جیرفت نیز روی آن به چشم می‌ خورند.

  ــ  درفش = درخس = درخش = در = مروارید، درهم + خس یا خش = نور، نورانی

  ــ  خس = خسرو = نورانی = پادشاه.

  پرچم شهداد اولین پرچم جهان ــ  صفحه فلزی مربع شکل از جنس مس،  به ابعاد 23 در 23 سانتیمتر،  با میله ای که بالای آن عقاب بال گشوده قرار دارد.  نقش های روی درفش بسیار شگفت انگیزند،  گویی داستانی را تعریف می کنند،  داستانی از نعمت، آب، نخل، و سپاس.  در وسط درفش مردی خدای گونه بروی صندلی نشسته است،  شکل این صندلی بعد ها در آثار رومی دیده می شود.  بوضوح مشخص است مرد نشسته بر صندلی شخص مهمی است،  بزرگتر از دیگران،  دستی به کمر و دستی بسوی زنی دراز کرده،  که آن زن نیز گویا مهم است.  دو زن فرو دست و یک زن دور تر،  همگی کوزه هایی برای پیشکش در دست دارند.  درفش با زیبایی تمام به تصویر خورشید و کوه و آب و برف و نخل و شیر آراسته شده است،  و یادگاری گویا از داستان ناشناخته نیاکان ماست،  که ابتدای تاریخ تمدن را خبر می دهد.

تاریخ پرچم ایران

درفش  کاویانی

      نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران تاریخی به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک (ضحاک یا زه هاک کیانی که بعد ها به ارب معروف شدند) بر می ‌گردد.  در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند،  پیش ‌بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند،  سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید،  و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.

      فریدون پس از آنکه فرمان داد،  تا پاره چرم پیش‌ بند کاوه را با دیبا های رنگی بیارایند،  و در و گوهر به آن افزودند،  و آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویانی پدید آمد،  نخستین رنگ‌ های پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش (و آبی) بود،  بدون آنکه نشانه ویژه بر روی آن وجود داشته باشد،  از شاهنامه فردوسی.  درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده به استناد تاریخ در زمان شاهنشاهی ساسانیان و سلسله هخامنشیان، پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می‌ گفتند.

      درفش کاویان از پوست پلنگ درست می شد،  به درازای دوازده ارش،  که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی متر به حساب آوریم، تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول داشت.  درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد،  هر پادشاهی که به قدرت می‌ رسید، تعدادی جواهر بر آن می ‌افزود.

 کلیک کنید:  افراشتن درفش کاویانی

عکس پرچم ها و درفش های دوران سلسله هخامنشیان،  عکس شماره 2765 .

عکس پرچم و درفش های دوران حکومت اشکانیان و شاهنشاهی ساسانیان،  عکس شماره 2767.

تاریخ پرچم ایران

پرچم ایران در دوران گذار ابتدای اسلام

    ایرانیان در دوره انقلاب انسانی گذر به اسلام،  مدت 200 سال از نمادها و پرچم های مختلف استفاده می کردند،  بزودی از آنها می نویسم.  ولی دو نفر از قهرمانان ملی ایران زمین،  ابومسلم خراسانی و بابک خرمدین،  دارای پرچم خاص بودند.  ابومسلم پرچمی یک سره سیاه رنگ داشت،  و بابک سرخ‌ رنگ، به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه ‌جامگان و سرخ‌ جامگان می ‌خواندند. از آنجایی که علمای اسلام تصویر پردازی و نگار گری را حرام می ‌دانستند، تا سال ‌های مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران، بر روی درفش‌ها تصویر نمی‌شد.

   پرسش از عموم:  آیا می توانید فلسفه این 200 سال را پیدا و بیان کنید؟.

   عکس دو پرچم:  پرچم سرخ جامگان،  رنگ سرخ نماد پیروان بابک خرم دین،  و پرچم سیاه جامگان، رنگ سیاه نماد پیروان ابومسلم خراسانی،  عکس شماره 2771.

نشان شیر و خورشید

     عکس نشان شیر و خورشید متعلق به 2400 سال پیش،  سمت راست ایزدبانو آناهیتا،  ایستاده بر روی یک شیر به همراه خورشید،  که نماد میترا ایزد مهر میباشد.  سمت چپ اردشیر،  پادشاه هخامنشی در حال نیایش به درگاه آناهیتا و طلب کمک و یاری از وی.  این نگاره در یکی از موزه های اروپا نگهداری میشود.

 تاریخ پرچم ایران

نخستین تصویر بر روی پرچم ایران

      در سال ۳۵۵ خورشیدی (۹۷۶ میلادی) غزنویان، با شکست دادن سامانیان،  زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد،  نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یک‌سره سیاه بود،  زردوزی کنند.  سپس در سال ۴۱۰ خورشیدی (۱۰۳۱ میلادی) سلطان مسعود غزنوی،  به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد،   نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود،  و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد؛  تا انقلاب اسلامی در سال (۱۹۷۹ میلادی).

عکس پرچم های تیموریان، سلجوقیان، غزنویان،  عکس شماره 2773.

تاریخ پرچم ایران

افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر

      در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه‌ هایی زده شد، که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت شد.  در مورد علت استفاده از خورشید، دو دیدگاه وجود دارد:  یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت،  نشانه ماه مرداد (اسد) هم بوده،  و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است،  به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر (برج اسد) با میانه تابستان نشان داده می‌شود.  نظریه دیگر بر تأثیر آیین مهرپرستی و میتراییسم در ایران دلالت،  و از آن حکایت دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آیین، ایرانیان کهن ترجیح دادند،  خورشید بر روی سکه‌ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.

   عکس کاشی با نقش شیر و خورشید،  ٦٦٥ هجری،  ١٢٦٧ میلادی،  ٢٠x٢٠ سانتیمتر،  موزه لوور،  عکس شماره 2915.

تاریخ پرچم ایران

پرچم در دوران صفویان

      در میان شاهان حکومت صفویان،  که حدود ۲۳۰ سال بر ایران حاکم بودند،  تنها شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند.  پرچم شاه اسماعیل یک‌ سره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت.  شاه تهماسب نیز چون خود زاده ماه فروردین (برج حمل) بود، دستور داد به جای شیر و خورشید،  تصویر گوسفند (نماد برج حمل) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه‌ها ترسیم کنند.

      پرچم ایران در بقیه دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود،  و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می‌کردند.  البته موقعیت و طرز قرار گرفتن شیر،  در همه این پرچمها یکسان نبوده، شیر، گاه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده.  در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن،  به استناد سیاحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی، استفاده او بیرق‌های نوک تیز و باریک، که بر روی آن آیه‌ای از قرآن و تصویر شمشیر دو سر حضرت علی (ع) یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده‌است.  به نظر می‌آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.

عکس پرچم های دوران صفویه،  عکس شماره 2775.

تاریخ پرچم ایران

پرچم در عهد نادرشاه افشار

      نادر مردی خود ساخته بود،  و توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند.  سپاه او از سوی جنوب تا دهلی پایتخت کشور هندوستان،  از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد، و از شرق تا مرز کشور چین پیش روی کرد.

      در همین دوره بود که تغییراتی در پرچم ملی و نظامی ایران به ‌وجود آمد،  درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می‌شد،  و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت،  اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ،  با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود،  و در درون دایره خورشید نوشته بود: «المک الله».

      سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی پادشاه هند کشیده شده ‌است،  بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند،  که در گوشه بالایی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پایینی آن نواری سرخ دوخته شده‌ است.  شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است،  و درون دایره خورشید آن باز هم «المک الله» آمده ‌است.

      بر این اساس می‌توان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر،  مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است.  زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم‌ های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

عکس پرچم های دوران های افشاریه و زندیه،  عکس شماره 2777.

تاریخ پرچم ایران

دوره قاجارها، پرچم چهار گوشه

      دوران آغا محمد خان قاجار،  سر سلسله قاجار، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد،  یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه،  به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغا محمد خان به دلیل دشمنی که با نادر داشت،  سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت،  و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد.

      دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود،  که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت،  با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود.  در عهد فتحعلی شاه قاجار،  ایران دارای پرچمی دوگانه شد،  یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته،  و خورشید بر پشت که پرتو های آن سراسر آن را پوشانده بود.

      نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت، در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود.  در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد.  در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران «ابوالحسن خان شیرازی» به دربار تزار روس کشیده،  پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر،  پیشاپیش سفیر در حرکت است.

      سالها بعد امیرکبیر از این ویژگی پرچم ‌های سه گانه دوره فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت.  برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار (جانشین فتحعلی شاه)،  تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد،  در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می ‌رفته ‌است،  که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی، و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی، و دومی درفش ملی و نظامی بود.

عکس پرچم های دوران پادشاهی قاجاریه،  عکس شماره 2779.

تاریخ پرچم ایران

امیرکبیر و پرچم ایران

       میرزا تقی خان امیرکبیر،  بزرگمرد تاریخ ایران دلبستگی ویژه‌ای به نادر شاه داشت و به همین سبب بود،  که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌ کرد،  شرح زندگی نادر را بخواند.  امیرکبیر همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت،  اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه)،  و سراسر زمینه پرچم سفید،  با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر،  در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ،  به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود،  و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد،  بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود،  بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.

 تاریخ پرچم ایران

انقلاب مشروطیت و پرچم ایران

       پرچم شیر و خورشید ایران با تاج شاهنشاهی ایران، با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران، و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس،  نمایندگان مردم در مجلس‌ های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می‌پردازند.  در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود:  «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است»،  کاملاً مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده‌اند.

      زیرا اشاره‌ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها،  افقی یا عمودی بودن آنها،  و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد، به میان نیامده بود.  همچنین درباره وجود یا نبود، شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود.  به نظر می‌رسد بخشی از عجله نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده،  که استفاده از تصویر را حرام می ‌دانستند.

      نمایندگان نو اندیش در توجیه رنگ های به کار رفته در پرچم به استدلال دینی متوسل شدند،  بدین ترتیب که می‌ گفتند رنگ سبز،  رنگ دلخواه پیامبر اسلام (ع) و رنگ دین است،  بنابراین پیشنهاد می ‌شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد.  در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد، که رنگ سفید رنگ مورد علاقه زرتشتیان است،  اقلیت دینی که هزاران سال در ایران،  به صلح و صفا زندگی کرده‌اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد.

      در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، به ویژه امام حسین (ع) و جان باختگان انقلاب مشروطیت، به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره شد.  وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجاب شده بودند، و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند، و موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت، در مرداد (سال ۱۲۸۵ هجری شمسی ۱۹۰۶ میلادی)،  به پیروزی رسید یعنی در برج اسد (شیر).

      از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند، و اسدالله از القاب حضرت علی (ع) است،  بنابراین شیر هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شیعیان.  در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانه ماه مرداد به پیروزی رسید، و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است.  پیشنهاد شد خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنند،  که این شیر و خورشید هم نشانه علی (ع) باشد، هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد،  یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان،  و البته وقتی شیر را نشانه پیشوای امام اول (ع) بدانیم، لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز به دستش بدهیم.

      بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی، در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد.  در سال ۱۳۳۶ منوچهر اقبال نخست وزیر وقت، به پیشنهاد هیاتی از نمایندگان وزارت خانه‌ های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش ‌نامه‌ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد.  بخش‌نامه دیگری در سال ۱۳۳۷ در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر و طی آن مقرر شد، طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.

عکس پرچم های دوران معاصر ایران،  عکس شماره 2781.

   معنای رنگ‌ های پرچم ایران ــ   سبز ،  نشانه خرمی و دوستی و جنگل های شمال ایران.  سفید ،  صلح و دوستی و آسمان شفاف مرکز ایران.  قرمز ،  نشان خون از دست رفتگان در راه ایران و سرخی فجر خلیج فارس.

      این سه رنگ از دیر باز در نماد های ایرانی بکار می ‌رفته ‌اند،  برای نمونه در نگاره‌ هایی که از کاخ‌ های شوش بدست آمده‌است،  این سه رنگ را با این ترتیب می‌توان دید.

      شیر و خورشید،  نماد تاریخی ایرانی آریایی از زمان میترائیسم می باشد،  قرار دادن شمشیر در دست شیر که قوی است و نیازی به شمشیر ندارد،  کار اشتباه بود،  ضمن اینکه شمشیر نشان جنگ طلبی است،  در صورتی که ملت ایرانی صلح طلب و آزادی خواه بوده است.

   پرسش از عموم:  آیا آنچه تاریخ می گوید با خواسته و ذهنیت و دانش ما یکیست؟

 تاریخ پرچم ایران

پرچم بعد از انقلاب اسلامی

      در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مصوب سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹ میلادی) در مورد پرچم گفته شده‌ است،  که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل می‌شود و نشانه جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حروف الله اکبر)، در وسط آن قرار دارد.

   پرسش از عموم:  در تمام ماجراها پرچم،  نقش ملت را پیدا کنید؟

تاریخ پرچم ایران

پرچم ایران چه خواهد بود؟

      پرچم تاریخی و فرهنگی ایران از هزاران سال پیش تا تسخیر ایرا ن بوسیله تازیان،  درفش کاویانی و پرچم سه رنگ سرخ و زرد و بنفش با تصویر خورشید درخشان در میان آن بوده.  این پرچم از دل فرهنگ استوره ای ایران با فلسفه نبرد در برابر ستم و بر قراری آزادی بوجود آمده.  در این داستان کاوه آهنگر که در این استوره نماد مردم و ملت است و ضحاک مار دوش که مار های دوش او نیاز به تغذیه مغز جوانان داشتند،  و نماد خرافات و نادانی و شستشوی مغزی است،  حکومت را از پادشاهی بنام فریدون غصب کرده بود،  مشروح در اینجا.

      سر انجام این حکومت ستمگر با شورش کاوه که پیشبند خود را مانند پرچمی در میاورد با پیروزی پایان میپزیرد و فریدون آزادمنش را دو باره به فرمانروائی میرساند،  مشروح را در اینجا خوانید.  بهر روی اگر پرچم درفش کاویانی روزی بخواهد دو باره پرچم ایران شود،  باید از مردم نظر خواهی و رای گیری گردد.

 عکس سکه ای از کیخسرو کیقباد،  که ابن عبری آنرا نیز تائید نموده است،  فرتور شیری است،  که خورشید در بالای سر آن است،  عکس شماره 2705.

تاریخ پرچم ایران

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  شاهنامه فردوسی

کلیک کنید:  جشن های تاریخی ایران

کلیک کنید:  معنی نام شهرها و روستاهای ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس با ما      :     http://arqir.com/1

تاریخ ارسال: شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1397 ساعت 10:20 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

افراشتن درفش کاویانی

      افراشتن درفش کاویانی یا افراشتن پرچم آریایی،  که بنام میله گل سرخ در افغانستان معروف شده،  همان درفش کاویانی، میل علم فریدون،  و پرچم پیشدادیان است.

افراشتن درفش کاویانی

پیش نویس

      افراشتن درفش کاویانی یا افراشتن پرچم آریایی،  که بنام میله گل سرخ در افغانستان معروف شده،  همان درفش کاویانی، میل علم فریدون،  و پرچم پیشدادیان است.  پرچم آریایی در نوروز هر سال و در جشن گل سرخ،  همراه با مراسم باشکوه و مردمی،  در آرامگاه سخی جان مزار شریف استان بلخ تاریخی،  کشور افغانستان افراشته می شود.

تصویر افراشتن میله گلسرخ در مزارشریف، عکس شماره 4826.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو داشته های تاریخی ما آرزوی دیگران است، عکس شماره 1616.

این برگه پیوست لینک زیر است:

کلیک کنید:  تاریخ پرچم ایران

افراشتن درفش کاویانی

افراشتن پرچم آریایی

      شهر بلخ تاریخی در جنوب رود آمودریا (جیحون) قرار داشته است،  شهر بلخ امروزی هم در همانجا می باشد،  و مقداری از خرابه های بلخ تاریخی در نزدیکی شهر امروزی بلخ دیده می شود.  زلزله قرن 11 م،  شهر تاریخی بلخ را ویران نمود،  زلزله اتفاق طبیعی است،  که در تاریخ ایران بزرگ بسیار پیش آمده و حتی باعث تغییرات سیاسی و اجتماعی گردیده است.  پس از زلزله باقی مانده مردم به شهر نو بهار (مزار شریف) در نیم منزلی بلخ رفتند،  در آنجا مزاری و زیارتگاهی باستانی قرار داشت.

      در دروغ های تاریخی نوشته اند،  که بلخ به دست مغول نابود شد،  که دروغ بزرگ است،  زیرا در آن زمان مردم حوزه شمالی ایران شرقی در مسلک هایی بودند،  که یکی از آنها مانی و مانوی و دیگری مغی یا مغولی بود.  در کتاب هایی که از میان مسلک های مختلف آن زمان باقی مانده است،  در تمجید از مغولی بسیار نوشته اند،  و پیروان زیادی داشته است.

      بلخ تاریخی ادامه همان بلخ بامیان زمان هخامنشیان است،  که در جنوب دریاچه اورومیه قرار داشت،  برای اطلاع بیشتر به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود.  بلخ بزرگترین مرکز علمی و فلسفی و مذهبی در تاریخ ایران بود،  حتی مانی آنجا را پایگاه خود قرار داد،  و باعث آمادگی ذهنی مردم منطقه در ادامه تکامل تاریخ اجتماعی برای اسلام آوردن گردید.  چند هزار سال است،  یکی از بزرگترین، شکوهمند ترین، زیبا ترین و مردمی ‌ترینِ جشن‌ نوروزی ایران تاریخی،  در شهر بلخ پایتخت باستانی ایران شرقی برگزار می شود.

      میان دشت شادیان،  دشتی آکنده از گل ‌های سرخ لاله،  کنار بنای فرخنده باستانی مزارشریف ایرانیان،  درفش سه رنگ کاویانی افراشته می شود.  برای این سال گشت مهم ایرانی،  انبوهی از مردمان از دور دست‌ها گرد می آیند،  کودکان شادی می کنند،  دختران با چهره زیبای ایرانی سرود می خوانند،  مادران و پدران دعا می کنند،  و آرزوی سالی خوش برای فرزندان ایران زمین دارند.  

       افراشتن درفش کاویانی در بلخ باستانی یا مزارشریف پیشینه ‌ای چند هزار ساله دارد،  در اوستا بلخ با پاژ نام سریرام اردوو درفشام همراه است،  به معنای بلخ زیبا با درفش‌ های برافراخته،   در ادبیات پهلوی و در شاهنامه فردوسی به گونه بلخ بامی یا بلخ درخشان گفته شده است.  درفش‌ های برافراخته به پایتختی و مرکزیت بلخ اشاره می ‌کند،  جایگاهی که سرداران و نمایندگان سرزمین ‌های ایرانی درفش‌ های خود را در کنار یکدیگر و در پیرامون درفش کاویانی،  در انجمن‌ گاه نوبهار و در آغاز هر بهار بر می ‌افراخته ‌اند.

       در فلسفه این کار یگانگی و یکرنگی و همبستگی همه مردمان سرزمین‌ های ایرانی را پیمان می ‌گذاردند،  و یاد آوری می ‌کردند که ملت ایران در مقابل دشمنان یکدل و یک سپاه می باشند.   درفشی که امروزه در مزارشریف افراشته می ‌شود،  در واقع همان درفش کاویانی ایران است،  در شاهنامه فردوسی به روشنی بیان شده،  که درفش کاویانی با سه پارچه سرخ و زرد و بنفش (آبی)، آذین می گردید،  درفش مزار شریف نیز با پارچه های آبی و زرد و قرمز و بنفش می باشد.

* فرو هِشت ازو سرخ و زرد و بنفش <><> همی خواندش کاویانی درفش *

* به پیش اندرون کاویانی درفش <><> جهان زو شده زرد و سرخ و بنفش *

   امروزه این مراسم در افغانستان میلَـه گل سرخ یا جشن گل سرخ،  یا مراسم ژنده بالا نام دارد،  در آغاز بهار،  دشت‌ شادیان کنار نهر های بلخ ‌رود و دریاچه باستانی بلخ پر از گل ‌های سرخ لاله است.  گل‌ هایی که تمامی بهار دشت را قرمز خوش رنگ می کنند،  در ایران آن گل سرخ را لاله وحشی یا شقایق می گویند.  با توجه به جزئیات این گل،  گلبرگ‌ها به رنگ سرخ،  انتهای گلبرگ‌ها به رنگ بنفش و پرچم‌ها به رنگ زرد است، که نشان می دهد رنگ‌های این گل با رنگ‌های درفش کاویانی همانند می باشد.

      همچنین ده‌ها میانه گل به دور ساقه بلند مرکزی آن گرد آمده‌اند،  همانند گرد آمدن درفش های نمایندگان ایرانی بر پیرامون درفش کاویانی.  سوم اینکه گل سرخ لاله یا شقایق،  تنها بصورت خودرو و در دشت ‌های آزاد می ‌روید و شکوفان می ‌شود،  و هیچگاه نمی ‌توان آنرا در اسارت نگهداری کرد،  چرا که بلافاصله پس از چیده‌ شدن و حتی در بهترین شرایط نگهداری، به سرعت ‌پژمرد و از بین می‌رود.  به این سبب این گل نشان و نماد آزادگی است،  و درفش کاویانی نیز نشان و نماد آزادگی خوانده می‌شود.

    اهمیت نیایش گاه نوبهار در فرهنگ ایرانی تا بدان پایه بوده،  که شاهنامه فردوسی آنرا قبله‌ گاه ایرانیان گزارش کرده است.  البته این غیر از نیایش ایرانی ها در تخت جمشید است،  که در داستان های تاریخی ایران نوشته ام،  باید جوانان عزیز ایران بزرگ از هر ملت،  فارس و افغان، ترک و کرد، بلوچ و عرب،  و غیره و همه و همه در باره مراسم تاریخی سرزمین خود بدور از دروغ های تاریخی بنویسند.

* به بلخ گزین شد برآن نوبهار <><> که یزدان پرستان برآن روزگار *

* مر آن خانه داشتندی چنان <><>  که مر مکه را تازیان این زمان *

      امروزه جشن نوروزی میلَـه گل سرخ و در ساعت هشت بامداد نوروز که نخستین روز برج حَمَل است،  برگزار می شود.  مردم شهر و همچنین بسیاری از شهرها و کشور های دور و نزدیک و از تمام قاره کهن به ویژه ایران بزرگ و هندوستان و پاکستان، در خواجه خیران قدیم یا مزارشریف،  پیرامون جایگاه برافراشتن درفش کاویانی گرد می‌آیند.  با رقص های سنتی و پهلوانی،  سرود و شادمانی و پایکوبی و دست‌افشانی جشن آغاز می گردد.

      در میان این شور و غوغا، درفش کاویانی به اهتزاز در می‌آید.  درفش کاویانی تا چهل شبانه روز بر فراز بلخ زرتشت و مانی،  زیر آسمان سرزمین ‌های ایرانی تبار و در وسط خراسان بزرگ در اهتزار می ماند.  در این چهل روز هر کس کوشش می‌ کند تا با اندکی تکان دادن و بوسیدن آن، به نیایش برای میهن بپردازد.

* ای وطن آزاد و شاد و خرم زیباستی <><> عشق پاکت در دل هر کس دو بالا می‌شود *

      در این جشن نوروزی دسته ‌هایی از همه ایران شرقی ساز و سرود می نوازند،  بازیها و ورزشی های محلی همچون کشتی، بز کِشی، اسب دوانی، نیزه ‌پرانی، چوب ‌بازی، توپ‌ بازی، چوگان ‌بازی، شمشیر بازی، سنگ ‌پرانی، مسابقه انتخاب بهترین حیوانات و بسیاری بازی ‌های دیگر برگزار می ‌شود.  در این وقت کوچه‌ های مزارشریف مملو از دست‌ ساز ‌های هنرمندانی است،  که در طول زمستان بهترین آثار خود را برای فروش خوب آماده کرده اند.

      همچنین انواع شیرینی ها و خوراکی ها را می فروشند،  مردمان بسیاری که از همه جا آمده اند،  بیشتر در چادر های مسافرتی خودشان اقامت دارند،  که در میان گلستان های طبیعی بر پا کرده اند.  این چهل روز شهر آکنده از لاله ‌ها و چراغانی است،  ترانه مشهور ملا ممد جان از هر کوی و برزن شنیده می ‌شود،  ملا ممد جان، محبوب ‌ترین و دوست ‌داشتنی‌ ترین ترانه نوروزی برای مردم است.  همچنین سرود میله نوروز از سرود های زیبای دیگریست که جوانان با جامه ‌های زر دوز و سلسله ‌دوز بطور دسته‌ جمعی می ‌سرایند.

      یکی از شعر های کوتاهی که مردم می خواندند،  متن کوتاه زیر است،  که حکایت از بازگشت مانوی هایی می باشد،  که در زمان ساسانیان به ترکستان پناهنده شده بودند.  این مانویان در دوره های اولیه اسلام دارای مکتب جدیدی شده بودند،  و رهبران دینی آنها سیاه می پوشیدند و پارچه سیاه نماد آنها بود.  همین ها بودند که مغستانی های دور جدید بوده و مغی یا مغولی گفته می شدند،  و در ایران شرقی پیروان بسیاری پیدا کردند،  برای اطلاع بیشتر به دروغ حمله مغول مراجعه شود.

* از ختلان آمدی <> با روی سیاه آمدی * * آواره باز آمدی <> خشک و نزار آمدی *

افراشتن درفش کاویانی

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

   فیلم بالا مراسم بر افراشتن درفش کاویانی،  در مزار شریف افغانستان امروزی،  رنگ های این پرچم آبی و زرد و قرمز و بنفش است.

کلیک کنید:  جلسه جامعه شناسی اطلاعات

کلیک کنید:  شهر تاریخی یزد میراث جهانی

کلیک کنید:  سازمان های تاریخ سازی استعماری

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس با ما      :     http://arqir.com/1

تاریخ ارسال: شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1397 ساعت 10:00 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

تاریخ و جغرافیای کشور افغانستان

تاریخ و جغرافیای کشور افغانستان،  قبل از هر تعریف در ارگ ایران،  واژه ها را ریشه یابی می کنیم،  زیرا در پس واژه ها،  کلی تاریخ و اصل ماجرا قرار دارد.

تاریخ و جغرافیای کشور افغانستان

پیش نویس

        در ارگ ایران قرار نیست مطالب تکراری،  که بفراوانی در کتابها و اینترنت وجود دارد،  نوشته یا کپی پیس شود.  در ارگ ایران جدیدترین پژوهش های تاریخی و جغرافیایی نوشته می شود،  و چون این تحقیقات زمان بر است،  بهمین جهت بمرور هر چه نوشته شد،  پست می شود.  در ضمن از کمک پژوهشگران و اشخاص دانای دیگر،  که با ما تماس می گیرند بهره برده شود،  اطلاعات و دانش خود را برای تاریخی کردن به ارگ ایران ارسال کنید.

تصویر کاخ شاه شجاع،  عکس شماره 8776.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو پرسشگر و مطالبه گر باشید،  عکس شماره 1625.

این برگه پیوست فهرست خلاصه تاریخ و جغرافیای جهان است.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

 تاریخ و جغرافیای کشور افغانستان

ریشه یابی واژه ها

      قبل از هر تعریف در ارگ ایران،  واژه ها را ریشه یابی می کنیم،  زیرا در پس واژه ها کلی تاریخ و اصل ماجرا قرار دارد.

   ــ  افغانستان = اوگان استان = او + گان Gun + استان = سرزمین آبهای خروشان.

   ــ  او = آب + گان = خروش و غرش + استان = سرزمین.  مشروح در لینک زیر:

کلیک کنید:  حروف هیروکلیف جی

   ــ  افغانستان بخشی از آریانا یا ایرانا یا ایران یا ارن و اریانا و اریانه است.  این واژه نامها،  همه یکی است،  و در طول زمان و مکان تغییر آوا داشته است.

   ــ  افگان یا اوگان یا افغان صفت مکان است،  و با اضافه کردن استان یا ستان نام سرزمین جغرافیایی گرفته است.

   ــ  تاجیک یا تاژیک نام برگرفته از یک کیان آریانی است،  و با اضافه کردن ستان یا استان، نام سرزمین جغرافیایی گرفته است.

   ــ  پشتون یا پختون،  همان پستون یا پرس تون که می شود پارس + تون،  یعنی جایگاه پارس یا سرزمین پرهیزگاران،  و اصالت آریانی از نام واژه آن پیداست.

   ــ  خورآسان یا خراسان،  نام جایگاه طلوع خورشید است، خور= خروج + سان = خورشید.  خراسان واژه جغرافیایی ستان یا استان بخود نگرفته است،  زیرا در پهنه بیکران از جهان را دارد.

تصویر سر بت کشف شده در مرکز افغانستان، عکس شماره 8777.

کلیک کنید:   فهرست آثار تاریخی کشور افغانستان

تاریخ و جغرافیای کشور افغانستان

افغانستان سرزمین آب خروشان

      افغان یا اوگان که می شود آب خروشان،  نام یک سرزمین وسیع و نام فلات شرقی آریانا است،  فلات شرقی در میان دو فلات آریانی دیگر،  اراک یا اراق یا راکستان در دو طرف آن قرار دارد.

      ریشه یابی نام های افغان و پشتون، تاجیک، خراسان، تاتار، ترک،  هیچ کدام دلیل بر تیره خاص انسانی نیست،  اینها یا نام جغرافیایی،  یا نام کیان یا نام عبادتی است،  همه مردم یک ریشه ار یا ایر یا آریا یا آریانی دارند.

      این گفته ها را در بسیاری از مطالب و بحثهای مردم عزیز کشور افغانستان یا در واقع اوگانستان نوشتم،  ولی علاقه ای برای ادامه این مورد نشان ندادند.  بیشتر مردم دوست دارند گوش به حرفهای استعمارگران بویژه انگلیس و شعب استعماری مانند بی بی سی بدهند.

کلیک کنید:  تاریخ نویسی استعماری

      ملت عزیز افغانستان یا اوگانستان،  یک ملت هستند،  و در سرزمین یا ستان،  بنام آبهای خروشان زندگی می کنند.

   تصویر بی نظیر و محشر،  شی زینتی بدست آمده از طلا تپه افغانستان متعلق به سکایی ها یا سغایی یا سغدی،  در اینجا،  عکس شماره 8778.

تاریخ و جغرافیای کشور افغانستان

. . . تاریخ افغانستان بزودی کامل پست می شود . . .

. . . .

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

کلیک کنید:  مهندسی ساختار های تاریخی اجتماع

کلیک کنید:  خط قرمزهای تاریخ نویسی استعماری

کلیک کنید:  هیئت های هدیه آورنده به تخت جمشید

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس با ما      :     http://arqir.com/1

تاریخ ارسال: دوشنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 08:16 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب
( تعداد کل: 311 )
   1      2     3     4     5      ...      32   >>
صفحات

وبسایت ارگ انوش راوید