X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

پاسخ به شبهات اسکندر مقدونی

پاسخ به شبهات دروغ حمله اسکندر مقدونی به ایران

    پیش گفتار

    از آغاز قرن 21 با دگر گونی تاریخ اجتماعی رو برو هستیم،  بخش از آن را در قاره کهن در پست زمستان 88 وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران نوشته ام،  که مطلبی ادامه دار است.  یکبار دیگر از عزیزان خواهش می کنم هر شخصی در تخصص و حرفه خودش کار و تحقیق کند،  و بداند در آن جایگاه هر چه حرفه ای تر شود برای ایران مهم تر است.  فقط افرادی که تخصص آنها یکی از گرایشات زیر مجموعه علم جغرافی ـ تاریخ است،  وبلاگ های انوش راوید را بخوانند،  در غیر اینصورت لابلای پست ها و صفحات وبلاگ سرگردان شده و وقت گرانبها را تلف می کنند.  خیزش مردم فقط با درک دانایی قرن 21 امکان پذیر است.

        پاسخ به پرسشها و شبهات دروغ حمله اسکندر،  که در نظرات پست های مختلف و یا ایمیل آمده،  و قابل بررسی می باشند.  جدید ترین پرسش و پاسخ ها در:

کلیک کنید:  وبلاگ پرسش و پاسخ درباره اسکندر مقدونی

   پرسش:  الکساندر مورخی داشته که در نبردها و لشکرکشی ها همراهش بوده،  و وقایع رو ثبت می کرده،  مثل داستان آریوبرزن،  آیا واقعی است؟

   پاسخ:  به بخش مقدونیه کجا بود، بروید،  از این مورخ دروغی هیچ سند تاریخی واقعی در دست نیست،  و همه جعلیات غرب و استعماری است،  که داستان های دروغی را بزرگ و واقعی جلوه می دادند.  البته آریو برزن قهرمان ایرانی است،  که در مقابل اسکندر اشکانی مقاومت کرد،  به تاریخ سلسله هخامنشیان بروید.
   پرسش:  اسکندر تو شاهنامه سر سلسله اشکانیان هست،  ولی خود فردوسی در رابطه با اشکانیان 18 بیت سروده، اینم یکیش ((از ایشان جز نام نشنیده ام ××× نه در نامه ی خسروان دیده ام))

   پاسخ:  فردوسی از اسکندر ایرانی گفته،  به کتاب:  اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست،  در اینجا بروید.  شاهنامه فردوسی،  نزدیک به 1500 سال بعد از واقعه اسکندر اشکانی بوده،  و فردوسی بخشی از دانسته هایش از رمال ها و حکیم باشی های معروف رومی و یونانی می گرفته،  که به آنها کاتوزیان می گفتند،  به داستان جمشید در شاهنامه وبلاگ بروید.  در روم قرون وسطی بشدت علیه ایرانی ها و مسلمانان می نوشتند و می گفتند،  به تاریخ ری بروید.  حتا اگر فاصله زمانی و مکانی هم خیلی کم باشد،  به هر حال فاصله در گذشته هایی است که کتاب و دفتر و امکانات نبوده،  بنابر این نباید بر پایه نوشته هایی،  که از روی یکدیگر کپی شده بنای علمی نهاد.  هم اینک در این زمان و این قرن،  کسی بدرستی نمی داند سی یا چهل سال گذشته،  چه اتفاقی افتاده چه برسد به آن زمان ها.
   پرسش:  اگر اسکندر به ایران حمله نکرده،  پس سلسله سلوکیان که جانشینان اسکندر در ایران بودند از کجا آمدند.

   پاسخ:  سلسله سلوکیان داستانی بیش نیست،  که برای سرهم کردن آن با مشکلات بسیاری رو برو بودند،  به نوشته های تاریخ اکادمی علوم شوروی مراجعه نمایید،  چون امکان دسترس به آن کتابها برای عموم کم است،  من در مقالات از آنها استفاده می کنم.  هیچ اثر تاریخی واقعی و عینی از سلوکی در دست نیست.
   پرسش:  اگر اسکندر پارسه رو آتش نزده،  پس چرا ما باید این داستان رو از مورخ های غربی بشنویم،  و آثار سوختگی در پارسه چیست؟

   پاسخ:  تخت جمشید هر گز آتش نگرفته،  به مقاله تخت جمشید  مراجعه فرمایید،  دروغها را برای تحقیر ایرانی ها نوشته اند.
   پرسش:  اگر اسکندر هخامنشیان رو نابود نکرد،  پس این سلسله در تاریخ ایران چه شد.

   پاسخ:  به مقاله حکومت اشکانیان  مراجعه نمایید و پیگیری کنید.
   پرسش:  آیا ایرانی ها سندی از عهد باستان دارند،  که در مورد اسکندر مقدونی چیزی بگوید؟

   پاسخ:  هیچ سند تاریخی در دست نیست،  برای اینکه دروغ بوده و وجود خاجی نداشته.
   پرسش:  اگر اسکندر نبوده،  پس شهر اسکندریه مصر چیه؟

   پاسخ:  اسکندریه های مختلفی در سرزمین تاریخی قاره کهن و ایران بزرگ وجود دارند،  که بالغ بر یکصد شهر و روستا می شوند،  آنها توسط اسکندر اشکانی جانشینان هخامنشیان ساخته شده اند،  که در آن جاها پایگاه تاریخی و مردمی داشتند،  الکی که شهری ساخته و نامیده نمی شود،  سابقه تمدنی و فرهنگی می خواهد.
   پرسش:  اگر اسکندر به ایران حمله نکرده،  پس کراسوس به تقلید از کی می خواست ایران و هند رو بگیره،  که از سورنا شکست خورد؟

   پاسخ:  صدام هم به تصور واقعی بودن قادسیه،  می خواست به ایران حمله کند،  ولی احمق نمی دانست قادسیه دروغ است،  به تاریخ شاهنشاهی ساسانیان مراجعه شود.
   پرسش:  تکلیف سکه ها و مجسمه های به جای مانده اسکندر چیست؟

   پاسخ:  آیا دلار های فعلی موجود در ایران دلیل اشغال است؟،  یکصد هواپیمای جنگی عراقی در فرودگاه های خوزستان دلیل اشغال ایران توسط عراق بوده.  حال اگر انبار اسلحه ای از دوران تاریخی در ایران و یا جای دیگری یافت شود،  دلیل اشغال آن سرزمین است  این ساده اندیشی و یا دشمنی است،  مسائلی که در بنیان آنها واقعیت تاریخ نیست،  به عنوان تاریخ پذیرفت.  روی کدام مجسمه نوشته شده از سلوکی است،  کدام حکاکی مجسمه ای نوشته شده،  که از برکت فتح ایران است،  و یا روی سکه ای ضرب شده سلوکی ها فاتحان ایران،  این دروغ ها را گوش ندهید و ساده نباشد.
   پرسش:  آیا در زمینه تاریخ ایران در غرب،  100% تحریفات صورت گرفته است؟

   پاسخ:  از ابتدای تاریخ دشمنان بر علیه یکدیگر رجز خوانی می کردند،  اما ایرانی ها بخاطر فرهنگ برتر و نوروزی خود،  رجز خوانی را بدون دروغ می گفتند.  در تاریخ عرب رجز خوانی فوق العاده زیاد است،  یونانی ها هم همینطور،  علت فرهنگی آن این است،  که چون در قبایل بدوی بسر می بردند،  و دائم با یکدیگر جنگ داشتند و کم جمعیت بودند،  با رجز خوانی و دروغ نوشتن و گفتن،  سابقه تاریخی و جنگی برای خود درست می کردند،  همان رزومه تاریخ اجتماعی که به دروغ خود را مهم جلوه می دادند.  استعمار هم با دروغ گفتن و نوشتن خواسته استعماری را پیش می بردند،  امپریالیست قرن 20 به نژاد سازی دروغی اهمیت بیشتری می داد،  مانند نازیسم آلمان.  دین های مختلف تاریخی با دروغ گفتن و نوشتن و ساختن اسناد تقلبی تاریخی،  می خواستند حقانیت خود را ثابت کنند،  به دروغ های خنده دار تاریخ بروید.   
   پرسش:  آیا اسکندر پسر دارا، یا پسر فیلیپ، شاید هم الکساندری که به ایران حمله کرده با اسکندر ما (اسکندر رومی شاهنامه یا اسکندر اسکندرنامه) فرق داشته یا یکی هستند؟

   پاسخ:  عده ای چه در گذشته ها و چه در دوران استعماری،  هر نوشته ای را بدون تحلیل و تعلیل به جای تاریخ می نوشتند و می گفتند.  من یک عمه بزرگ داشتم،  به او در بخشی از فامیل عمه توران و در قسمی خاله توران می گفتند.  او هر شب یکی دو ساعت داستان می گفت،  چیز هایی جالب و تاریخی که همه داستان بود،  و هر شب ماجرا در ماجرا بود،  که به وعده شب دیگر همه فامیل دور او جمع می شدند.  سی چهل سال پیش تلویزیون هم نبود،  یا تازه آمده بود و یکی دو کانال و برنامه های زیادی نداشتند.  عمه توران تمام قصه ها را از گذشتگان خود شنیده بود،  و با اضافاتی که برای نسل شنوند جالب باشد تکرار می کرد،  برای داستان زندگی خاله توران به راه راستی بروید.  امروزه با دانایی نوین قرن،  این خواننده مطالب و یا شنونده است،  که بداند واقعیت چیست. 
   پرسش:  آیا تحریف اسکندر می توند توسط ایرانیان انجام شده باشه،  مثل اسکندر و آب حیات،  اسکندر و خضر نبی.

   پاسخ:  داستان نویس که مشکلی ندارد،  شما هم اگر هزار سال یا حتی پانصد سال پیش داستانی می نوشتید،  چه بسا امروزه کسانی پیدا می شدند،  و آنرا تاریخ به حساب می آوردند.  اگر مطالبی از تاریخ هم در آن می گذاشتید،  که دیگر مصیبت می شد،  و درد سر من بیشتر تا بگویم اون هم تاریخ نیست و داستان است،  برای آگاهی بیشتر بروید به داستان های تاریخی ایران.  برای تاریخ مدارک واقعی تاریخی لازم است،  یا تحلیل ها و بررسی تاریخ جامعه شناسی که در ذات و رزومه جامعه باشد،  با در نظر گرفتن علم جغرافی ـ تاریخ.
   پرسش:  آیا تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها،  در این موارد صدق می کند.

   پاسخ:  کدام مردم؟  برای پاسخ به این موضوع حتماً مقالات دانایی قرن 21 و قرن سنت گریزی را بخوانید،  هر فرد با تخصص و دانش ویژه خودش باید به جهان نگاه کند،  در کارگاه فکر سازی و سازمان آینده بینی توضیح بیشتر را نوشته ام.

   پرسش:  آیا کسان دیگری بودند،  که بگویند هردوت دروغ نوشته است؟

   پاسخ:  هرودوت در میان تاریخ‌ نگاران پیشین و تاریخ ‌شناسان کنونی منتقدان جدی دارد،  بسیاری از نویسندگان یونان باستان،  مانند کتزیاس و پلوتارک،  به ‌شدت از او انتقاد کرده‌اند،  و حتی او را به دروغگویی و تحریف رویداد های تاریخی متهم کرده‌اند.  رساله ‌ای با عنوان  خبث طینت هردوت،  از نویسندگان یونان باستان بر جای مانده است،  که بیش‌ تر پژوهشگران او را به پلوتارک نسبت می ‌دهند.  از تاریخ‌ شناسان دوره‌ جدید،  سایس انگلیسی نیز درستی نوشته‌ های هردوت را به پرسش می‌ گیرد،  و هرودوت را متهم به دروغ گویی می کند،  که از نوشته‌ های پیشینیان و نویسندگان دیگر جهت دروغ نویس و رجز خوانی بهره‌ برداری کرده است.  ساندرسن و بسیاری دیگر از محققان و استادان تاریخ دانشگاه های معتبر هردوت را دروغ گو می دانند.  برای اطلاع بیشتر به تاریخ معرکه گیری مراجعه نمایید.

   پرسش:  شما تو حمله اسکندر به ایران بزرگترین دروغ تاریخ گفتید،  طبق شاهنامه اسکندر سرسلسله اشکانی هاست،  ولی تو شاهنامه در قسمت اشکانیها نوشته ایران پس از اسکندر 200 سال به صورت ملوک طوایفی اداره می شد.  خوب پس چطور فرزندان اسکندر نتونستند تو ایران شاهی کنند،  و تو این 200 سال چرا روم نتونست ایران رو فتح کنه؟

   پاسخ:  ایران در آن سالها در دست قبایل قدرتمندی بود،  که تا زمان ورود استعمار نزدیک به دو هزار سال در اتحاد ملی بودند،  و جریان طبیعی تکامل تاریخی و اجتماعی به شکل ایرانی آن ادامه داشت،  به ساختار های تاریخی اجتماع مرجعه شود.  در بخش حکومت اشکانیان نیز در این باره توضیح داده ام،  البته برای پالایش مقالات و نوشته های تاریخی باید تحقیقاتی عملی صورت پذیرد،  که پایانی برای آنها نمی باشد.

   پرسش:  بگید شهر سلو کیه چطور به وجود آمد؟

   پاسخ:  آیا می دانید شهری که می گویند سلوکی کجاست،  آیا آنرا دیده اید؟   خرابه های دهکده ای تاریخی در شهرستان محمودیه کنار رود فرات،  که در 40 کیلومتری مقابل تیسفون جوار دجله در کشور عراق قرار دارد.  این خرابه ها دارای لایه های مختلف باستان شناسی است،  در هیچ کجای این خرابه ها نام و اثری بنام سلوکی وجود ندارد.  این نام در قرن 19 توسط غربی ها،  که در استعمار و کارگزاران آنها نام برده ام،  بر اساس داستان های دروغی تاریخی،  منجمله دروغ اسکندر مقدونی بر آن گذاشته اند.  آیا درباره دهکده تاریخی سلوکی تحقیق کرده اید؟.

   پرسش:  شما میگویید تخت جمشید آتش نگرفته،  اونم به خاطر اینکه همش از سنگ آهک بوده،  این عمل از نظر علمی انجام نمی پذیره،  و میگید اشیایی هم که توش پیدا شده متعلق به عشایر و زهگذرها و... ست!  اما بیشتر اشیایی که در تخت جمشید پیدا شده زیر تلی از خاک بوده،  مثل قرقره ها، جام ها، خنجرها و... . پرده سوخته ها هم حتما باید در زیر سنگ های شکسته شده پیدا شده باشند،  زیرا به خاطر وزش باد 100% اونها هم از این محیط خارج شده،  و بالاخره نابود میشدند.  حالا نظرتون چیه؟  یا چرا قسمت هایی از تخت جمشید ناقص موند،  و هنوز آثار پیکرتراشی ها نیمه کامل، مشهوده؟

   پاسخ:   بسیاری از باستان شناسان و تاریخ نگاران وقتی از درک علم جغرافی ـ تاریخ عاجز می شوند،  افسانه ای و داستانی و یا چیزی را مستمسک می کنند،  و کلی تاریخ سازی می نمایند،  مانند تخت سلیمان که مثل آب خوردن پای مغول دروغی را بدون کوچکترین مدرک واقعی علمی و تاریخ به آنجا می کشانند،  به بخش تخت سلیمان مراجعه شود.  لازم به یاد آوری است،  نباید اجازه دهیم دشمنان تاریخی ایران هر چه پرت و پلا می خواهند به خورد ملت شریف و بزرگ ایران بدهند،  آنها با این دروغ ها می توانند دروغ های بزرگتری بسازند و دردسر های سیاسی درست کنند.

      تحقیق درباره آتش گرفتن یا نگرفتن تخت جمشید کار بزرگ علمی است،  و نباید به دانش یکصد سال گذشته اکتفا کرد،  که در واقع خیانت به علم و عدم رعایت اصول دانایی قرن 21 است.  اگر مقاله تخت جمشید را با دقت خوانده باشید،  گفتم تعدادی از اشیای سوخته که بسیار اندک هستند،  از دوره های بعدی است.  برای درک بهتر مقاله تخت جمشید،  لازم است کمی به اطراف ایران سفر کرده،  در کنار تمام جاده های ایران قلعه های تاریخی،  کاروانسرا و رباط،  و دهکده های فراوانی وجود دارند،  که از 50 سال تا چند هزار سال پیش بدلایلی تخلیه شده و بدون سکنه هستند.  با اندکی کاوش در آنها اشیایی یافت می شود،  ولی در هیچ کدام از آنها تکه چوبی نمی باشد،  زیرا در گذشته هیزم از وسایل مهم پخت و پز بود،  و مردم آنها را خارج و مصرف کرده اند.  بدین منظور پیشنهاد می کنم به دهکده بیاضه تاریخی بروید،  که فقط چهل سال پیش تخلیه شده،  حتی یک تکه چوب سقف و درب در آن نیست،  و یا نمونه قدیمی ارگ بم می باشد،  که همین گونه است.

    آیا شما تاکنون دهکده تاریخی تخلیه شده ایرانی را دیده و بررسی کرده اید؟

   پرسش:  شما از کجا میدانید که الکساندرس کلمه ای عربی است،  که حرف «الـ» آن را حرف تعریف می شمارید؟  بر روی «لـ» این کلمه کسره وجود دارد نه ساکن.

   پاسخ:  بدلیل نبود امکانات نیم قرن گذشته،  در طول تاریخ صوت تلفظ واژه ها و لغات روستا به روستا متفاوت بوده است.  ال در زبان های لاتینی بویژه اسپانیایی بسیار دیده می شود،  که یکی از شواهد بر عربی بودن کشور اسپانیا قبل از قرن های دوازده میلادی است،  این عربی بودن تقریباً در تمام جنوب اروپا گستردگی فرهنگی و سیاسی داشت،  برای تحقیق و دانستن بیشتر به تاریخ های سلسله های موحدین و ایوبی و امارت اموی اسپانیا مراجعه نمایید.  این تأثیر و یا عربی بودن از قرن های قبل از میلاد و به شکل تمدن برای اروپا حاصل گردیده که بدین وسیله فرهنگ میترایی ایرانی مادر مسیحیت هم به اروپا رفته بود،  برای تحقیق به لینک مقاله ایگناسیو اولاگوئه محقق اسپانیایی بروید: 

http://www.islamyal-andalus.org/control/noticia.php?id=402

      علم و دانستن با چند جمله تمام نمی شود،  گاه برای دانستن یک (ال) ساده باید ده ها کتاب و مقاله را خواند و تحقیق نمود،  آموزش و پرورش ایران یاد داده که تمام دانش در همین چند کتاب آنهاست،  و تمام می شود.  دانستن بی نهایت پرسش و پاسخ دارد،  و هرگر پایانی برای کمترین های آن متصور نیست،  لازم به گفتن است،  این گونه سئوالات را به گردونه یاد گیری می دهم و بیشتر بررسی می کنم.  یاد آوری نمایم هشت هزار حرف، کلمه، واژه،  در اسپانیایی عربی است،  آیا می توانید لینک آنرا در اینترنت بیابید؟

   پرسش:  کل سقف تخت جمشید از چوب سرو لبنانی ساخته شده بوده،  ساختمان و کاخ هایی بدین بزرگی بی پوشش نبوده اند،  بلکه آنقدر فرش و قالی و گلیم و پرده و پارچه وجود داشته،  که به آسانی آتش بگیرند،  چند کاخ در تخت جمشید وجود دارد،  که ستون های آنها نیز چوبی بوده،  به احتمال قوی دیوار های تخت جمشید از کاه گل و با روکش گچ یا هر چیز دیگری بوده،  اردشیر در کتیبه ای گفته شوش آتش گرفت،  و من آن را بازسازی کردم،  خوب شوش هم مثل تخت جمشید،  و تقریبا با همون مصالح ساخته شده بود.  خوب وقتی این بنا که آتش گرفت به این ریختی که ما امروز می بینیم تبدیل نشد،  بلکه تو این 2300 سال اونقدر زلزله اومده،  تا این بنا تقریبا کل ستونهاش بریزه.  چندین کارشناس گفتن که تخت جمشید آتش گرفته.   تو دنیای امروز چطوری یه خونه آتیش میگیره؛  اونم با این همه آجر و سیمان و...؟

    شما و خیلی های دیگه میگید تخت جمشید برای مراسم آیینی ملی و دینی ساخته شده بود،  (یه چیز مثل کعبه در دنیای باستان).  خوب خشایارشا 90 سال پیش از این ماجرا معبد یونانیان رو تو آتن زغال کرد؛  خوب اسکندر میتونست شوش رو آتیش بزنه،  ولی چون میدونست پارسه محل برگزاری آیین های ایرانیان و یه چیز تو مایه های معبد هست،  به خاطر همین اونجا رو سوزوند،  تا انتقام یونانی های همراهش رو بگیره.  حالا چی میگید؟

   پاسخ:  بسیاری از من گله می کنند،  چرا می گویی تخت جمشید نا تمام بوده است،  دشمنان تاریخی ما دارند تو بوق و کرنا می کنند،  که تخت جمشید نا تمام بوده است،  انوش راوید از همگان اهل تاریخ می پرسد،  چرا در مقابل ساده ترین موضوع و یا سئوال اینقدر با خودتان درگیر می شوید.  نا تمام بودن کاخ ها و معابد بزرگ مسئله عمومی است،  و تمام این قبیل بناهای بزرگ در تمام دوران ها همیشه در حال ساخت و ساز بوده و می باشند،  بدین منظور به این قبیل ساختمان های دایر در این زمان بروید،  ساخت و ساز ادامه داشته و خواهد داشت،  موضوعی که براحتی قابل بررسی و تحقیق است.

      اختلافات خانوادگی سلاطین از ابتدای بشر و در تمام دوران های تاریخ بوده،  کودتاها و انقلابات همیشه وجود داشته و آتش زدن و کشتن و غارت همیشه تاریخ بوده و می باشد،  و ما از خیلی ماجرا های مهم تاریخی بی خبریم ولی اینها واقعیت های تاریخ اجتماعی است،  که بوده و می باشد و خواهد بود،  ولی این ماجرا ها کاملاً با حمله دروغی اسکندر مقدونی به ایران متفاوت است.  آیا امروزه می توانید اختلاف خانوادگی داخلی سران کشوری را نام ببرید؟

      بعد از خشایارشا یونانی ها از دین خدایان متعدد دست کشیده،  و به دین نو میترایی روی آوردند،  که پایه های اصلی دین های ابراهیمی بود،  و این اقدام با توجه به ساختار های تاریخ اجتماعی فقط با عبور و گذر یونانیها از مکتب تاریخ خودشان با وجود آشنایی با نوع جدید دین و تمدن نو میترایی اجتناب ناپذیر بود.  بعد از خشایار شا تا زمان اسکندر مقدونی،  دروغی حدود 150 سال بود،  که گذر تاریخی تمدنی و دینی در یونان و مقدونی و هلن جریان داشت،  و خرابه های دین های سابق برای آنها فراموش شده بود،  برای این منظور باید به نوشته های فلاسفه یونانی قبل و بعد از خشایارشا مراجعه شود.  این موضوع تاریخی بحث های جدیدی می گشاید،  و یکی از کلید های اصلی بر ملا کردن دروغ ها می باشد،  که در آینده به آنها می پردازم.  آیا از علمی بنام ساختار های تاریخی اجتماع که گرایشی از جغرافی ـ تاریخ است می دانید؟.

      با رد حمله اسکندر مقدونی،  تفسیر ها و دلایل من در آوری درباره این دروغ باطل است،  این را هم باید توجه داشت،  دروغ دانستن ماجرای اسکندر مقدونی خط قرمز و ممنوعه غربی هاست،  زیرا براحتی دست دروغ پردازشان در تمام موضوعات خوانده می شود.  بدین این جهت اندکی از تاریخ دان های آکادمی ایرانی،  با وجود وبلاگ انوش راوید داخل گل گیر کرده اند،  و تعدادی هم داخل چراغ علاالدین کنار غول الکی در خوابند.  آیا دانشگاه هایی که در تحقیقات تاریخی یکه تاز هستند می شناسید؟

      در ضمن دانشمندان اکادمی علوم باستان شناسی شوروی سابق،  در کتاب هایشان اعتراف می کنند،  هیچ مدرکی که از حکومت سلوکی در آسیای میانه بدست نیاورده اند،  آنوقت شما می خواهید از کتیبه ای در موزه ایران چیزی بگویید.  آیا می دانید مردم کدام کشور به تاریخ و باستان شناسی زیاد اهمیت می دهند؟

   پرسش:  آیا منظور شما این است،  که مقدونیه مصر بوده نه کشوری که ما درشمال یونان با پایتخت اسکوپیه سراغ داریم؟  اگر اینگونه است پس این کشور از کجا و چگونه تشکیل شده؟

   پاسخ:  آن نوشته نقل قول هاست،  که پردازش و نتیجه را شخص محقق از کلیه تحقیق های خود می گیرد،  جهت دانستن بیشتر به علم و آینده مراجعه نمایید.  زبانها در طول تاریخ با کمک و در کنار یکدیگر ساخته و پرداخته شده،  برای همین زبان هر سرزمین ترکیبی از زبان ها و یا لغات سرزمین های مجاور آن است.  پدر زبان عربی آرامی و مادر آن زبان نبطی است،  نام مقدونیه به زبان نبطی می باشد،  که معنی آن را به زبان باستانی نمی دانم و تحقیق می کنم،  تا آنجا که می دانم این تنها نام به این زبان برای یک سرزمین در اروپاست.  در آثار هیرو گلیف به جای مانده مصری دو مقدونیه وجود دارد،  یکی استان صبا در مصر باستان به مرکزیت صبا،  که بعداٌ نام اسکندریه به خود گرفت،  و دیگری مقابل آن به فاصله دریایی 650 گره به مرکزیت مدنیه یا مدانیای کنونی در شهرستان سالونیک.  نام مدنیه خود گویای ورود تمدن به اروپا در زمان باستان است،  باید تحقیق کرد که این مقدونیه اروپایی ادامه استان مقدونیه مصر باستان بوده،  و یا استانی جداست،  که البته چیز غریبی نمی تواند باشد،  مانند کشور و استان های آذربایجان ایرانی که سر منشأ همه یکی است.  برای دانستن بیشتر به کتاب های تاریخی پادشاهی پطالسه مراجعه نمایید،  ولی آن بخش هایی که مربوط به حمله اسکندر مقدونی می باشد،  با دقت و تحقیق دروغ های تاریخی مطالعه نمایید.  آیا می دانید مردم یونان باستان قبل از هخامنشی چه خط و زبانی داشتند؟

   پرسش:  اگر فردوسی این مطالب را از غربی ها می گرفت،  پس چرا در شاهنامه اسکندر را از تخمه داراب و از نژاد ایرانی میداند،  بر خلاف عقاید غربی ها،  او اسکندر را دست پرورده روم (یا یونان) میداند،  درست مثل تاریخ.  چرا نباید داستان او را باور کرد (به تاریخ ثبت شده نزدیک تر است)؟

   پاسخ:  فردوسی از اسکندر ایرانی گفته،  به کتاب:  اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست،  در اینجا بروید.  داستان در تاریخ زیاد است،  اگر بخواهیم هر کدام از آنها را تاریخ حساب کنیم،  تاریخ بشری کلی ضد و نقیض می شود،  در گذشته تاریخ نویسها امکانات کم،  و در دور تر بسیار کم داشتند،  و نتیجه در معلومات آنها تأثیر می گذاشت.  برای همین تاریخ اجتماعی را کمک می گیرم،  تا بتوانیم واقعیت ها را تشخیص دهیم،  چیزی که هیچ کدام از تاریخ نویسان قبل از قرن 21 به آن توجه نکرده اند.  تاریخ اجتماعی گرایشات مختلفی دارد،  که مطالعه و تحقیق هر زمینه زمان و تجربه فنی خاص می خواهد،  و پاسخ به هر کدام بررسی های فراوان زمان بری می طلبد.

      در زمان سلسله هخامنشیان یونانیان پیرو آیین های مختلفی بودند،  که همگی آنها از آیین باستانی هلنی سرچشمه می گرفت،  و کاملاً متفاوت و دشمنی آشکار با آیین مردم در هخامنشی داشت،  که آتش بازی های جنگی دلیل آن است، حال چگونه می توانیم حساب کنیم،  که اسکندر ایرانی نزد یونانی تربیت یونانی یافته و ایرانی باشد.  برای بهتر متوجه شدن این موضوع به کتاب های تاریخ ادیان یونان و هلنی مراجعه نمایید،  و تعدادی از کتاب های تربیتی را نگاهی بیاندازید.  آیا می دانید کاغذ چه زمان به گستردگی در اختیار بشر قرار گرفت؟

   پرسش:  اگر پارسه آتش نگرفت،  پس چرا کف تالار صد ستون از خاکستر پوشیده شده بود،  و سنگ های کاخ خشایارشا در حرارت بسیار شدید ذوب شده است؟  می گویید غیر ممکن است پارسه آتش بگیرد،  آن هم از نظر علمی که به خصوصیات سنگ آهک اشاره کردید،  ولی کتیبه ای موجود است که در آن اردشیر ادعا میکند،  که شوش آتش گرفت و من آن را بازسازی کردم.  شوش هم با همان مصالح تخت جمشید ساخته شده بود.

   پاسخ:  آیا شما مدارک واقعی دارید،  که تخت جمشید آتش گرفته است؟  به هیچ عنوان مدرکی در دست نیست جز نوشته کتاب هایی که ارزش علمی ندارند،  و یا چند تکه پارچه و چوب سوخته،  که دلیلی بر عظمت تخت جمشید در آتش نمی باشد.   سال 1353 در نزدیکی تخت جمشید که آن زمان منطقه کاملاً خلوت و کم جمعیت بود،  آزمایشی کردم که در نوع خود اولین و آخرین بود،  تکه هایی از نمونه سنگ های تخت جمشید را مشابه سازی نمودم،  و با چوب و پارچه و نمونه فرش آتش زدم،  سنگ های خاکستری رنگ آهکی که حجاری ها و دیوار ها را تشکیل می دهند،  و از کوه جنب تخت جمشید است،  و سنگ آهکی مشکی که شبیه مرمر می باشد،  و از مجد آباد 40 کیلومتری تخت جمشید می آوردند،  موقع آتش سوزی شبیه سازی شده،  ترکیدند و ترکش هایی به اطراف پرتاب کردند،  که من و همراهم از نزدیکی آتش فراری شدیم،  و سطح بیرونی آن سنگها کاملاً از بین رفت.  شبیه سازی سنگ های ستون های آپادانا و صد ستون کاملاً خورد شدند،   بنا بر این نمونه هایی مانند،  تندیس کاملاً سالم سگ که در آپادانا یافت شده و در موزه ملی ایران است،  و گاو دوسر صد ستون نگهداری شده در موزه لور،  که کاملاً سالم هستند،  می بایست خورد شده و از بین رفته باشند،  و همچنین تمامی حجاری ها باید از بین رفته باشند،  که زمان بعلاوه نتیجه آتش سوزی مزید بر علت می شود.  کسانی که در باره تخت جمشید،  و آتش زدن آن می نویسند اینقبیل آزمایشات را نکرده اند،  تا دروغ هایشان افشا نشود،  برای بیشتر دانستن به مقاله تخت جمشید بروید.  آتش سوزی در شوش و یا هر جای دیگری می توانسته بوده و باز سازی گردیده باشد،  ولی هیچ گزارش و پرونده ای از نوع خرابی و باز سازی در دست نیست،  اما مصالح ساختمانی تاریخی در خوزستان از آجر و گل است نه سنگ.  آیا می دانید چند نوع سنگ و مصالح ساختمانی در ساخت تخت جمشید بکار رفته است؟

   پرسش:  وقتی علم باستان شناسی میاد میگه اسکندر و همچنین آثار یونانی در سرزمین های مفتوحه به دست اسکندر،  میگه اسکندر بوده ما باید چیکار کنیم. باید قبول کنیم. اگه مدرک وجود داشته باشد چی؟

   پاسخ:  در سرزمین هایی که می گویند اسکندر مقدونی رفته و فتح و حکومت کرده،  دروغ گو ها هیچ آثار واقعی تاریخی و باستان شناسی که دلالت بر وجود تاریخی اسکندر مقدونی باشد،  ارایه نمی کنند.  دروغ گویان استعماری مجسمه نیم تنه ای را که روی آن هیچ نوشته ای نمی باشد اسکندر نامیده و یا تصویر صحنه ای از جنگی که در مقبره ای زیر زمینی مانند مقبره های سلسله های 26 تا 30 مصر می باشد،  و در رومانی کشف شده است،  احمقانه نبردی از اسکندر مقدونی با داریوش هخامنشی نامیده اند.  کار گزاران و چهره های استعمار بر اساس خواسته استعمار و کلیسا و کنیسا که می خواستند همه تمدن و پیروزی را در طول تاریخ از خود بدانند برای آثار منتسب به اسکندر مقدونی داستان ها نوشته و تفسیر های بی پایه و مدرک کرده اند،  تا باعث اغفال مردم ساده شوند،  که بتوانند مقاصد شوم استعماری خود را پیش ببرند.  

   پرسش:  تاریخ ما هیچ... تاریخ مصر و سلسله پادشاهان اون و فتح اون به دست اسکندر چی؟ این خلا چند ساله اسکندر و سلوکیان پس چیه؟ کی به جای اون تو مصر حکم میرونده؟   یا هند؟... یا تو یونان که کل مورخها هم مال اونجا هستن. خلا اسکندر چگونه پر میشه؟ نباید به قضیه یکطرفه نگریست؟

   پاسخ:  آثار تاریخی بسیاری از آیین های تاریخی ایرانی،  مهر و میترائیسم در یونان و ایتالی و مصر باقی مانده است، که دلیل برتری تمدن ایران می باشد،  برای پر کردن و یافتن واقعیت در این خلاء که باعث اصلی آن دروغ های تاریخ است،  وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران مقدمه ای است برای رفتن به مسیر یافتن تاریخ واقعی ایران و پر کردن زمان های تاریخی دروغ های دشمنان قاره کهن.  لازم به یاد آوری است،  در هند هم تاریخ نویسان نوین در راه زدودن دروغها از تاریخ کشورشان مشغول هستند،  همچنین در بقیه کشورها،  برای اطلاعات بیشتر می توانند به اینترنت،  و به پست بهار 89 وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران مراجعه نمایید.

   پرسش:  در هیچ جای تاریخ ننوشته که در دنیای باستان اشکانی ها به مصر دست یافتند،  پس شهر اسکندریه که شما میگید به دست اسکندر اشکانی بنا شده چی؟ 

   پاسخ:  ناپلئون بناپارت فرانسوی که در عشق استعمار دوره میانه بسر می برد،  مصر را اشغال کرد،  و بخاطر برتری تمدنی بورژوزی فرانسه به تمدن قبیله ای مصر،  و نیز داشتن اسلحه های آتشین در ارتش فرانسه،  و بستن مردم مصر به توپ و کشتار مردم،  مصر را اشغال کرد،  توجه نمایید با گاز اشک آور و باتوم به جان مردم نیافتادند با توپ کشتار کردند.   البته برتری تمدنی دلیل بر برتری فرهنگی نبوده و نیست.  آبادی های حوالی صبا از ممفیس مصر سفلا دریچه ای برای ورود نیرو های استعماری فرانسه به مصر و خاور میانه و شمال آفریقا بود.  بندر گاه شهر کوچک خمیس لنگر گاهی برای فرانسویان بود،  این بندر در کنار شهر تاریخی قرار داشت که بدلیل داشتن معابد میترایی و مهری آنرا اسکندریه می نامیدند،  فرانسویان با تحریف های تاریخی اسکندریه را بنا شده بدست اسکندر مقدونی گفتند،  تا تلقینی در تاریخ درست نمایند که این سرزمین ها در طول تاریخ در دست اروپاییان قرار داشته و متمدن شده است.  در این شهر هیچ سنگ نوشته و آثار تاریخی در هیچ کجا خبری از ورود اسکندر مقدونی و ساخته شدن این شهر بدست او نیست،  ولی مقدار زیادی آثار تاریخی ایرانی و آیین های ایرانی در آنجا می باشد.  یکی از ترفند های تاریخ نویسان استعماری بر چسب زدن پادشاهی های محلی به جانشینی اسکندر و چنگیز است،  در مصر پادشاهی پطالسه را که در واقع بر شده ورود میترائیسم به مصر بود، به عنوان جانشین یونانی گفته اند.

   پرسش:  چرا باید مورخان روم و یونان چهره ی پلید از اسکندر به نمایش بگذارند.  مثل کشتن رفیق و مورخش که در برابر دعوی خدایی او اعتراض کرد.  یا کشتن چندین هزار نفر در شوش یا بابل؟

   پاسخ:  برای شیرین کردن افسانه ها یشان مانند فیلم های سینمایی چند داستان هم در آن می نویسند،  تا به خورد ساده دلان دهند،  دروغ نویسان تاریخی،  ملیون ها کیلومتر مربع و ده ها ملیون انسان و و قرن ها را با چند داستان دروغی غیر واقعی بدون مدرک سر هم کرده اند.  کسی که می خواهد از تاریخ به درستی بداند باید ذهنیت گذشته را دور ریخته و به سوی واقعیت ها برود،  در غیر اینصورت وقت خود را بابت مطالعه وبلاگ انوش راوید هدر ندهد.  آخرین اخبار از اکتشافات باستانی باز مانده آثار انبوه سربازان و پادگان های ایرانی را در نزدیکی اسکندریه نشان می دهد در اینجا.

   دلیلی ندارد هر شخص همه چیز را بدانید،  در قرن 21 هر کسی فقط در تخصص خودش باید بداند،  و این دانستن حافظه محوری نیست،  همانطور که قبلاً گفتم به دانایی قرن 21 مراجعه نمایید.  شما اگر در یکی از گرایشات علم جغرافی ــ تاریخ هستند و نمی خواهند چشم و گوش بسته دروغ های افسانه ای را بپذیرند،  با مطالعه و پبگیری وبلاگ های انوش راوید به نتایج خوبی خواهید رسید.

   پرسش:  اگر داستان اسکندر دروغ است پس اون اجنبی هایی که پس از هخامنشیان و قبل از اشکانیان بر ایران حکومت می کردند کی بودند.

   پاسخ:  به بخش حکومت اشکانیان مراجعه شود.

   پرسش:  اگر داستان اسکندر دروغ است،  پس چرا فردوسی از آن سخن میگوید.

   پاسخ:  به پست پرسش و پاسخ یک مراجعه شود،  فردوسی از اسکندر مقدونی یا الکساندر بن فیلیپ نامی نبرده است.

   پرسش:  اگر داستان اسکندر دروغ است پس داستان مبارزه قهرمان ایرانی آریو برزن و خواهرش یوتاب در نبرد با سپاه اسکندر هم دروغ و ساخته دشمنان است.  

   پاسخ:  به بخش شبهات تاریخ و پرسش و پاسخ یک و نیز بخش سلسله هخامنشیان مراجعه شود.

   پرسش:  اصلا نام اسکندر آیا نامی ایرانی است شما بر چه اساس و مستنداتی از ترکیب" اسکندر اشکانی" استفاده میکنید. 

   پاسخ:  به بخش شبهات تاریخ و پرسش و پاسخ یک مراجعه نمایید،  این گفته بسیاری از محققان تاریخ می باشد که نام تعدادی از آن عزیزان را در بخش دروغ اسکندر مقدونی نام برده ام.

   پرسش:  چرا فرهنگ و هنر روم و یونان به یکباره در ایران نمایان گشت و کتیبه هایی به زبان یونانی در دوره اشکانی و ساسانی نگاشته می شد؟ چرا در شوش و اقسا نقاط ایران گلدانها و اشیائی با نقش و نگار یونانی یافت شده؟  و همچنین ورود معماری روم و یونان به ایران به طور گسترده دلیل چیست؟  یافت اشیاء فلزی و مغرغی و مسی در ایران با نقش خدایان یونان به چه علت است؟  اگر تاثیر پذیری است چرا فقط از جانب غرب برای ایران است نه برعکس؟   

   پاسخ:  وجود عوامل فرهنگی و مالی در جایی دلیلی بر اشغال و پیروزی نظامی نمی باشد،  امروزه بسیاری از ممالک در اشغال اقتصادی و فرهنگی دیگران هستند،  ولی از نظر سیاسی و ملی مستقل  می باشند.  مثلاً امروز در ایران شاهد 90 درصد وسایل و ارز خارجی هستیم که این دلیلی بر اشغال ایران نیست،  یا یکصد هواپیمای جنگی صدام در فرودگاه های ایران دلیل اشغال ایران بدست صدام نمی باشد،  بلکه ماجرایی جداست.  ایران در مسیر دو جاده مهم ابریشم و ادویه قرار داشت و همیشه به عنوان چهار راه از آن نام برده می شد.   بسیاری از آثار تاریخی و فرهنگی جنوب اروپا ایرانی است،  حتا دین مسیحی خود را از مهری و میترایی ایرانی دارند،  گشتی در شهر روم بقدری آثار تأثیر گرفته ایرانی می بینید که غیر قابل باور است،  در پانصد سال گذشته فرش ها و زربافت های ایرانی شکوه و عظمت کاخهای اروپایی را می رساند،  اولین حرف ماریا ترزا 1740 میلادی پادشاه اتریش به میهمانانش این بود که این فرش ایرانی است.  سال 1372 سری به موزه صوفیا زدم بقدری آثار از زمان های مختلف ایرانی که در بلغارستان کشف شده موجود بود،  که گفتم اینجا از موزه ایران بیشتر آثار تاریخی ایرانی دارد.

   پرسش:  پیدا شدن مجسمه و سکه های اسکندر را چگونه توجیح میکنید؟ سکه هایی با نام فیلیپ اری ده ، برادر و جانشین اسکندر یافت شده،  اینها از کجا آمده اند؟

   پاسخ:  در این قبیل موراد در پستهای فصلی وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران نوشته ام.  چند روز پیش خبری آمد مبنی بر اینکه کارگاه بزرگ ضرب سکه های تاریخ در سوئد کشف شده،  و سکه هایی تقلبی از هزار و دو هزار سال پیش بر اساس نوشته های تاریخی درست می کردند،  و با ترفند هایی می فروختند.  سال 1351 به اتفاق استادی در همدان به خانه یک یهودی رفتیم کار او ساختن سکه و اشیای قدیمی بود،  سکه هایی که می ساخت مدتی بنا به تخصص در چاه فاضلاب و یا زیر خاک باغچه قرار می داد،  و به جای زیر خاکی به خارجی ها می فروخت و می گفت این کار را از پدر و جد خود آموخته است.  در طول تاریخ ساخت سکه و اشیای تقلبی بدلیل سود خوب رواج داشت،  و تاریخ نویس ها آنها را به جای اصلی به تحلیل می گیرند، و به کلی ضد و نقیض بر می خورند،  می توانید به کتاب های سکه شناسی تاریخی مراجعه کنید،  و این مشکل آنها را ببینید.  شیئ یا سکه ای بدلی که هزار سال پیش به نام پانصد یا هزار سال گذشته تر تولید می کردند،  گاهی برای اثبات حقانیت دینی و یا تزئیین و یا فروش بود،  خود آنها امروزه داری ارزش کالای باستانی است ولی ارزش تاریخ نگاری ندارد.  در قرن 19 و 20  تولید کالا های تقلبی برای فروش به توریست ها رواج خوبی داشت،  به کتاب،  مگر تو مملکت شما خر نیست،  عزیز نسین مراجعه نمایید.

   پرسش:  این اسرا یا مزدوران که نوشته اید کی بودند (توضیح دهید)؟

   پاسخ:  با حذف سلو کیان و جای گزینی اشکانیان مدت دو قرن غرب و شرق دریای اژه در اشغال تمدن و فرهنگ اهورایی و میترایی بود،  و در این مدت کارگران و اسرای زیادی از آن سرزمین های بت پرستی به ایران می آمدند.  نمونه آنرا در اسکندر نامه ها می خوانیم که اسکندر چند هزار کارگر و اسیر یونانی در تخت جمشید را آزاد کرد.  این عده برای ادای دین خود به پرستش گاه نیاز داشتند،  که در چند جا و سطح بی ارزش  پایین بر پا می کردند،  نمونه هایی از آن در چند شهر ایران می باشد.  بدلیل اهمیت و جلو گیری از تخریب توسط بیش ناسیونالیست های مکتبی و ملیتی فعلاً از ذکر آن مکان ها خود داری می کنم.  آیا تا کنون پرستشگاه بت پرستی در ایران دیده اید؟

متن وبلاگ انوش راوید: نوشته اند،  که اسکندر با  سی هزار پیاده و چهل هزار سوار، از تنگه هلس پونت، داردانل امروزی، گذشت ودر کناره آسیای کوچک و پس از گذشتن از رودخانه تند و پر آب و گود و با دیواره های بلند، گرانیک،  با داریوش سوم جنگید.  رودخانه گرانیک که امروزه، بیغا چای نام داره، کوچک وکم آب وبدون دیواره و کم عمق است.  دروغگوها خجالت نکشید، تا احمق هست که باور کند دروغ بگویید،  کناره این رودخانه گنجایش آرایش جنگی حدود 150 هزار نیرو را ندارد.  اگه باور ندارید بروید ببینید.

    پرسش:  شما میگید سلوکیان دروغ محض و ساخته دست مورخان غربیه ولی شواهد چیز دیگه ای میگه یادمه سال پیش رفتم موزه ایران باستان اونجا یه کتیبه دیدم با ابعاد بزرگ که به خط یونانی نوشته شده بود،  و مطمئنم تاریخی که واسش ثبت کرده بودن مربوط به دوره سلوکی بود. و اسم پادشاه سلوکی هم تو ترجمش نوشته بودن.  حالا چرا باید یه چنین کتیبه ای تو ایران پیدا شه.  یا سکه ها و مجسمه های مربوط به این دوره پس از کجا اومده، اونم تو ایران.  یا چرا کتیبه های ساسانی به سه زبون نوشته می شد که یکیش یونانی بوده (مثل کتیبه کعبه زرتشت نقش رستم).  یا تو معماری اشکانی چرا نفوذ هنر یونان و روم رو میبینیم. شما میگید سلوکیان که حدود 100 سال تو ایران به زور حکومت کردن همش خالی بندیه. خوب ما اگه فرض کنیم غربیا خالی میبندن پس آثار مکشوفه که دیکه خالی نمی بندن.

   پاسخ:  سه کتیبه سنگی به زبان و خط یونانی در موزه ایران باستان دیده ام،  که هیچ کدام دلیل اشغال و جنگ و حکومت در ایران نمی باشند.  شماره: B.K. 3992    نهاوند، سلوکی/  شماره:  B.K. 293   شوش، هخامنشی/  شماره:  B.K. 3693  مکان نامعلوم، اشکانی.

 هم اکنون 90 درصد هر چه در ایران می بینیم خارجی و به زبان انگلیسی است،  آیا ایران در اشغال است؟  قرن های 15 و 16 و 17 هندوستان دست حکومت فارسی زبان بابری بود،  و کلی نوشته ها و کتیبه ها به زبان پارسی در آنجا موجود است،  آیا آن زمان هند در اشغال ایران بود.  یا از همان سه قرن استانبول پر از آثار فارسی است و در جاهای تاریخی و قبرستان های قدیمی بروید بسیاری کتیبه ها به زبان فارسی است،  آیا آن قرون آسیای کوچک در اشغال ایران بود؟  یا قرن 19 زنگبار،  که بازرگانان ایرانی یکه تاز بودند،  و همه چیز آنجا فارسی و ایرانی بود،  اما حکومت از آن ایرانی ها نبود.  توجه و دقت کنید و اغفال نشوید،  کتیبه ها و سکه هایی که ایجاد حکومت می کند متفاوت است،  مانند 5 سنگ داریوش که کنار نیل می باشند، و در میان مطالب وبلاگ با عنوان معروف ترین کتیبه های ایران یا در بخش سلسله هخامنشیان،  در باره آن نوشته ام،  حکایت از اشغال و حکومت ایران بر مصر دارد،  و برای همین است که دائم در مطالب وبلاگ لینک گذاشته ام که سوالات را خواننده در بخش دیگری بیابد.

   پرسش:  شما تاریخیو می نویسید که تاحالا کسی نشنیده و ندیده پس حتما باید دلیل کافی داشته باشید،  که اینطوری تاریخ یه مملکتو تغییر بدید و بگید حق با منه. من میگم حرفای شما جای فکر داره اما وقتی فکر میکنم میبینم جواب من دست خود نویسنده ست.

    پاسخ:  آموزش و پرورش با بچه ها چه کرده،  که حوصله نمی کنند و عجله دارند سریع همه چیز تمام شود و نمره بیست بگیرند،  و درباره موضوعات فکر و تحقیق نکنند،  در کارگاه فکر سازی در این باره نوشته و توضیح داده ام.     یاد آوری نمایم بحث علم تاریخ و پرسش و پاسخ ها مانند هلوی پوست کنده و یا آمپول علم نیست،  می بایست حوصله داشت،  آنچه که در وبلاگ های انوش راوید می خوانید،  مقدمه ای نوین برای علم تاریخ است.

   پرسش: در گرگان بندی هست که می گویند بند اسکندره اون چیست؟

   پاسخ:  در بسیاری جاهای قاره کهن و ایران آثار تاریخی هست که به اسکندر و مغول نسبت می دهند،  در باره آنها کمترین کار تخصصی باستان شناسی انجام نگرفته است.  در هیچ کجای این بند نوشته نشده که اسکندر مقدونی آنرا ایجاد کرده،  معمولاً این اثرات اشکانیان است نه مقدونی و یونانی.  اگر کار آنها بود مانند داریوش که کانال دایوش در مصر را بنا کرد سنگ نوشته داشت.

   پرسش:  اگر به شوش آمده و کاخ آپادانا را ببینید،  حال و هوایش هم چون تخت جمشید است،  ولی 100 بار ویران تر،  این یکی که که سوخته نشده!!  در کتابی خواندم باستان شناسان فرانسوی از داغ دلشان که نمی توانستند ستون های کاخ آپادانای داریوش بزرگ در شوش را با خود ببرند،  آنها را تکه تکه می کردند.  آیا این خیانت و جنایت واقعیست؟

   پاسخ:  بارها در وبلاگ تکرار کرده ام و از استعمار و عوامل آن نوشته ام،  ولی برای بعضی ها مفهوم نبوده و باز هم از این عوامل و چهره های استعماری در مطالباشان استناد می کنند،  این اشکال از درک ایرانیان است،  زیرا همین دشمنان تاریخی ایران نگذاشته اند مردم اصول را درک کنند،  خواهشمندم این اصول را از وبلاگم بیابید،  به دلایلی چندان واضح نمی توانم بنویسم.  برای پاسخ به چهره ها و کار گزار استعمار بروید،  در این مورد هم تحقیق می کنم.

   پرسش:  آیا بعضی از اطلاعات هردوت در کتابش قابل بهره برداری تاریخی می باشد؟

   پاسخ:  هردوت کتابش را سه قرن بعد از واقعه دروغی اسکندر مقدونی نوشته است،  در آن زمان نویسایی راحت و خوب ماندگار وجود نداشت،  به تاریخ نویسایی در ایران مراجعه شود،  و همچنین گذر زمان طی سه قرن همه چیز را عوض نموده بود.  هردوت یا هر کس دیگری که جای او در سه قرن بعد آن پرت و پلا ها را نوشته،  می خواسته اطلاعات سه قرن گذشته زمان خودش را وارد کند،  بدون آنکه دانش آن وجود و یا داشته باشد.  بنابر این آن نوشته ها ارزش تاریخی و تاریخ اجتماعی ندارد،  ولی دارای ارزش ادبی تاریخی است.  در واقع هردوت فقط چند صفحه داستان شعر و ور نوشته است،  که حتی بزحمت قابل خواندن می باشد،  به دروغ حمله اسکندر مقدونی مراجعه شود.  در زمان روم شرقی جهت سیاسی کاری و رفتار حماسی برای جنگ با ایران آن چند خط را پرورانده زیاد کردند،  و سپس در دوره استعمار به آن شاخ برگ دادند.  حال شما عزیزان به پرسش من پاسخ دهید:  آیا نوشته های اولیه هردوت را دیده اید؟  آیا می دانید با چه قلمی و بروی چه چیز نوشته است؟  آیا نتیجه آزمایشات تاریخ سنجی آنرا دیده اید؟

   پرسش:  آیا اگر بعضی اطلاعات را از نوشته هایی امثال هردوت گردآوری نکنیم،  کمبود داده های تاریخی پیدا نمی شود؟

   پاسخ:  داده های تاریخی در آثار تاریخی، موزه ها،  دل و ساختار مردم و جامعه در طول تاریخ است،  بهره برداری از اطلاعات دشمن به گمراهی رفتن و غیر قابل قبول است.  در صورت تحلیل و تعلیل داده های تاریخی دشمنان به اشتباه آنها پی برده می شود،  در وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران از آنها به خوبی نوشته شده است.

    دشمنان و دروغ نویسان برای توجیه و قبولاندن دروغ هایشان ترفند های مختلفی دارند،  این شگردها شامل اندکی تعریف از طرف مقابل و سپس کوبیدن او است.  از دین و مذهب و نژاد و آداب رسوم کمی تعریف می کنند،  ولی در نهایت آنها را ضعیف و شکست پذیر نشان می دهند.  از جوان مردی و دلاوری دشمن و طرف مقابل می گویند،  و سپس در داستان تاریخی دروغی خود او را به کشتن می دهند.  از شهر های بزرگ و آباد می نویسند،  و سپس آنرا بدست اوباشی از کشور خود فتح می کنند.  البته موارد زیاد است،  با این ترفندها به راحتی داستان خود را به خورده همه می دهند،  و یک مکتب که در آن کسی حق تحلیل و تعلیل نداشته باشد پایه گذاری می کنند.  ولی انوش راوید دائم سفارش می کند،  قدرت اندیشه و توانایی ذهن خود را بالا ببرید،  و در نهایت دانش خود را بپرورانید،  در کارگاه فکر سازی به این موضوع اشاره شده است،  هیچ چیز و مطلقاً هیچ موضوعی و مسئله ای را بدون دانش تخصصی و چشم و گوش بسته نپذیرید.

   پرسش:  آیا آنچه هردوت از مراسم دینی ایرانیها در زمان هخامنشی گفته حقیقت دارد؟

   پاسخ:  دوره ای از سلسله هخامنشیان که در تاریخ استعمار زده،  هخامنشیان شوش و ایرانی گفته اند،  آخرین دوره شاه خدایی یا در واقع دوره گذر تاریخی تمدن از دوره شاه خدایی به دوران سازمان قبیله بود که ضمن برآورد داده های تاریخی این دوره از 450 ق.م تا 250 ق.م،  یعنی دو قرن برای گذر و ساختار تاریخی اجتماع در آن زمان کاملاً منطقی است.  در هر دوره از تاریخ اجتماعی دین و خواسته،  بود و نبود مردم تفاوت می کند، در سلسله هخامنشیان اهورامزدا در قیافه شاه ظاهر بود،  و نوع دین با دوره سازمان قبیله ای در حکومت اشکانیان کاملاً تفاوت داشت.  برای آگاهی بیشتر به لینکها مراجعه شود،  و وبلاگ مطالعه و پیگیری گردد.   یکبار دیگر تکرار کنم گزارش های دروغی هردوت داده های منطقی از تاریخ ندارد،  و فاقد ارزش در دانش در تاریخ و تاریخ اجتماعی است.  اگر کسی می خواهد بدون بررسی و تحقیق و خارج از دانایی قرن 21 هر نوشته ای را تاریخ بداند،  بهتر است از این وبلاگ خارج شود،  اینجا برای اشخاص پژوهشگر در علم جغرافی ـ تاریخ است.

  پرسش: ابن سینا از ارسطو، نام برده آنرا چه می گویید؟

  پاسخ:  فاصله زمانی این دانشمند بزرگ ایرانی و ارسطو بیش از هزار و سیصد سال در عمق تاریخ است،  می دانید یعنی چه؟  همیشه در تاریخ ری مرکز تلاقی جاده ابریشم و ادویه بود،  و مرکز تبادل علم و دانش و معرفت،  دانشمندان رومی و ایرانی و چینی اطلاعات یکدیگر را باهم تبادل می کردند،  همانند کالا ها.  در ری،  رومی های بیزانس از ارسطو گفته اند،  بدون آنکه در آن زمان بداند،  که نام ساخته و بر گردان شده ای از دانشمندان ایران بزرگ در زمان استیلای روم غربی بر شرق مدیترانه بوده است.

  پرسش:  درباره قلمرو اسکندر و سلوکیان چه می گویید؟

  پاسخ:  موضوعی که دروغ است در تمام موارد آن دروغ می باشد،  نمی توان بخش هایی از یک دروغ را پذیرفت و بقیه آن را نپذیرفت.  تمام اسکندر مقدونی پدر، مادر، جد و آباد مقدونی و یونانی بودن آن دروغ می باشد،  خود بخود سلوکیان هم دروغ می باشند،  و هیچ مدرک قابل قبول برای آنها وجود ندارد.  اگر در جایی کتابی موزه ای چیزی و شیئی از آنها داشتند،  درباره آن تحقیق نمایید و به سادگی نپذیرید و گول نخورید،  ساده نباشید. 

   عزیزان،  وبلاگ انوش راوید یک وب در جهت سخن وبلاگ می باشد،  این یک حزب نیست که هوا دار بخواهد،  یک فرقه نیست که پیرو بخواهد،  یک فروشگاه نیست که مشتری بخواهد.  این یک وبلاگ تحقیقاتی تاریخی شخصی است،  نفراتی که عاشق مطالعه و تحقیقات تاریخ و تاریخ اجتماعی هستند،  در صورتیکه بخواهند وبلاگ را می خواند،  و اگر کسی هم دوست نداشت و نخواند به من مربوط نمی شود.  همانگونه که بارها نوشته ام افرادی که از آن سر در نمی آورند،  خواهشاً از وبلاگ خارج شوند و وقت خود را هدر ندهند.  کسی که جهت دانش خود وارد وبلاگ شده متوجه خواهد شد،  که من هوادار و پیرو و مشتری نمی خواهم،  من محقق مستقل دانا و با خرد ایران دوست،  جهت یاری برای کار مستقل تاریخی با سبک کار موج نو می خواهم.

   * عکس شماره 1401 ــ  دروغ گو ها در ادامه پرت و پلا های خود،  سنگ نگاره ای را بدون هیچ مدرک و دلیلی می گویند اسکندر مقدونی است.  این سنگ نگاره بطور اتفاقی از یک مقبره زیر زمینی باستانی در رومانی کشف شده است،  این قبیل مقبره ها از نوع میترایی می باشند،  و اصلاً به اسکندر مربوط نمی باشد که هیچ، هیچ مدرکی هم که بگوید اسکندر است وجود ندارد.  چقدر یکی باید ساده باشد که به راحتی این دروغ ها را باور کند،  وقتی افرادی (منظورم متخصص های تاریخی است) به این شدت ساده هستند،  باید به آنها چه گفت؟

   * عکس شماره 1402 ــ  سر سنگی مجسمه ای که در ادامه دروغ هایشان می گویند اسکندر مقدونی است،  و آنرا نماد اسکندر نموده اند،  برای این سر هیچ سند و مدرکی که بگوید اسکندر است وجود ندارد.  نگاهی به مجسمه های داریوش بزرگ بیاندازید،  می بینید که دقیقاً و مشروح نوشته شده است که داریوش شاه ایران است،  این می شود مدرک واقعی تاریخی.

      درباره سکه ها هم همین گونه می باشد،  تعدادی از سکه های کشف شده تقلبی هستند،  که در دوره های مختلف تاریخی از روم شرقی تا قرن گذشته درست شده اند.  تعدادی هم مربوط به امور تجاری بوده،  که با کار عادی جابجا و در جا هایی دیگر کشف شده اند،  تعدادی هم اشکانی با خط یونانی هستند،  و غیره که بزودی مشروح می نویسم.

   پرسش:  در باره،  معبد خورهه محلات،  معبد لااودیسه نهاوند،  کتیبه انتیوکوس سوم،  و تعدادی از مجسمه های برنزی به جا مانده از سلوکیان توضیح دهید؟

   پاسخ:  چند معبد پراکنده و مجسمه خدا در ایران بزرگ و قاره کهن دلیل بر اشغال و تسلط نظامی و فرهنگی نمی باشد،  امروزه در قرن 21 اروپائیان صدایشان درآمده،  که در بسیاری از جاهای اروپا تعداد مساجد بیشتر از کلیسا شده است.

      انتیوکوس سوم و تمام افرادی که به نام سرداران اسکندر مقدونی دروغی،  و یا حکام و پادشاهان سلوکی گفته اند،  دروغ و پرت و پلا های بی سند و مدرک می باشند.  آنها رهبران دینی بودند،  زیرا در هیچ کجا دلیل و نشانی از فرماندهی و پادشاهی آنها بجای نمانده است،  جز در رجز خوانی ها و دروغ های یونان باستان،  روم شرقی و در نهایت دوران استعمار،  نباید بسادگی اغفال دروغها و ترفندها شد.  کتیبه انتیوکوس سوم کشف شده در معبد باستانی نهاوند،  هیچ اثر و نشانی از یک پادشاه ندارد،  ولی نشانگر رهبری دینی در شرایط محدود می باشد.  جوانان عزیز متخصص باهوش ایران خود باید متن کتیبه ها را ترجمه و تفسیر نمایند،  چه بسا مطالب و شرح کاملاً متفاوت با آنچه که خارجی ها می گویند در آنها باشد.

      بعد از پایان سلسله هخامنشیان توسط انقلاب انسانی ایرانی،  به رهبری اسکندر اشکانی در ادامه رشد و تکامل تاریخ اجتماعی ایران،  مطابق تمام دوران بعد از هر انقلابی،  آزادی اجتماعی و فرهنگی در سراسر قاره کهن و سرزمین های فرمانروایی فرهنگی و نظامی هخامنشیان بر پا شد.  دینها و فرقه ها،  طوایف و تیره های مختلف شروع به ابراز وجود کردند،  درباره این موضوع جاهای مختلف وبلاگ توضیح نوشته ام.  یکی از اینها دین خدایان متعدد یونانی بود،  که از روم تا غرب قفقاز هوادارانی داشت،  زبان این دین یونانی بود.  در زمان هخامنشیان هیچ دینی جرات نداشت که چنین گستاخ باشد،  و تا اعماق ایران معبد بنا کند،  ولی هخامنشیان تا قلب اروپا و مصر و تمام قاره کهن معابد و دین های متفرقه را فرهنگی و نظامی از بین برده بودند،  و کعبه های خود را برای پرستش بنا کرده،  که تا امروز باقی می باشد.

        پاسخ به پرسشها و شبهات دروغ حمله اسکندر،  که در نظرات پست های مختلف و یا ایمیل آمده،  و قابل بررسی می باشند.  از آغاز قرن 21 با دگر گونی تاریخ اجتماعی رو برو هستیم،  بخش از آن را در قاره کهن در پست زمستان 88 وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران نوشته ام،  که مطلبی ادامه دار است.  یکبار دیگر از عزیزان خواهش می کنم هر شخصی در تخصص و حرفه خودش کار و تحقیق کند،  و بداند در آن جایگاه هر چه حرفه ای تر شود برای ایران مهم تر است.  فقط افرادی که تخصص آنها یکی از گرایشات زیر مجموعه علم جغرافی ـ تاریخ است،  وبلاگ های انوش راوید را بخوانند،  در غیر اینصورت لابلای پست ها و صفحات وبلاگ سرگردان شده و وقت گرانبها را تلف می کنند.  خیزش مردم فقط با درک دانایی قرن 21 امکان پذیر است.  ادامه دارد و باز نویسی می شود.

   پرسش:  مگر شاپور ساسانی با آن همه قدرت قبری دارد،  که امروزه به نام او بشناسیم؟  آیا در زمان اسکندر سوزاندن اجساد در یونان رسم نبوده؟  روایتی است که میگوید تیمور لنگ قبر فردوسی را گشود غرق در گل بود،  قبر نیای خود چنگیز را گشود غرق در خون بود.

   پاسخ:  تاریخ شاهنشاهی ساسانیان را به جای خود رسیدگی می کنم،  که شاپور ساسانی که بود.  زمان سلسله هخامنشیان در یونان اجساد بردها را که بسیار بودند،  و در واقع طبقه پایین دست جامعه را تشکیل می دادند،  می سوزاندند و یا به دریا می ریختند.  پادشاهان و بزرگان را در زیر زمین معابد همراه با نقش و نگار هایی که به درو دیوار می کردند،  درون تابوت می گذاشتند،  که به ارث گرفته از مصر باستان بود.  امروزه جویندگان گنج به دنبال این آثار می گردند،  ولی هیچ کدام چیز با ارزشی به دست نیاورده اند،  چون یونانیان فقیر بودند، و به تازگی فیلم مستندی در این باره دیده ام،  که با اطلاعات دیگری در ادامه مقاله هلنیسم دروغ غرب می نویسم.  درضمن علم جغرافی ـ تاریخ پرت و پلاهایی مانند روایات فوق،  که قبر گل یا خون داشت نمی پذیرد.  آیا می دانید متا فیزیک چیست؟

   پرسش:  رود هایی وجود دارند،  که صد سال پیش عرضشان بیش از 200 متر و عمقشان بیشتر از دو متر بوده است. ولی امروزه عرضشان 10 متر و عمقشان 5/0 متر است (مثل کرگانرود تالش)،  حال شما از کجا میدانید وضعیت این رود (گرانیک یا بیغاچای) در 2300 سال پیش چگونه بوده؟

   پاسخ:  با نگاهی به نقشه جغرافیای به راحتی متوجه می شوید،  که آن رود ها نمی توانسته در این مدت تغییر کند،  امر زمین شناسی و دوران های آن با دوره های تاریخی متفاوت است.

   پرسش:  طبق گفته ابوریحان چرا داریوش با پارت های مقیم خراسان و گرگان کنونی باید در جبال اربیل (کردستان کنونی عراق) جنگ کند،  تا بدست فرمانده شان (و فرمانده یاغی خود) کشته شود؟  این محدوده جغرافیایی نه در مسیرهگمتانه- پارت، پارسه- پارت و نه شوش- پارت میباشد؟

   پاسخ:  همانگونه که قبلاً نوشتم این ها روایات تاریخی است،  و تاریخ دان خود باید به پردازش علمی تاریخ از میان انبوه اطلاعات اقدام کند.  در این متن مکان و چگونگی آن اهمیتی ندارد،  تکیه متن به روی اسکندر مقدونی است،  که ابوریحان چیزی از مقدونی نشنیده بود.

   پرسش:  پس تنگ تکاب کهگیلویه چیست؟

   پاسخ:  با توجه به متن نوشته شده،  متوجه می شوید صحبت از گنج و علم باستان شناسی است،  نه خود تنگه،  در آن مسیر تعدادی تنگه می باشد،  دروغ گویان بدون تعیین مکان در بند پارس دروغی نوشتند.  پدر راه سازی ایران مرحوم احمد حامی روحش شاد،  برای جاده سازی آن چه که دروغ گویان نوشته اند،  گشته و چیزی نیافته است.

   پرسش:  اگر اسکندر مقدونی نبوده،  پس آریو برزن با آنهمه دلاوری هایش را چگونه گوییم؟

   پاسخ:  بعد از اسلام در ایران نزدیک به 50 سلسله و حکومت بودند،  و اینها دائم با هم جنگ داشتند،  و چه بسیار و غیر قابل شمارش دلاوران از طرفین که ایرانی بودند جن باختند و شهید شدند،  و حتی در باره این دلاوران وطن پرست کتابها نوشته و فیلمها ساخته اند.  جنگ داخلی همیشه تاریخ برای همه ملتها وجود داشته است،  رشد فکری و اجتماعی،  اختلاف طبقاتی و تحولات،  گاهی جنگ می آورد،  امید است روزی بشر بتواند بدون جنگ مسائلش را حل کند به جنگ بزرگ جغرافی ـ تاریخ بروید.  انوش راوید،  اسکندر مقدونی و همچنین تعریف های دشمنان از او،  و شکست ایرانیان را دروغ می داند،  بنا به فکر و تحلیل بسیاری از اساتید ایرانی،  اسکندر اشکانی و موسس اشکانیان بوده است.  بنظر من ابتدا همگان باید از نظر ذهنی و روحی دروغ های تاریخ را یک مسئله بدانند،  و مورد تحلیل اولیه قرار دهند،  تا راه تحقیق و یافتن واقعیت را بیابند البته کمی زمان میبرد.  

   پرسش:  چرا فردوسی از اسکندر نام برده ولی از شاهان هخامنشی نام نبرده؟

   پاسخ:  فردوسی از اسکندر ایرانی گفته،  به کتاب:  اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست،  در اینجا بروید.  عزیزان فاصله  مکانی و زمانی و دانش آنزمان را حساب کنید،  اسکندر اسکانی یا اشکندر اشکوری،  سر سلسله اشکانیان و از اهالی رومیه ایران بود،  و شاهان هخامنشی از پارس و در تاریخی دور تر.  بیشتر اطلاعات و دانش فردوسی از خراسان بزرگ تا رومیه ایران است.  رمال های دوره گرد که خود را طبیب می نامیدند،  از بیزانس یا قسطنطنیه به تمام ایران می آمدند،  و خود را رومی و یونانی معرفی می کردند،  تا بیشتر استقبال شوند،  و اینها کم و بیش اطلاعات تاریخی و پزشکی و غیره داشتند،  و مهمان بزرگان میشدند و تبادل دانش می کردند.  تا قبل از پیدایش و گسترش استفاده از کاغذ دانش سطحی و زبانی بود.  یا مثل این می ماند که بگوییم چرا در تاریخ مراکش یا موریتانی نامی از تاریخ عمان یا یمن نیست،  مگر همه به عربی نوشته نشده اند،  و در یک زمان زیر سلطه خلفای دو یا سه سلسله بودند.  باید تاریخ را با دید جامعه شناسی تاریخی نگریسته و خواند،  نه تاریخ داستانی.  و همچنین با بینش دمکراسی و فدرالیسم تمام موضوعات را بررسی کرد،  در غیر اینصورت اسیر ترفند های دشمنان ایران میشویم.

   پرسش:  می گویند 2300 سال پیش اسکندر به ایران حمله کرده،  مگر می شود از آن موقع آثاری مانده باشد،  که شما می گویید هیچ آثاری از آن موجود نیست؟

   پاسخ:  در آن زمان تمام فاتحان بعد از هر جنگ چندین سنگ نوشته از پیروزی های خود بجای می گذاشتند،  مانند سنگ نوشته های سلسله هخامنشیان در مصر،  و سنگ نوشته های زیادی در میان رودان و عراق کنونی که در موزه ها می باشند.  حتی سنگ و نگاره های مصر باستان،  که بعد از هر جنگ و پیروزی آنها بجا مانده.  بعد از هر حمله  جنگ و پیروزی کشور مغلوب دچار دگرگونی جامعه و گذر تاریخی می شد،  و بازماندگان آن کشور از تاریخ گذشته اشان بدرستی نمی دانستند،  و به تخریب سنگ نوشته اقدام نمی کردند،  اینگونه بوده که برای ما یادگار مانده اند.  از دیگر آثار زره و شمشیر و غیره،  در کشور های دو طرف یادگار مانده،  مانند تجهیزات جنگی هخامنشی در مصر،  و یا مجسمه بدون سر داریوش در شوش،  که در مصر ساخته شده است.  ورود و تحمیل فرهنگ و دین و آثار تمدنی غیر ملموس به کشور اشغال شده،  مانند آنچه که در ساختار های تاریخی اجتماع نوشته ام،  فاتحان روم باستان هر کجا را که می گرفت اساس فئودالی رومی برقرار می کردند،  یا هخامنشیان شاه خدایی هخامنشی را برپا می داشتند،  و رد پای خود را در تاریخ می گذاشتند.  وجود سکه های سرزمین دیگر،  نمی تواند دلیل بر فتح یک کشور باشد زیرا پول برای تجارت استفاده می شد،  و از بدو پیدایش جابجایی های تجاری داشت،  به تاریخ پول و سرمایه بروید.  در صورتیکه گرایش و تخصص تان تاریخ است و علاقمندید،  برای بهتر دانستن این موضوعات وبلاگ را با حوصله و دقت بخوانید،  در غیر اینصورت بی خیال این وبلاگ باشید.

     هخامنشیان در ادامه پیروزی ها،  یکی از شبکه های اجتماعی خود بنام پارت،  یعنی گروه و بخش و یا پرت زن به معنی گروه هایی که در خارج از شهر و دور دست می جنگیدند و مرز داری می کردند،  به یونان و روم دادند،  و سپس به تمام زبان های اروپایی رفت،  پرت یا پارت به معنی گروه و حزب شد.  این لغت در هیچ یک از زبان های اروپایی هم وزنی ندارد،  مانند اورنج ایرانی،  و بسیاری از واژه های دیگر ایرانی،  که در زبان های اروپایی هم وزنی ندارند.  هخامنشیان در ادامه پیروزی ها،  حتی واحد ده هزار تایی خود که تومان گفته شده است را به شرق دادند،  و در تاریخ به دروغ می گویند واحد مغولستانی است،  در صورتی که هیچ هم وزنی و آثار تاریخی و نویسایی در آنجا ندارد،  ولی در آثار هخامنشی واحد ده هزارتایی زیاد است.  باید کتیبه های هخامنشی از آمریکا گرفته و خوانده شود،  تا بسیاری از دروغ های تاریخ افشا شود.

   جالب:  جدید ترین پرسش و پاسخ ها در:

کلیک کنید:  وبلاگ پرسش و پاسخ درباره اسکندر مقدونی

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://www.ravid.ir

وبسایت ارگ انوش راوید