X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

انوش راوید در جنگ نرم و نبرد نو پدید

انوش راوید در جنگ نرم و نبرد نو پدید

پیش گفتار

      در چند سال وبلاگ نویسی من بارها مورد تهاجم جنگ نرم و نبرد نوپدید قرار گرفته ام،  و از روش کار آن موذیان مطلع شده ام.  من یک بلاگر ساده ام،  و فقط موضوعات تاریخی و تاریخ اجتماعی را بررسی می کنم،  در بالا و ابتدای وب هم نوشتم،  اگر کسی خوشش نمی آید نخواند،  اینها نظرات شخصی من است.  ولی عده ای از عوامل و نوکران استعمار و امپریالیسم،  بدلیل بی سواد و بی شعور بودن متوجه نمی شوند،  و مرتب سعی دارند با نبرد نوپدید و جنگ نرم مرا کنار بزنند،  تا از طریق وبسایت ارگ آگاهی به جوانان باهوش ایران نرسد،  ولی کور خوانده اند. 

نبرد نوپدید و جنگ نرم

       امروزه اینترنت و وسایل و ابزار های ارتباط جمعی مانند،  فیسبوک و گوگل پلاس و این قبیل،  جایگاه و لانه موذیان جنگ نرم شده است،  آنها که تعدادشان هم اندک است،  با ده ها و حتی صدها نام جعلی و الکی صفحه باز می کنند،  و در آن چند موضوع باب دل ایرانی کپی پیس کرده و می گذارند،  و با شگرد هایی مانند،  پی در پی با این اسامی تقلبی به طرف هایی،  که می خواهند به مردم آگاهی برسانند،  حمله و اهانت می کنند،  و جوانان ساده هم وقتی می بیند،  چندین مورد به یک پست یا یک نفر حمله کرده اند،  فکر می کنند حق با آنهاست،  البته خیلی زود جوانان آگاه می شوند،  و بشگرد این موذیان پی می برند.  بمنظور اینکه آگاهی در مورد نبرد نوپدید و جنگ نرم زودتر و گسترده تر به جوانان ایران برسد،  این پست را می گذارم.

وای مصیبت راوید آمد

       در فیسبوک و گوگل پلاس،  انگشت شماری بی نام نشانی هستند،  که از نام من انوش راوید بشدت می ترسند،  و با هر ترفندی می خواهند دروغ و دونگی را به من نسبت دهند،  تا ترس خودشان را موذیانه و رذیلانه مخفی کنند.  نام و نشان آنها معلوم نیست،  و خودشان را پشت نام هایی الکی تر از وجود شان مخفی کرده اند،  و گاه با گفتن و نوشتن چند مطلب دروغ تاریخی از ایران،  می خواهند بگویند که ایرانی هستند،  مثلاً عکس از کشته های جنگ دوم جهانی می گذارند،  و می گویند قحطی ایران بوده،  یا نقاشی زنان نیمه لخت از یک نقاش سویسی می گذارند،  و می گویند زنان ایران هستند،  که در دست اعراب اسیر و برده شده،  و هزار داستان دروغ و دونگ می نویسند.

      از همین موضع ها معلوم می شود،  که قصد شوم آنها از این مطالب و دشمنی با من،  در واقع دشمنی با ایران و ایرانی است،  آنها وسیله رایگان یا پولی عوامل استعمار هستند،  که قصد شان این است،  که بگویند ایرانی ها در طول تاریخ هیچ بوده اند،  و از همه شکست خورده و اسیر و برده شده،  و بزنان شان تجاوز کرده اند،  و در ضمن دشمنی و کینه بین ملتها درست کنند،  تا استعمار و امپریالیسم مقاصد شوم خودش را پیش ببرد.  ولی بیکباره می بینند انوش راوید آمده،  و جلوی این ترفندشان را گرفته،  آنها و دروغهایشان را افشا می کند.  آنها می خواهند جوانان ایران همچنان در گمراهی باشند.

   پرسش از عموم:  آیا شما نسبت به موضوعی که می خوانید،  تحقیق و تحلیل می کنید،  یا چشم و گوش بسته می پذیرید؟

   مهم:  بمنظور رسیدن به اهداف ملی نیازمند این هستیم،  که از تاریخ بدرستی بدانیم،  تا بدرستی بتوانیم طرح و نقشه بریزیم،  و برنامه اجرا را فراهم کنیم.

نوکران ترسو دشمن

      همانطور که در نوشته با عنوان "سیستم جهانی گمراه کردن"  در چند پست قبلی گفتم،  استعمار و امپریالیسم مذبوحانه تلاش می کنند،  که ملت های و اقوام قاره کهن منجمله ایران را،  رو در روی یکدیگر قرار دهند.  آنها از انواع ترفند ها استفاده می کنند،  منجمله در این دوران،  که نبرد نوپدید و جنگ نرم است.  آنها تعدادی افراد ترسو و سایکوپت را پیدا می کنند،  و هر کدام از این عده،  با ده ها نام جعلی در اینترنت تلاش می کنند،  اهداف اربابانشان را پیش ببرند.  آنها با دروغ و دونگ ضد افراد ملی و ایرانی می گویند و می نویسند،  آنها تاریخ ایران را به مسخره می کشند،  از چند موضوع و اشیای تاریخی تعریف می کنند،  تا جلب اطمینان نمایند،  و سپس مقاصد پلید خودشان را انجام می دهند.

      یکی از این پلیدان ترسو ضد ایرانی،  بنام جعلی بردیا تقلبی و با چند نام جعلی دیگر،  موذیانه و رذیلانه تلاش می کند،  که در همه جا به نوعی به پر و پای ما بپیچد،  و در این میان دشمنی و کینه خود را از ایران و ایرانی و تاریخ ایران نمی تواند پنهان نماید.  این پلید انجمنی کذایی باز کرده،  و در آن از من و بانو پژوهشگر گرامی پرنیان حامد،  با ذات کثیف بی هوش و بی هویتش نام برده.  او با اینکار قصد فریب جوانان را دارد،  شیاد بی نام و نشان فوق نمی داند،  جوانان ایران آگاه تر از این هستند،  که اغفال ترفند این پلیدان شوند.  دشمنان ایران نمی خواهند جوانان ایران به واقعیت های تاریخی دست یابند،  و می خواهند همچنان سرگردان دروغ های تاریخی باشند،  تا استعمار و امپریالیسم مقاصد خودش را پیش ببرد.

از بانوی فهیم ایرانی سعیده مقدسی گرامی بسیار سپاس گذارم،  که در راه ایران و ایرانی از هیچ تلاشی فرو گذاری نمی کنند.

   پرسش از عموم:  آیا شما تاکنون به ترفند های تجزیه طلبها و عوامل دشمن ایران و ایرانی فکر کرده اید؟

   مهم:  ای ضد ایرانی ها که با نام جعلی هستید،  و معلوم نیست که هستید و چه هستید،  ترسو های بی عدد،  شما حتی جرات گفتن نام و عکس خودتان را ندارید،  شما در مقابل ملت ایران هیچ هستید.

  جوانان باهوش ایران،  امروزه ما در شرایط مهمی از تاریخ خود می باشیم،  باید با تمام وجود از تاریخ و هویت و کشور خود دفاع نمایید،  و اغفال ترفندها نشوید،  و دشمنان را بشدت سرکوب نمایید.

   توجه:  اگر فردی با نام جعلی از این عوامل،  کامنت بنویسید،  بلافاصله حذف می کنم.  در ضمن خاطر نشان نمایم،  اشخاص و گروه های قومی و سیاسی و عقیدتی،  که با نام واقعی خودشان فعالیت می کنند،  از نظر من آزاد هستند،  تا در چهارچوب قوانین دمکرات،  فعالیت داشته باشند.  اما افرادی ترسویی،  که حتی نمی توانند از شدت ترس و بزدلی نام خودشان را بگویند،  و با نام جعلی اقدامات مشکوک می کنند،  به هیچ وجه اجازه هیچ کاری نخواهند داشت،  و اگر گیر من یا هر یک از سربازان دلیر و دانای ایرانی بیافتند،  بسزای اعمال ضد ایرانیشان خواهند رسید.

سبک کار موذیها

      درباره جنگ نرم در عکسها و نوشته های قبلی گفتم،  فعالیت موذی های نوکر جنگ نرم در فیسبوک و گوگل پلاس،  سیستمی از بخش های سازمان های اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی دشمن می باشد،  که هر کدام در گروه های چند نفره با ده ها و صدها نام جعلی فعالیت رذیلانه انجام می دهند.  جهت اطمینان خاطر جوانان،  مطالب متعدد کپی پیس می کنند،  در پستها و صفحات دیگران می روند،  نظراتی برای مقاصد شومشان می نویسند،  یا انجمن و گروه باز می کنند،  و با گفتن و نوشتن چند موضوع مورد علاقه جوانان،  اهداف خودشان را پیش می برند.

     همانطور قبلاً نوشتم این موذیها،  که در اینترنت فعالیت می کنند،  از افراد کودن و سایکوپت انتخاب شده اند،  که بتوانند مقاصد ارباب را پیش ببرند،  و چون کودن هستند براحتی خود را لو می دهند.  من بارها این بی عدد های بی هویت را محک زدم،  براحتی خودشان را لو دادند،  اکثر که در یک پست ظاهر می شوند،  یک نفر با نام های الکی متعدد است،  و این نام به آن یکی پاسکاری می کند،  و آن نام عوضی دیگر به ترفندی دیگر،  با این سبک کار،  باعث اغفال جوانان تازه کار و یا ساده می شوند،  تا مقاصد شوم خود را پیش ببرند،  و نگذارند آگاهی درست منتقل شود،  و گمراهی ایجاد گردد.

   پرسش از عموم:  جوانان ملی گرای ایران،   آیا شما تاکنون به اهمیت دفاع و مقابله با جنگ نرم فکر کرده اید؟

   مهم:  جوانان ایران تحت آموزش سیستم آموزشی حافظه محور کپی پیس کن نمره 20 امتحانی بار آمده،  و این نوع آموزش یافته ها،  در مقابل جنگ نرم بسیار آسیب پذیر هستند.  بنابر این لازم است اطلاعات جانبی درباره جنگ نرم و نبرد نوپدید به جوانان داده شود،  تا بهتر بتوانند پا و ذهن را جلو بکشند.

جنگ نرم با انوش راوید و پرنیان حامد

      وقتی می گم این موذی های جنگ نرم احمق هستند،  بی خود نمی گم،   باید یکی از اربابانشان به این احمقها بگه،  انوش راوید که با کسی کاری نداشت و بکسی چیزی نمی گفت،  یه وبلاگ ساده داره و چیزهایی که می نویسه،  می گه نظرات شخصی،  و هیچ ادعایی هم درباره آنها نداره،  بیکارید سر بسر اون می گذارید،  تا برگرد بیاد چپق شما رو بکشه و رسواتون کنه،  و اینترنت را پرکنه از بد و بیرا به آشغال های جنگ نرم و نبرد نوپدید.  البته عزیزان با یک دید دیگر می توان اینگونه برداشت کرد،  که از نوشته های من و از آگاهی رسانی بشدت ترسیده اند،  آنها یعنی اربابانشان نمی خواهند،  جوانان ایران بفهمند که چقدر در تاریخ دروغ گفته اند،  و نباید دست آنها رو شود.

      مزدوران پولی و رایگان جنگ نرم بدبخت بی شعور هستند،  آنها ندانسته کارهایی می کنند کارستان،  مثلاً عکس من و بانو پژوهشگر گرامی پرنیان حامد را کنار عکس آقایان پورپیرار و غیاث آبادی می گذارند،  و پرت و پلا می نویسند،  یا وبلاگها و صفحات کذایی این ور و آن ور بر علیه ما باز می کنند.  چقدر شما خرید یک طویله خر هم برایتان کم است،  بیشعورها به من چکار دارید،  نه از مقاماتم نه ثروتمندم نه سیاسی و چپ و راستم،  فقط یک وبلاگ نویس ساده ام.  با این کار های احمقانه اتان که کاملاً به نفع من است،  حالا باید تا مدتها اینترنت را پر از داستان جنگ نرم کنم،  تا چپقتان چاق بشه،  و بزودی اربابانتان خواهند گفت خاک برسرتان اینجوری که بهترین فرصت را به انوش راوید دادید.

   پرسش از عموم:  در یکی از برنامه های تلویزیونی مسابقه بانوان،  که فیلم آن در اینترنت پخش شد،  آیا شما جنگ نرم با بانوان ایران را احساس نکردید؟

   مهم:  جوانان باهوش ایران جنگ نرم و نبرد نوپدید را بشناسید،  و درباره آن تحقیق و تحلیل کنید،  و مراقب باشید در دام آن نیافتید،  همه جا در کمین هستند و ترفند دارند.

سیستم جهانی گمراه کردن

 

تصویر شماره 8409

     جهان سرمایه داری بمنظور ادامه حیات خودش همیشه ترفند هایی داشته است،  من همیشه سعی می کنم سیستمها و برنامه هایشان و نبرد نوپدید را افشا کنم.  اینها قدرت زیادی دارند،  چون منابع دارند،  و به نوعی حافظ منافع،  و اطلاعات و ضد اطلاعات،  بورژوازی پیشرفته هستند.  این داستان زیاد است،  اگر اندکی نشناسیم،  نمی دانیم دقیق چگونه کار کنیم،  و باعث می شود صد سال درپی آزادی بودیم،  و باید صد سال دیگر که چه عرض کنم صدها سال دیگر سرگردان یک دمکراسی ایرانی باشیم.

      مهمترین ترفند شان برای ایران این است،  که به عده ای از عوامل خودشان بلندگو داده اند،  و آنها مرتب دارند مطالبی می گویند،  که جوانان ایران را گمراه کنند،  یکی از شاه سابق بدی می گوید،  یکی از اسلام،  یکی از کمونیست،  یکی از کوروش یکی از این و آن،  و همین گونه پشت سرهم. بارها جوانان برایم پیام داده اند:  "ما گیج شده ایم"  من در این عکس،  چهار تن از اینها را گذاشتم،  این قماش ده ها نفرند،  آنها دقیقاً زیر نظر یک سیستم اداری امپریالیسم کنترل و راهبری می شوند،  و هرگز بلند گو را به اشخاص صالح و دانای ایرانی نمی دهند.

      یکی از مهمترین کارهایی که می کنند،  بجای اینکه راه و ره چاره برای امروز ایران و جوانان بدهند،  می آیند به دروغ های تاریخ با آه و ناله دامن می زنند،  و حس انتقام جویی تاریخی از عرب و ترک و مغول و این و آن درست می کنند،  تا جریانات امروز ایران فراموش شود.  البته عین همین ها نیز برای ملت های دیگر برنامه سازی می کنند،  و حس انتقام از فارس و ایران و این و آن درست می کنند.  جوانان اغفال دروغ های تاریخ که از دهان امپریالیسم بیرون می آید نشوید.

      اتفاقا در عکسی که گذشتم،  از قول یکی از این عوامل نوشته شده:  "اسلام از همان آغاز کشتار و راهزنی را روش مسلمانان قرار داد"  و نقلی از تاریخ طبری کرده است.  این شیاد دقیقاً می فهمد دروغ می گوید،  و حقه بازی دارد و گول می زند،  زیرا طبری خود مسلمان دو آتشه بود،  و اگر اسلام کشتار و راهزنی بود،  چرا مرتب از تاریخ طبری مسلمان می نویسی و می گویی،  طبری هیچ وقت نمی آمد چنین چیزی بگوید.  باز هم بگویم،  طبری در مقدمه کتابش گفته اینها نقل قول هستند،  و مورد تأیید من نمی باشند.  جوانان ایران کمی از اون ذهن خود استفاده کنید و اغفال نشوید.

   پرسش از عموم:  آیا شما متقابلاً برای گمراه کردن عوامل ضد ایرانی استعمار و امپریالیسم کاری کرده اید،  مقاله ای نامه ای یا چیز دیگر؟

   مهم:  کشور ایران و خاورمیانه اصطلاحی یا قاره کهن واقعی،  از نظر سرمایه داری جهانی بخاطر نفت و گاز،  دارای اهمیت فوق العاده است،  و آنها از تمام ترفند هایشان برای سرکوب کردن این ملتها استفاده می کنند.

کلیک کنید:  تماس و نظر و پرسش

تعریف جنگ نرم

      جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است،  در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح استفاده می‌شود.  گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود،  ولی در نهایت هر دو به یک مفهوم ختم می شوند.  نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و "ژوزف نای" از اندیشمندان معاصر معتقد است،  مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است،  او برخلاف بعضی از صاحب نظران،  اقتصاد و دیپلماسی را در زیر مجموعه قدرت سخت قرار داده،  و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می‌ برد.  در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است.  اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛  اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.

 

مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است

 

جنگ روانی

       جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفند هایی متوسل می‌شدند،  اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت.  فولر، مورخ و تحلیلگر نظامی بریتانیایی اولین کسی بود،  که اصطلاح جنگ روانی را در سال 1920 به کار برد.  در آن زمان استفاده  فولر از واژه جنگ روانی در محافل نظامی و علمی بریتانیا و آمریکا توجه چندانی را به خود جلب نکرد.  در ژانویه 1940 با انتشار مقاله ای با عنوان "جنگ روانی و چگونگی به راه اندازی آن"  این اصطلاح برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد.  بر این اساس "جنگ روانی را باید استفاده از هر نوع وسیله ای به منظور تاثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص معنا کرد".  در پایان جنگ جهانی دوم این اصطلاح به "فرهنگ لغت وبستر" وارد شد،  و بخشی از عبارت پردازی ‌های سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد.

      در سال 1950 یعنی تنها یک ‌سال پس از پایان جنگ جهانی دوم "ترومن"، رئیس جمهور وقت آمریکا  به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ ‌روانی در کره پروژه‌ای با عنوان "نبرد حقیقت" را با بودجه‌ای معادل 121میلیون دلار تصویب کرد.  ارتش آمریکا اداره و ریاست جنگ‌ روانی را به عنوان بخش ستادی ویژه ایجاد کرد و در کنار واحدهای رزمی،  واحدهای جنگ ‌روانی گسترده‌ای را با استفاده از تجربیات جنگ‌ جهانی دوم تشکیل داد.  از آن ‌زمان تاکنون، سازمان‌ها و واحدهای روانی ـ تبلیغاتی آمریکا با توسعه‌ای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند.

براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین، انقلاب رنگین

      در سال های پایانی جنگ سرد،  اولین پروژه براندازی نرم در لهستان و با رهبری "لخ والسا" در جنبش کارگری این کشور در سال 1984 تحقق یافت و با فروپاشی شوروی و یوگسلاوی و چند کشور دیگر اروپای شرقی براندازی نرم به مسئله جدیدی در حوزه قدرت و امنیت تبدیل شد.

نرم افزار خواندن و شمردن

      استعمارگران از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی، به جای واژه خشن جنگ نرم یاد می نمایند.

      انقلاب های مخملی یا "انقلاب های رنگی" و "گلی" از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت به همراه مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می‌شود.  انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی "والسلاوهادل" رئیس جمهور پیشین چک،  که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود،  وارد ادبیات سیاسی شد.  مخالفان حکومت در چکسلواکی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیره‌ای در طی یک دوره شش هفته‌ای از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در این کشور موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند.  این پدیده سپس به شکل زنجیره‌ای در صربستان طی دو مرحله 1997 - 2000 ، گرجستان 2003 ، اوکراین 2004 و قرقیزستان 2005 ادامه یافت.

      به طور کلی اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های رنگین در کشور‌ های هدف را در چارچوب حوزه‌ های زیر می‌توان بررسی کرد:

  - تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراستژیکی.

  - کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن.

  - حذف و یا مهار نظام های مخالف در برابر نظام آمریکا.

  - ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی.

  - همسو کردن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا.

  - فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا.

  - مهار بیداری اسلامی.

      جورج سوروس ، رئیس بنیاد سوروس سرمایه دار بزرگ آمریکایی،  یا به عبارتی میلیاردر یهودی آمریکایی،  یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین گرجستان در گفتگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز اظهار داشت که:  تمایل دارد سناریوی گرجستان در کشور های آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان تکرار شود.

      شرکت‌کنندگان انقلاب‌ های رنگین اغلب از مقاومت مسالمت‌ آمیز با هدف اعتراض‌ علیه دولت‌ های غیر همسو با آمریکا و حمایت از دمکراسی، لیبرالیسم و استقلال ملی استفاده کرده‌ اند و معمولاً یک رنگ یا گل خاصی را به عنوان سمبل و نشانه خود برگزیده‌ اند.  اعتراض ‌های صورت گرفته و نقش مهمی که سازمان‌ های غیردولتی به ویژه سازمان‌ های فعال دانشجویی در سازماندهی مقاومت مسالمت‌ آمیز ایفا می‌کنند،  این رویدادها را برجسته‌تر نشان می‌دهد.

      جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفند هایی متوسل می‌شدند،  اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت.

اهداف اجرایی از جنگ نرم

      همان طور که اشاره شد،  جنگ روانى جدید عملى سازمان یافته و برنامه ریزى شده پدیده اى همیشگى و پیوسته است،  که اختصاص به مقطع زمانى خاصى ندارد.  با توجه به این مسأله مى توان اهداف جنگ روانى را در یک تقسیم بندى به اهداف سیاسى و اهداف نظامى و در تقسیم بندى دیگر،  آن را به اهداف و مقاصد استراتژیکى و مقاصد تاکتیکى تقسیم نمود.

      با توجه به این که ماهیت اصلى عملیات روانى،  به اعتراف خود آمریکایى ها عبارت است از تلاش براى تأثیرگذارى بر افکار،  احساسات و تمایلات گروه هاى دوست،  دشمن یا بى طرف مى توان تا حدودى به برخى از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد:

  - تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است.

  - ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى.

جنگ نرم

  - اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور.

  - اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى.

  - کاهش روحیه و کارآیى رزمى ( در زمان جنگ نظامى).

  - ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف.

  - تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و ...

  - تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.

  - تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز،  که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند.

      با توجه به تمام مطالبى که گفته شد،  ضرورت مقابله جدى با جنگ روانى دشمن به شیوه هاى سخت افزارى و نرم افزارى بر کسى پوشیده نمى ماند. اما در این میان وحدت استراتژیک تمام نهاد هاى کشور براى پاسداشت تمامیت ارضى نیز مقدمه اى لازم براى خنثى کردن جنگ روانى دشمنان است.

مفاهیم جنگ نرم

      جوزف نای، نظریه‌پرداز مشهور آمریکایی تأثیرگذاری بر قلب‌ و ذهن با قدرت نرم را جنگ نرم می‌نامد.  وی در سال ۱۹۹۰ در کتابی،  تحت عنوان "تغییر ماهیت قدرت امریکایی" قدرت نرم را مطرح کرد و در سال ۲۰۰۴ مفهوم قدرت نرم را در کتاب "قدرت نرم، راه موفقیت در سیاست‌های جهانی" شکافت.  اما قدرت نرم چیست؟  قدرت در معنای لغوی به توانایی انجام کار گفته می‌شود، اما در ادبیات سیاسی قدرت به معنای توانایی تاثیر بر افراد دیگر به منظور رسیدن به نتیجه دلخواه است.

    جوزف نای کتابی دارد تحت عنوان "قدرت‌هایی برای رهبری" (قدرت رهبری، قدرت‌های لازم برای رهبری) که انتشارات دانشگاه آکسفورد در فوریه سال 2008 منتشر کرد.  این کتاب دارای یک مقدمه و پنج فصل است:

      فصل اول: رهبری.  فصل دوم: رهبری و قدرت.  فصل سوم: گونه‌ها و مهارت.  فصل چهارم: هوش بافتمندانه.  فصل پنجم: رهبران خوب و بد.  کتاب در عین حال یک ضمیمه نیز دارد.

      جوزف نای معتقد است،  تعاریف علوم اجتماعی نوین از قدرت رفتاری، در سه وجه قدرت خلاصه می‌شوند؛  اولین وجه قدرت در دهه‌ ۱۹۵۰ توسط رابرت دال ارائه شد؛  تمرکز دال بر وادار کردن افراد به انجام کاری صورت گرفته بود،  که در شرایط دیگر آن را انجام نمی‌دهند.

   وجه دوم قدرت را در دهه‌ ۱۹۶۰ دو دانشمند علوم سیاسی به نام‌های پیتر باچراچ و مورتون مطرح کردند. آنها معتقد بودند که تعرف رابرت دال فاقد تعیین برنامه است به نحوی که‌ تحمیل و اجبار مطرح نشود.  وجه سوم هم در دهه‌ ۱۹۷۰ توسط یک جامعه‌شناس به نام استیون لوکز عنوان شد که عقاید و باورها نیز در شکل دادن به سلایق دیگران موثر هستند،  و فرد با تعیین خواسته ‌های دیگران نیز می‌تواند اعمال قدرت کند.

  ــ  در مقابل تعریف قدرت نرم، تهدید نرم مطرح می‌شود،  که در ادبیات سیاسی ایران از آن به عنوان جنگ نرم نام می‌برند.

      جنگ نرم چالشی صرف در حوزه سخت افزاری و تسلیحات نظامی نیست،  بلکه این محتوا و برنامه است که اهمیت دارد.  ابزار های جنگ نرم بیشتر در حوزه رسانه ‌ای تعریف می‌شوند مانند روزنامه، کتاب، فیلم، سینما، ماهواه، اینترنت و ... و دیگر خبری از اسلحه و تانک و هواپیما نیست.

آشنایی با روش‌های جنگ نرم

      مجموعه روش‌هایى که در تهدیدات نرم به کار گرفته مى‌شود را مى‌توان به سه روش «گفتارى، رفتارى و شبکه‌اى» تقسیم کرد.  در ادامه به اختصار هر کدام از روش‌های جنگ نرم بررسی شده است:

روش‌هاى گفتارى ــ  در اعمال تهدیدات نرم را مى توان به چهار بخش «عملیات روانى»، «عملیات ادراکى»، «دیپلماسى عمومى» و «فریب استراتژیکى» تقسیم نمود:

 عملیات روانى ــ  به مجموعه طرح ها و اقداماتى گفته مى شود،  که به دنبال تشویق، تهییج و تحریک افکار عمومى در خصوص یک مسأله اى مشخص و با اهداف از پیش تعیین شده است.  عملیات روانى به طور کلى در چارچوب اقدامات اطلاعاتى و با اهداف پنهانى قرار دارد و آثار، نتایج و همچنین ابزارها و شیوه هاى آن به راحتى قابل شناسایى نیست.  عملیات روانى بیشتر در شرایط بحرانى مانند جنگ، شورش و اغتشاش؛ یا در شرایط ناپایدار و شکننده مانند التهاب در روابط دو کشور، مورد استفاده قرار مى گیرد.

  ــ  فرضیات عملیات روانى بر این است که توان جنگیدن دشمن جدا از ابزارها و جنگ افزارهاى نظامى، بر اراده نیروى انسانى معطوف به جنگ استوار است.

      انواع عملیات روانى این نوع عملیات به طور معمول با استفاده از تبلیغات سفید (تبلیغاتى که هویت منبع آن معلوم است) انجام مى‌شود اغلب موارد عملیات روانى که با عناوین رسمى (مانند رادیو آمریکا) به اجرا در مى آیند.  از مصادیق این نوع عملیات‌اند.

  1 ــ  عملیات روانى آشکار:

  2 ــ  عملیات روانى پنهانى:  عملیاتى است که منبع انتشار آن فاش نمى شود، یا اگر هم کشف شد، آن دولت بتواند هر گونه دخالتى را انکار کند.  عملیات روانى پنهان معمولاً به وسیله تبلیغات سیاه و خاکسترى به اجرا در مى آید.

اهداف عملیات روانى ــ  هدف از عملیات روانى تغییر «رفتار» و «نگرش» مخاطب در جهت مطلوب است.  این مطلوب بودن با توجه به شرایط طرفین به سه دسته تقسیم مى شود:

  1 ــ  بین گروه ها در یک کشور:  عملیات روانى بین دو گروه، بیشتر براى کسب قدرت است اما با توجه به تخریبى بودن عملیات روانى در نهایت شهروندان آن کشور متضرر خواهند شد و کشور آسیب خواهد دید.

  2 ــ  بین دو کشور غیر متخاصم:  در این حالت هدف عملیات کسب امتیاز هاى اقتصادى و سیاسى است و هر کشور در جهت منافع ملى خود سعى بر امتیازگیرى بیشترى دارد.

  3 ــ  دو کشور متخاصم:  در این حالت مطلوب بودن، تغییر رژیم یا تغییرات اساسى در رفتار کشور مقابل و نگرش بین دو کشور است.

   نمونه هایى از تغییر نگرش: 

  1 ــ  بدبین سازى شهروندان نسبت به حاکمیت.

  2 ــ  ناکارآمد نشان دادن مسئولان کشور هدف.

  3 ــ  القاى وجود تبعیض و نبود آزادى در کشور هدف.

  4 ــ  القاى عقب ماندگى کشور نسبت به دیگر کشورها.

  5 ــ  القاى ناجى بودن کشور دشمن.

  6 ــ  بزرگ جلوه دادن قدرت دشمن.

   نمونه هایى از تغییر رفتار:

  1 ــ  مقاومت قانونى در برابر حاکمیت.

  2 ــ  مقاومت غیرقانونى در برابر حاکمیت (شورشگرى).

  3 ــ  مقاومت نکردن در برابر نفوذ دشمن.

  4 ــ  کمک به دشمن براى نفوذ به کشور.

   ابزار عملیات روانى:

      ابزار عملیات روانى به دو دسته؛ «فشار عملى» و «فشارهاى تبلیغاتى- روانى» تقسیم مى شوند.  فشار هاى عملى در عملیات فرا ملى چهار دسته اند:  اقتصادى، فرهنگى - سیاسى، دیپلماتیک و نظامى.  ابزار هاى تبلیغاتى - روانى عبارتند از:  تلویزیون، رادیو، خبرگزارى ها، مطبوعات و اینترنت،  که هر یک با توجه به خرده هدف هاى عملیاتى روانى کارایى ویژه اى دارند.  براى مثال در امر شورشگرى،  تلویزیون هاى ماهواره اى و رادیو هاى خارجى بیشترین تأثیر را بر شهروندان آن کشور آماج خواهند داشت.  لازم به ذکر است ابزار هاى روانى و تبلیغات به عنوان ابزار هاى مکمل،  پس از موفقیت نسبى ابزارهاى عملى استفاده مى شود.

  عملیات ادراکى :

      تأثیرگذارى بر نگرش ها، باورها، عقاید، اهداف و ارزش هاى طرف مقابل با هدف ایجاد تغییر در مخاطبان تا سرحد همسو شدن آن ها با اهداف و منابع عمل کننده را مى توان عملیات ادراکى معنا نمود این نوع عملیات به جاى این که مخاطب را تهییج یا یکباره و فورى وادار به عکس العمل نماید، نگرش آن ها را نسبت به مسایل اساسى مانند ایده حاکمیت تحت تأثیر قرار دهد.  در عملیات ادراکى از فنون و شگرد هاى مختلفى مانند برگزارى جلسات نقد و بررسى، مباحثه و گفت و گو، نظریه پردازى و مواردى مانند این استفاده مى شود.

   دیپلماسى عمومى (یا مردم محور):

      اصطلاحى است که از اواسط دهه 1960 میلادى و در هنگامه جنگ سرد در آمریکا و دیگر کشور هاى بلوک غرب مطرح شد.  مفهوم کلى دیپلماسى عمومى برقرارى روابط حسنه دولت ها با ملت ها به جاى روابط بین دولت ها و در جهت فتح قلوب و اذهان عمومى همه یا بخش هاى انتخاب شده اى از مردم کشور هاى هدف از طریق سیاست هاى فرهنگى و اجتماعى مى باشد. یک تعریف رسمى جدید از دیپلماسى عمومى بریتانیا این گونه است:  «کار براى رسیدن به اهداف و نفوذ کردن مثبت در دیدگاه هاى افراد و سازمان هاى خارجى نسبت به بریتانیا و همکارى آن ها با بریتانیا».

      این روش هزینه اجراى تصمیمات و پیگیرى منافع و مقصد را به حداقل مى رساند و سد مقاومت ها در برابر «دیگران» یا «بیگانگان» را مى شکند.  در این میان، رسانه هایى که مخاطبانى بیرون از مرز هاى جغرافیایى یک کشور دارند، بیشترین کمک را به پیشبرد منافع ملى خواهند داشت.

      این روش از جهت هدف با روش عملیات ادراکى شباهت زیادى دارد؛ اما از جهت نحوه و سازمان اجرایى متفاوت است.  زیرا متولى دیپلماسى عمومى، دستگاه سیاست خارجى کشور عمل کننده است، در حالى که متولى عملیات ادراکى، رسانه ها، دستگاه هاى آموزشى و سازمان هاى غیردولتى اند.

     با توجه به دامنه فعالیت هاى متعارف و نامتعارف دیپلمات هاى محلى بریتانیا در ایران، شاید بتوان لندن را پیشگام دیپلماسى عمومى دولت هاى سلطه جوى خارجى در تاریخ ایران و احتمالاً دیگر کشور هاى خاورمیانه حتى پیش از رایج شدن اصطلاح و سیاستى مشخص با این نام داشت.

     دیپلماسى عمومى بریتانیا در قرن 21 شکل نوینى به خود گرفت. در واقع سیاستمداران و سیاست گذاران بریتانیایى پس از چند دهه دریافته بودند،  که بدون یک بازنگرى اساسى در برنامه هاى سنتى مرسوم دیپلماسى عمومى خود قادر به رقابت با دیگر قدرت هاى حاضر در این صحنه در جهان امروز نخواهد بود.  از زمان تدوین و انتشار گزارش لرد کارتر به بعد، بخش دیپلماسى عمومى در کمیسیون سیاست خارجى پارلمان بریتانیا نیز فعال و به طرز قابل ملاحظه اى بیشتر از گذشته موجب تعامل قانونگذاران آن کشور با سرویس جهانى بى.بى.سى و بریتیش کانسل و مسئولان آن مؤسسات در جهت دگردیسى و پوست اندازى آن دو نهاد سنتى و رسمى شده است.

   وزارت خارجه بریتانیا محورهاى اساسى کنونى دیپلماسى عمومى این کشور را این گونه اعلام کرده است:

  1 ــ  سرویس جهانى بى.بى.سى.

  2 ــ  بریتیش کانسل (شوراى فرهنگى بریتانیا).

  3 ــ  شبکه خبرى ماهواره اى بى.اس.ان (بریتیش ساتلایت نیوز).

  4 ــ  سازمان نمایشگاه هاى فرهنگى و تجارى بین المللى بریتانیا

      البته باید توجه داشت که بحث دیپلماسى عمومى بریتانیا بحث سیاست هماهنگ نهادهاى مختلف براى اهداف مختلف راهبردى و دراز مدت است.  در این مسیر نباید متوقع بود که لحظه به لحظه فعالیت هاى کوتاه مدت و روزمره نهاد هایى همانند سرویس جهانى بى.بى.سى و یا بریتیش کانسل منطبق بر سیاست هاى اعلام شده دولتى بنماید؛  بلکه رسیدن به هدف نهایى و فتح قلوب و اذهان مخاطبان در خارج از مرز هاى بریتانیا در میان مدت و درازمدت است،  که باید از هر طریقى و لو دادن امتیاز و ضرر هایى در کوتاه مدت حاصل شود.

 فریب استراتژیکى :

      عملیات فریب را «سلسله اقدامات سازمان یافته و پنهانى که به منظور تأثیرگذارى بر ذهنیت حریف طراحى و اجرا مى شود،  و هدف اصلى آن ایجاد انحراف،  در تصمیمات حریف از طریق ارائه اطلاعات هدایت شده،  و گاه غلط و اجبار وى به اقدام یا عدم اقدام در جهت منافع ملى کشور خودى یا به ضرر منافع خود» تعریف مى کنند.

      آماج اصلى فریب استراتژیک، نهادها و سازمان هاى اطلاعاتى و امنیتى کشور هدف است. بر این اساس چنانچه طراحان فریب استراتژیک بتوانند در حداقل منابع و مجارى اطلاعاتى چنین سازمان هایى نفوذ کرده،  احتمال تبدیل شدن محتواى اطلاعاتى فریب دهنده به عنوان یک گزارش یا بخشى از یک گزارش اطلاعاتى ارایه شده از سوى سرویس هاى نظامى، امنیتى و اطلاعاتى کشور مخاطب بالا خواهد رفت.  فریب استراتژیک با روش عملیات روانى،  که پیشتر ذکر شد شباهت هایى دارد.  از جمله:

  - هر دو به ذهنیت افراد توجه کرده و در تلاش براى تأثیرگذارى بر آن اند.

  - هر دو مشتمل بر سلسله اقداماتى هدفمند و سازمان یافته مى باشند.

  - هر دو جزو اقدامات سرى و پنهان محسوب مى شوند.

    در عین حال؛  این دو روش تفاوت هاى مهمى هم با هم دارند:

      اولین نقطه افتراق فریب استراتژیک و عملیات روانى، محدوده تأثیرگذارى عملیات روانى «نگرش عامه مردم یک جامعه» است، در حالى که فریب، «ذهنیت سوژه اى خاص» (فرد، گروه یا سازمان معین) را هدف قرار مى دهند.

    دوم، این که هدف عمده عملیات روانى، عواطف و احساسات عموم افراد یک جامعه خاص (افکار عمومى) مى باشد.  در حالى که هدف عملیات فریب، تصمیم گیران، فرماندهان و افراد خاصى از جامعه اى مشخص در محیط حریف است.

   روش هاى رفتارى :

      روش هاى رفتارى دومین دسته از روش هاى اعمال تهدیدات نرم اند.  در روش هاى رفتارى، هدف اصلى شکل دادن به رفتار هاى جمعى، متناسب با خواسته ها، اهداف و برنامه هاى تهدیدگر است.  این روش را مى توان به چهار بخش: «اعتراض»، «عدم همکارى با دولت»، «مداخله غیرخشونت آمیز» و «جذب مخالفان حکومت» تقسیم نمود.

   اعتراض :

      به اقداماتى گفته مى شود،  که حکایت از نشان دادن اعتراض و نارضایتى بدون مداخله و رویارویى با نیرو هاى پلیس داشته باشد؛  که در صورت تکرار و روندسازى مى تواند تبدیل به مقاومت شود.  اعتراض مى تواند به صورت تحصن، مخالفت خوانى، کم کارى، کارشکنى و تجمع مسالمت آمیز انجام شود.

   عدم همکارى با دولت (نافرمانى مدنى) :

      به مجموعه اقداماتى گفته مى شود،  که از سوى مردم یا برخى جمعیت ها به منظور ایجاد محدودیت یا خوددارى از همکارى هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و امنیتى با دولت اتخاذ گردد.  مواردى مانند عدم پرداخت مالیات، قبوض مصارف خدمات عمومى، بیرون کشیدن پول و سرمایه خود از شبکه هاى دولتى، عدم مشارکت سیاسى مانند عدم مشارکت در انتخابات.

   مداخله غیرخشونت آمیز :

      به معناى ایجاد اختلال در نظم عمومى مؤسسات، سازمان ها، برنامه ها، طرح ها و فعالیت هاى دولت، توسط افراد، تشکل ها و دولت هاى دیگر است.  نوع اقدام حتماً باید غیرخشونت آمیز باشد؛ مثلاً خرابکارى نامحسوس یا تصرف غیرخشونت آمیز یک ساختمان یا نهاد دولتى از جمله این موارد است.

   جذب مخالفان حکومت :

      به معناى جرأت دادن به مخالفان و حمایت از آنان در هنگام سختى و خطر با هدف هویت بخشى، انسجام بخشى، تحریک پذیرى، افزایش انگیزه و اعتماد به منظور ایمان سازى مسیر مقابله از سوى یک دولت یا سازمان دشمن علیه دولتى دیگر است.

   روش هاى شبکه اى :

      در روش هاى مبتنى بر شبکه، هدف اصلى اطلاعات و ارتباطات بر روى شبکه است.  بنابراین اینترنت ها، مخازن و پایگاه هاى اطلاعاتى و سایت هاى کنترل و فرمان از بخش هاى مهم و مورد توجه در این روش اند.  روش هاى شبکه اى را به دو دسته مى توان تقسیم کرد:

  ــ  دیجیتالى؛ روش هاى دیجیتالى به روش هایى گفته مى شود،  که از طریق فعالیت در فضاى دیجیتالى اهداف جنگى را پى مى گیرد و یا به دنبال اختلال در ارتباط، سرقت اطلاعات و یا اختلال در سامانه هاى مدیریت در شبکه هاى اینترنت و اینترانت هستند؛  از این اقدامات به جنگ رایانه اى هم تعبیر مى کنند.  حمله هاى هکرى را مى توان مشهورترین روش دیجیتالى دانست.

  ــ  الکترونیکى؛ روش هاى الکترونیکى مجموعه روش هایى است که از طریق وسایل الکترونیکى مانند ماهواره و رادیو و تلویزیون اهداف کشور مهاجم را پى مى گیرند،  و یا به دنبال اختلال در این وسایل و امواج مربوطه شان هستند.

 کلیک کنید:  تماس و نظر و پرسش  

ابزار هاى جنگ نرم

      وسعت ابعاد و زمینه هاى جنگ نرم سبب مى شود،  که دایره وسیعى از ابزار مدرن را در زمره ابزار هاى این جنگ بگنجانیم.  به علاوه که خصلت ابتکارى و ابداعى در این جنگ سبب مى شود این دایره هم چنان وسعت بیشترى یابد و ابزار هاى جدید و ابداعى هم به این فهرست افزوده شوند.  این ابزارها را در یک تقسیم بندى مى توان در سه عنوان گنجاند:  «صنایع فرهنگى»، «رسانه ها»، «فن آورى هاى نوین ارتباطى و تبلیغاتى»،  که همگى ارتباطى تنگاتنگ و پیچیده با هم دارند.

   صنایع فرهنگى :

  1 ــ  سینما؛ جذابیت فراوان و قدرت تأثیرگذارى و نیز قابلیت بالاى تکثیر محصولات صنعت سینما، سبب شده است،  که دنیاى غرب به عنوان مخترع و صاحب اولیه این صنعت، بیشترین استفاده را از آن در جهت تبلیغ و ترویج فرهنگ و ارزش هاى خود در جوامع دیگر ببرد،  و سهمى ویژه را در این راستا به این صنعت اختصاص دهد.  تأسیس تشکیلاتى چون هالیوود از بزرگترین گام ها در این راستا است.

    سینماى آمریکا، به اقتضاى دیگر مصنوعات سرمایه دارى، بر پایه سکس و خشونت و ترس شکل گرفته است و ترویج کننده فرهنگ غربى و در موارد بسیار حاوى هجمه هاى صریح و غیرصریح به فرهنگ ها و نظام هاى ارزشى مخالف و مقابل غرب،  از جمله ارزش هاى دینى مى باشد.  در کشور ما نیز بخش قابل توجهى از برنامه هاى شبکه هاى داخلى به دوبله و پخش همین فیلم ها البته با اعمال پاره اى ممیزى هاى اخلاقى اختصاص دارد،  که موارد بسیارى این ممیزى ها اصلاحى در خصلت ترویجى آن ها نمى تواند تغییر ایجاد کند.  به علاوه که امروزه با گسترش ماهواره ها طیف وسیعى از فیلم ها قابل دسترسى است.

   2  ــ  کارتون انیمیشن؛ در کنار سینما، صنعت انیمیشن سازى (پویانمایى) هم صنعت مستقلى است،  که هواداران بسیارى را خصوصاً در بین مخاطبان کودک و نوجوان به خود جذب کرده است.  شخصیت هاى ساده و دوست داشتنى دنیاى کارتون براى مخاطبان و دوستداران کودک و نوجوان شان به آسانى به عنوان الگو پذیرفته مى شوند،  و کودکان سعى مى کنند از رفتارها و برخورد هاى آنان تقلید کنند.  وجود همین قابلیت مهم است،  که سبب شده کارتون ها در فرآیند هجوم نرم جهان غرب علیه دیگر فرهنگ ها و کشورها نقشى ویژه را به خود اختصاص دهند.  این رویکرد را خصوصاً در نسل جدید کارتون ها مى توان دید.  در برخى موارد دامنه بهره بردارى از کارتون ها به بیان مضامین سیاسى نیز کشیده مى شود،  و شخصیت هاى محبوب کارتون ها به نمایندگان و مبلغان فرهنگ و سبک زندگى و ارزش هاى جامعه غربى به سراسر جهان اعزام مى شوند.

  3 ــ  ماهواره؛ ماهواره امکانات بى نظیرى را پیش روى صاحبان رسانه و دولت ها و قدرت ها گذاشته است،  که رسانه هاى پیشین در تأمین آن ها ناتوان بودند.  شاید بتوان کار ویژه ماهواره در جنگ نرم را به جهت فضاى آزاد و رها از چارچوب و قانونى،  که بر آن حاکم است انتشار برنامه ها و مطالبى دانست،  که مخالف و مغایر با ارزش ها و اصول کشور مورد هدف اند.

  4 ــ  اسباب بازى؛ یکى از کالا هاى فرهنگى مؤثر که با توجه به قشر مخاطب اش اهمیتى دوچندان و وضعیتى حساس دارد، اسباب بازى ها است.  اسباب بازى هاى ساخته شرکت هاى غربى، ترویج دهنده فرهنگ غربى براى کودکان دیگر کشورها است،  تا از همان سنین کودکى با این فرهنگ آشنا شده و با آن انس بگیرند!!

  5 ــ  بازى هاى یارانه اى؛ پس از رواج استفاده از رایانه در منازل شخصى،  یکى از مهمترین موارد استفاده براى کودکان و نوجوانان بازى هاى رایانه اى است.  این بازى ها که نسل هاى پیشین شان آتارى، کمودور و پلى استیشن بودند،  با استفاده از قابلیت هاى رایانه، توانستند خیلى زود همه رقباى سنتى خود را کنار بزنند و بازار گسترده اى را به خود جلب نمایند.  به جهت فقر نسبى دانش گرافیک رایانه اى در دیگر کشورها، در زمینه بازى هاى رایانه اى،  کشور هاى غربى و آمریکا با فاصله اى بسیار زیاد پیشگام اند.

سود سرشار اقتصادى که سالانه از محل فروش این بازى ها عاید کمپانى بزرگ سازنده آن ها مى شود، سبب شده است که بازى هاى رایانه اى یکى از مهمترین ابزارهایى باشند،  که قدرت هاى جهانى از آن در راستاى جنگ نرم و ترویج و تبلیغ و مدل زندگى غربى نهایت استفاده را بکنند.

  6 ــ  موسیقى؛ یکى از مقولات فرهنگى است،  که در جریان نبرد نرم مورد استفاده وسیع تبلیغ رسانه اى غرب قرار گرفته است.  موسیقى در بیشتر تمدن ها و فرهنگ ها نمونه هایى دارد.  در این میان موسیقى جاز سیاهان در آمریکا شکل و شمایلى نو گرفته و با سبک هاى مختلف راک اند رول، پاپ، رپ، متال و... به تدریج به صنعتى درآمدزا با سود هاى هنگفت تبدیل شده است،  و با ظهور فن آورى هاى جدید، موسیقى قالب تصویر را هم پذیرا شدند،  و شوها و کلیپ ها پدید آمدند.  از آن جا که سیاست گذاران این صنایع فرهنگى، تنها به سود سرشار و فروش بالاى این محصولات مى اندیشند،  عناصر سکس و خشونت وارد این کلیپ ها و شوها شدند.  این محصولات در فهرست صادرات فرهنگى دنیاى غرب به ممالک دیگر قرار گرفت،  و گاهى مشابه سازى شد.  از جمله در ایران از دوران پهلوى دوم موسیقى با کپى بردارى از نمونه هاى غربى ظهور کرد و مخاطبان بسیارى را توانست به خود جذب کند. پس از انقلاب هم با فاصله اى چند ساله این روند استمرار یافت.  علاوه بر موسیقى پاپ، چند سالى است که شاهد ظهور موسیقى زیر زمینى یا رپ فارسى هستیم که به نوعى تقلید یکى از گونه هاى موسیقى غرب است.

   ابزار هاى رسانه اى :

      رسانه ها در جنگ نرم نقش ویژه و منحصر به فردى را ایفا مى کنند.  تا آنجا که از آن به «جنگ رسانه اى» تعبیر مى شود.  بنیادى ترین تعریف جنگ رسانه اى استفاده از رسانه ها براى تضعیف کشور هدف و بهره گیرى از توان و ظرفیت رسانه ها اعم از مطبوعات، خبرگزارى ها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات است.  جنگ رسانه اى یکى از برجسته ترین جنبه هاى جنگ نرم و جنگ هاى جدید بین المللى است.  جنگ رسانه اى تنها جنگى است،  که حتى در شرایط صلح نیز بین کشورها به صورت غیر رسمى ادامه دارد.

  1 ــ  مطبوعات؛ على رغم ظهور رسانه هاى نوین و شیوه هاى آسان تر و کارآمدتر اطلاع رسانى، مطبوعات اعم از روزنامه ها، مجلات و... جایگاه مهمى را در اطلاع رسانى و شکل دهى افکار عمومى ایفا مى کنند.  روزنامه هاى کثیرالانتشار بین المللى که محصول کمپانى هاى بزرگ خبر پراکنى اند و مشترکین و مخاطبان فراوانى را در سرتاسر جهان جذب کرده اند.

  2 ــ  رادیو؛ رادیوها از جمله مؤثرترین و معمول ترین رسانه هایى است که دولت هاى متخاصم از سال ها پیش از آن ها براى تأثیرگذارى بر افکار عمومى کشور مقابل شان بهره مى گیرند.  کار ویژه رادیوها در جنگ نرم را مى توان تهیه، تدوین و پخش اخبار و گزارش ها و تحلیل هایى علیه کشورها و دولت هاى رقیب و در راستاى منافع سیاسى، فرهنگى و اقتصادى کشور متبوع خود دانست.  اقدامى که با هدف تأثیرگذارى بر افکار عمومى شهروندان کشور هدف و جلب اعتماد آن ها به خود و در مقابل بى اعتماد سازى آن ها به رسانه هاى داخلى و نظام سیاسى اش انجام مى شود.

  3 ــ  تلویزیون؛ از رسانه هاى پیشتاز و پرمخاطب تلویزیون هاى بین المللى اند که میلیون ها نفر را در سراسر جهان مخاطب برنامه هاى مختلف خود قرار مى دهند.  کار ویژه تلویزیون ها در جنگ نرم را مى توان تهیه و پخش برنامه هاى خبرى و تحلیل و گزارش هایى از کشور هدف،  بر خلاف روایت رسانه هاى رسمى و دولتى آن کشور،  و در راستاى سیاه نمایى اوضاع آن کشور دانست.  در این راستا آنان بخش ویژه اى از توان خود را به پوشش دهى اقدامات و فعالیت هاى تخریبى اپوزیسیون آن کشور اختصاص مى دهند.

  4 ــ  خبرگزارى ها و آژانس هاى خبرى؛ خبرگزارى هاى بین المللى یکى از عمده ترین ابزار هاى جنگ رسانه اى در جهان محسوب مى شوند.  این خبرگزارى ها هر روزه باتولید میلیون ها کلمه خبر و مخابره آن با پیشرفته ترین تکنولوژى هاى ارتباطى،  فرآیند اطلاع رسانى جهانى را تحت سیطره و کنترل خود دارند. آن ها مى توانند با سانسور یک خبر یا دادن پوشش وسیع به یک رویداد، افکار عمومى جهان را له یا علیه آن مسأله برانگیزانند.  اهمیت خبرگزارى ها زمانى آشکار مى شوند که بدانیم اکثر مطبوعات، خبرگزارى هاى ملى و منطقه اى و شبکه هاى رادیو تلویزیونى،  اخبار و اطلاعات عمده خود را از این آژانس هاى خبرى دریافت مى کنند.

   فن آورى هاى نوین ارتباطى :

      اینترنت؛ بى گمان مهم ترین و موثرترین اتفاقى که در عرصه رسانه ها افتاده است ظهور اینترنت مى باشد.  قابلیت هایى بى نظیرى که اینترنت با خود به ارمغان آورده سبب شده این پدیده به مهمترین و موثرترین ابزار جنگ نرم بدل شود.  سایت هاى خبرى و خبرگزارى هاى اینترنتى؛ اینترنت زمینه ساز ظهور و رواج طیف وسیعى از خبرگزارى هاى مجازى شده است.  فعالیت در فضاى مجازى به مراتب آسان تر و کم هزینه تر است،  و امکان پنهان کردن هویت واقعى هم فراهم است.  این رسانه ها خط قرمز هاى کمترى را در برابر خود مى بینند.

      رسانه هاى اجتماعى؛ به گروهى از رسانه هایى که در فضاى اینترنتى متولد شده اند،  عنوان رسانه هاى اجتماعى داده شده است.  هر کاربر اینترنتى به راحتى مى تواند مطالب تولیدى خود را در فضاى مجازى منتشر کند.  انواع رسانه هاى اجتماعى؛ رسانه هاى اجتماعى را مى توان در گروه هاى مختلف دسته بندى کرد؛  شبکه هاى اجتماعى، وبلاگ ها، ویکى ها، پادکست ها، فروم ها، کامیونیتى‌هاى محتوایى و میکرو بلاگ ها برخى از رسانه هاى اجتماعى محسوب مى‌شوند.

تاکتیک هاى عملیات روانى در جنگ نرم

   سانسور :  عبارت است از حذف عمدى موادى از جریان عبور آگاهى ها، به منظور شکل دادن عقاید و اعمال دیگران،  این حذف عمدى مى تواند به دو شکل صورت پذیرد.  سانسور در ساده ترین معنى اش، کنترل پیام هاى کثیرالانتشار توسط اولیاى امور به جهت بازداشت موادى است،  که از نظر آنان نامطلوب است.  مثلاً مى تواند شامل حذف واژه ها،  عبارات یا جملاتى خاص، توسط سانسورگر باشد.  اما سانسور در شکل گسترده تر،  مى تواند در برگیرنده هر نوع تلاشى جهت تضعیف یا جلوگیرى از انتشار مواد نامطلوب از نظر برخى از اولیاى امور باشد.  بدین ترتیب ممکن است دولتى جلوى انتشار اطلاعات یا اخبارى را که مى تواند بازتابى مخالف یا ناموافق بر مقامات آن دولت داشته باشد،  را بگیرد و حتى ممکن است اولیاى امور اقدامى تنبیهى نیز بر علیه خاطیان در پیش گیرند.

      برخى از روزنامه ها یا مجلات را از امکانات چاپى محروم کنند،  مالیات هاى سنگین یا موانع اقتصادى دیگر را اعمال کنند.  دولت هاى مستبد و خودکامه از سانسور براى ابقاء قدرت خویش بهره بردارى مى کنند.  اما دولت هاى آزادمنش به علت سنت هاى موجود حاکى از انزجار نسبت به سانسور باید به روش هاى دیگرى جهت ابقاء خود متوسل شوند روش هایى مانند تلاش براى جلب حمایت صادقانه رسانه هاى متنفذ، یا ارجاع مستقیم مشکل خود به مردم.

   سانسور برون قانونى :  سانسورى است که خارج از کنترل قانونى یا قدرت قانونى باشد.  چنین سانسورى مى تواند داوطلبانه باشد.  مثل وقتى که سردبیرى، عبارت یا واژه اى را از دست نوشته خود حذف مى کند،  چرا که احساس مى کند از ذوق سلیم به دور است،  یا کتابدارى که کتابى را از دور خارج مى کند، بدین علت که به نظر او قبیح و اهانت آمیز است و وى مطالب قبیح و اهانت آمیز را دوست ندارد.

   تحریف :

      یکى از رایج ترین شیوه هاى پوشش خبرى و مطبوعاتى،تغییر متن پیام به شیوه هاى مختلف از طریق دست کارى خبر است.  در مسئله تحریف، سه پدیده به چشم مى خورد که عبارتند از:  «تعدیل، شاخ و برگ دادن و جذب».  تجربه هایى که در مورد تحریف انجام شده است،  نشان مى دهد که بسیارى از جزییات موجود در ابتداى زنجیره انتقال به شدت حذف مى شوند.  در همان زمانى که فرآیند تعدیل انجام مى گیرد،  شاخ و برگ هاى دیگرى به خبر اضافه مى گردد.  با اینکه فرآیند شاخ و برگ دادن مانند فرآیند تعدیل در هر بار که خبر نقل مى شود،انجام مى گیرد،  ولى عناصرى که در این فرآیند بر آن ها تکیه مى شود و در هر نوبت تکرار مى شوند، یکى نیستند.  این ویژگى بیشتر به ترکیب جامعه اى که خبر در آن منتقل مى شود، وابسته است.  عناصرى در این فرآیند شاخ و برگ پیدا مى کنند که از نظر نقل کننده خبر با اهمیت هستند.

   پرسش:  چه چیزى سبب حذف برخى جزییات و بیان برخى دیگر مى شود؟

   پاسخ:  پاسخ به این پرسش در فرآیند «جذب» یافت مى شود،  که نتیجه نیروى جاذبه عادات، تمایلات و احساسات شنونده است.

     غالباً فرآیند جذب با هدف مورد انتظار فرد هماهنگى دارد و درک و یادآورى امور طبق معمول صورت مى گیرد.  از همه این ها مهمتر اینکه فرآیند جذب به خودى خود بیانگر تغییرات و تحریفاتى است که منعکس کننده احساسات ریشه دار در شخص مى باشد،  و همچنین وضعیت و جهت گیرى او را منعکس مى کند.  با اینکه در امر تجزیه و تحلیل، فرآیند هاى تعدیل، شاخ و برگ دادن و جذب از یکدیگر تفکیک مى شوند،  ولى این فرآیندها در عمل از یکدیگر مستقل نیستند.  آن ها به طور هماهنگ در آن واحد عمل مى کنند.

     در شرایطى که مخاطبان دسترسى لازم به منبع موثق پیام را نداشته باشند، این شیوه بیشترین کاربرد را دارد،  مثلاً اخبارى که از طریق خبرگزارى هاى دنیا و روزنامه هاى پرتیراژ منتشر مى شوند،  در نقاط مختلف دنیا منتشر شده،  و قابل دریافت مستندات لازم از سوى مخاطبان نمى باشد.

   پاره حقیقت گویى :

      گاهى حادثه، خبر یا سخنى مطرح مى شود،  که از نظر منبع، محتواى پیام، مجموعه اى به هم پیوسته و مرتب است،  که اگر بخشى از آن نقل و بخشى نقل نشود جهت و نتیجه پیام، منحرف خواهد شد.  این از رویه هاى رایج مطبوعات است که معمولاً متناسب با جایگاه و جناح سیاسى که به آن متمایل هستند،  بخشى از خبر نقل و بخشى را نقل نمى کنند. این شیوه به خصوص در انتشار نظرات رهبران سیاسى متداول است. استفاده از تیتر هاى اصلى روزنامه ها، مطابق با میل و سلیقه آن روزنامه از نمونه هاى بارز پاره حقیقت گویى است به طور کلى از دید روزنامه نگاران یک خبر هنگامى کامل است که عناصر خبرى در آن به شکل کلى مطرح شوند. اما چنانچه یکى از عناصر خبرى - چگونه؟ کجا؟ کى؟ چه کسى؟ چه چیزى؟ چرا؟ - در خبر بیان نگردد، خبر ناقص است،  که در این تاکتیک، حذف یکى از این عناصر به عمد صورت مى گیرد.  در نشریات براى جلب نمودن نظر خواننده به تیتر خبر، از این تاکتیک استفاده مى نمایند.

      در واقعه 11 سپتامبر، در اخبارى که از سوى رسانه هاى آمریکا و رسانه هاى همسو با آن ها انتشار مى یافت،  به دلایل و انگیزه هاى تروریست ها پرداخته نمى شد.  به عبارتى عنصر «چرا» به صورت انتخابى از اخبار حذف مى شد.  حذف عنصر «چرا» به آمریکایى ها این اجازه را مى داد،  که بتوانند کشورها، افراد مختلف و سیاست هایى را که نمى پذیرند،  و با مواضع آن ها مخالفت دارند را محکوم نمایند،  و بتوانند با استفاده از باز بودن فضا و شرایط توجیه و با استفاده از عبارت «حذف تروریست ها از صحنه جهان» هم چنان به سیاست هاى مدنظر آمریکا جامه عمل بپوشانند.

   محک زدن :

      براى ارزیابى اوضاع جامعه و طرز تفکر مردم جامعه درباره موضوعى خاص که نسبت به آن حساسیت وجود دارد و یا دریافت بازخورد نظر حاکمان و یا گروهى خاص یا صنفى از اصناف جامعه، خبرى منتشر مى شود،  که عکس العمل به آن، زمینه طرح سوژه هاى بعدى قرار مى گیرد،  عوامل تبلیغاتى سعى مى کنند براى دریافت بازخورد نظر گروهى خاص و یا حتى افراد جامعه،  با انتشار یک موضوع عکس العمل آن ها را مورد ارزیابى قرار دهند و سیاست هاى آینده خود را نسبت به آن طراحى کنند.  مثلاً براى ارزیابى نظر مردم ایران راجع به رابطه با آمریکا، خبرى منتشر مى شود،  تا پس از محک زدن آن، موضوعات جدى ترى را در این باره منتشر سازند.

      در سیستم هاى نظر سنجى نیز استفاده از افکار عمومى، نوعى محک زدن است.  طرح موضوع استفاده نظامى ایران از تکنولوژى غنى سازى اورانیوم توسط آمریکایى ها،  بازخورد واکنش دائمى ایرانى ها در تأکید بر استفاده غیرنظامى از این تکنولوژى ها را به دنبال دارد.  آمریکا با این کار از یک سو قصد محک زدن ایران در این باره را داشته و از سوى دیگر از طرح آن براى اعزام بازرسین مربوطه براى کنترل این پروسه بهره مى گیرد.

   ادعا به جاى واقعیت :

      رسانه هاى خبرى براى دستیابى به اهداف مورد نظر خود،  گاهى ادعاهایى علیه افراد، گروه هاى مختلف و رسانه هاى رقیب مطرح مى کنند،  و آنان را مجبور به پاسخگویى مى نمایند.  در واقع در این روش، اخبار مخابره شده و یا به چاپ رسیده نوعى ادعا به جاى واقعیت را در ذهن مخاطب تداعى مى کند،  و با استفاده از کلماتى نظیر «ادعا» منبع خبر سعى مى کند اولاً خبر را از دست ندهد،  در ثانى صحت و سقم خبر را به گردن منبع مدعى آن انداخته، ثالثاً چنانچه خبر مورد تأیید قرار گرفت،  اعتبار پخش آن را نصیب خود کند و در نهایت پیامى را که مدنظرش مى باشد به همراه خبر القا نماید.

      در شایعه منبع خبر را نمى گوییم،  اما در این نوع خبر عمداً منبع خبر را ذکر مى کنیم،  ولى منبعى که بى اعتبار است و بارها مورد تکذیب قرار گرفته است.  این شیوه از جمله شیوه هاى جنگ روانى است.  این شیوه در حقیقت مانند یک برگ دو طرف برنده است.  استفاده کنندگان از آن، چه ادعا را رد و چه آن را تأیید نمایند، در هر دو صورت منبع جواب خود را گرفته است.

      در جریان حمله آمریکا به افغانستان، پس از هر بمباران شدید مقرهاى طالبان، ادعاهایى دال بر کشته شدن بن لادن از سوى رسانه هاى آمریکایى و رسانه هاى همسو با آن ها مطرح مى شد. زمانى که طالبان خبر را تکذیب مى کردند،  امریکایى ها مى فهمیدند که تلاش آن ها در انهدام مواضع طالبان و کشتار آن ها چندان موثر نبوده است.  اگر طالبان سکوت مى کردند،  این سکوت صحت ادعاى آمریکایى ها را اثبات مى کرد،  و نیرو هاى طالبان را نیز از نظر روحى تضعیف مى نمود.

   اغراق :

      عوامل تبلیغاتى با بهره گیرى از این شیوه دست به پخش مطالب مبالغه آمیز مى زنند.  آن ها سعى مى کنند مطالب کوچک را بسیار بزرگتر از آن چه وجود دارد جلوه دهند،  و همچنین قادرند از مطالب بزرگ به شکلى ضعیف و در زمان، مکان و جایگاهى که به چشم نمى آید، بهره بردارى کند.

   تفرقه :

      شاید بتوان تفرقه را یکى از مؤلفه هاى عوامل قبلى دانست،  که با استفاده از آن ها عامل تبلیغاتى سعى مى کند،  بین جامعه مخاطبان خود با مرزبندى و جناح بندى هایىف  که در اکثریت موارد کاذب هم مى باشد، مطالبى را پخش کند تا پتانسیل و توان آن ها را کاهش دهد.

   ترور شخصیت :

      در شیوه هاى جدید،  ترور فیزیکى جاى خود را به ترور شخصیت داده است.  در زمان هایى که نتوان فردى را ترور فیزیکى کرد و یا نباید افراد مورد ترور فیزیکى قرار گیرند،  سعى مى کنند از طریق عوامل تبلیغاتى جنگ روانى و با استفاده از وسایل ارتباط جمعى، شخصیت هاى مطرح و موثر در جناح مقابل را به زیر ذره بین کشیده و با بزرگ نمایى نقاط ضعف آنان را ترور شخصیت نماید.  هدف آن ترور شخصیت هاى سیاسى و مهم از طریق به تصویر کشیدن نقاط ضعف و حرکات نادرست آن هاست.  این عوامل باعث مى شود رهبران ذى نفوذ نزد مخاطبان دچار بى منزلتى و تخریب چهره شوند.

   شایعه :

      زمانى که جریان این خبر از بین افرادى شروع مى شود،  که از حقیقت موضوع دورند،  شایعه آغاز مى گردد،  و تکرار آن بدون ارائه برهان و دلیل ادامه مى یابد تا تقریباً بسیارى از مردم آن را باور مى کنند،  و در نهایت شیوه معینى براى ترویج آن پیش گرفته مى شود،  مانند «آن ها مى گویند...» یا «از یک منبع مسئول شنیده ام که ...» یا «اخبار دقیقى دارم مبنى بر اینکه...» و مانند آن ها.

      شایعات زمانى رواج مى یابند،  که حوادث مربوط به آن در زندگى افراد از اهمیتى برخوردار باشند یا در مورد آن ها خبر هاى صریح پخش نشود و یا اینکه خبرهاى مربوط به آن ها مبهم باشند. این ابهام زمانى به وجود مى آید،  که خبر به صورت تحریف شده دریافت شود،  یا به فرد خبرهاى متضادى برسد یا فرد از فهم این گونه خبرها عاجز باشد.

    تاکتیک شایعه :

      شایعه در جایى ایجاد مى شود،  که خبر نباشد و یا خبر از منابع موثق منتشر نگردد. از جمله اولین عناصرى که در بحث شایعه مطرح مى باشند،  موضوع، مکان و زمان شایعه است. یک شایعه ساز ماهر به خوبى مى داند،  که شایعه وى باید موضعى باشد که حساسیت بالاى جامعه را در زمان و مکان مناسب به خود اختصاص دهد.  ضریب نفوذ شایعه مدیون دو نکته است؛  اول ابهام در موضوع و دوم اهمیت موضوع. هرچه ضریب اهمیت یک شایعه بالا باشد، ضریب نفوذ آن نیز به همان میزان بالا مى رود. در ضمن به همان میزان که ابهام در قضیه افزایش مى یابد ضریب نفوذ شایعه نیز صفر خواهد شد. عوامل دیگرى نیز در پخش پذیرى و نفوذ شایعه مؤثرند اما از درجه دوم اهمیت برخوردار مى باشند. به طور نمونه پخش شایعه از زبان یک وزیر، یک استاد دانشگاه و یا هر منبع معتبر دیگر ضریب نفوذ آن را بیشتر از پخش شایعه از زبان راننده تاکسى مى کند.  هر شایعه در برگیرنده بخش قابل ملاحظه اى از واقعیت مى تواند باشد، اما ضریب نفوذ آن نیز تحت تأثیر عوامل دیگر مى تواند افزایش بالایى پیدا کند.

   شایعات آتشین :

      شایعه اى است که یکباره شکل مى گیرد، همه جامعه را تحت الشعاع قرار مى دهد،  و اثرى کوتاه مدت دارد.  کاربرد این نوع شایعه بیشتر در زمان جنگ نظامى است.  استفاده از آمار و ارقام و بزرگ نشان دادن آنها، مسیر شایعات آتشین است. به معناى دیگر شایعات آتشین با ارقامى بسیار بزرگ ولى فقط در یک مقطع وارد مى شوند،  تأثیر آن ها عظیم است ولى مقطعى است.  این نوع شایعات غالبا با ارقام بزرگ سر و کار دارند.  تلفات ناشى از جنگ و تلفات ناشى از سیل و زلزله از جمله این موارد مى باشند.

   شایعات خزنده :

      شایعاتى هستند که همراه با تاکتیک هاى قطره چکانى، مرحله به مرحله مى تواند مسیر یک شایعه را در ذهن افراد یک جامعه طراحى کند. این شایعات دراز مدت تر از شایعات آتشین هستند و پیچیدگى هاى بیشترى نیز دارند.  سوء استفاده هاى مالى و فساد در دستگاه هاى ادارى و رسوایى هاى مالى از جمله این نوع شایعات هستند.  پخش قطره چکانى و مرحله به مرحله حادثه 11 سپتامبر زمینه ساز این نوع شایعه بود.

   شایعات دلفینى :

      آن نوع از شایعات هستند که به تناسب زمان آشکار مى گردند،  و بلافاصله پس از تأثیرگذارى براى مدتى پنهان مى شوند،  و دوباره با ایجاد زمینه و انگیزه خود را آشکار مى کنند.  شایعات دلفینى شایعاتى هستند که زمان مشخصى ندارند و هرگاه زمینه آن فراهم شود، قابل خودنمایى هستند.  مانند اخبار مربوط به قتل هاى زنجیره اى.

   تاکتیک ماساژ پیام :

      تاکتیک حذف، تاکتیک کلى بافى، تاکتیک زمان بندى، تاکتیک قطره چکانى، تاکتیک موجى و تاکتیک تبخیر از جمله تاکتیک هاى ماساژ پیام به شمار مى آیند،  که به طور مختصر به توضیح آنها پرداخته مى شود.

   تاکتیک کلى بافى :

      در تاکتیک کلى بافى جزئیاتى که ممکن است مخالفت ادارى یا سیاسى را برانگیزد را با لعابى از مطالب غیر واقعى مى پوشانند.  در این تاکتیک سعى مى شود بدون توجه به مسایل اصلى و عمیق در خبر و بدون ریشه یابى به موضوعى که منعکس مى شود به حواشى آن پرداخته شده، به خبر لعاب بزنند و شاخ و برگ آن را اضافه کنند و خواننده را در سطح نگه دارد. و توجه وى را کمتر معطوف به عمق مطالب نمایند.  این تاکتیک بیشتر در پخش بیانیه هاى وزارت امور خارجه و یا دستگاه دیپلماسى خارجى کشورها مورد استفاده قرار مى گیرد،  که در آن ها از شیوه بى حس سازى مغزى استفاده شده است.

   تاکتیک زمان بندى :

      مرسوم ترین مصداقى را که مى توان براى تاکتیک زمان بندى مثال زد، تأخیر در پخش خبر مى باشد، به نحوى که پیام گیر نتواند کارى بکند.  این شیوه در بسیارى از موارد التهاب و اشتیاق مخاطبین را براى شنیدن خبر از منابع موثق مهیا نموده و در بخشى دیگر زمینه پخش شایعات را نیز فراهم مى کند.

   تاکتیک حذف :

      براساس این تاکتیک قسمت هاى مهمى از خبر به دلایلى که از پیش طراحى شده و به شکلى هدفمند حذف مى گردد،  تا زمینه را براى پخش تاکتیک شایعه مهیا نماید. در این تاکتیک پخش کننده خبر (رسانه) مى داند،  که با پخش قسمت ناقصى از خبر سوالاتى، در ذهن مخاطبان ایجاد مى شود که این سؤالات چنانچه پاسخ گفته نشود،  زمینه پخش شایعات را فراهم مى کند.  در وسایل ارتباط جمعى معروف است که شایعه جایى پخش مى شود که خبر نباشد.  چون سیاست به شدت ستیزه آمیز است، پیام هاى سیاسى بیش از پیام هاى دیگر آگاهانه انتخاب مى شوند و تاکتیک حذف استفاده مى گردد.

   تاکتیک قطره چکانى :

      داده ها، اطلاعات و دانش به جاى آنکه در سندى واحد نوشته شود در این تاکتیک دسته بندى شده و در زمان هاى گوناگون و به مقدار بسیار کم ارائه مى گردد تا هم مخاطب نسبت به منبع خبر اعتماد پیدا کند،  و هم نسبت به آن اعتیاد پیدا کند،  و منتظر پخش اخبار از مجراى مورد نظر گردد.  در این شیوه الگوى رخدادها تجزیه مى شود و از دیدگیرنده مخفى مى ماند.

   تاکتیک دروغ بزرگ یا استفاده از دروغ محض :

      این تاکتیک قدیمى و سنتى مى باشد، اما هنوز هم مورد استفاده فراوانى در رسانه ها دارد و بیشتر براى مرعوب کردن حریف و یا حتى براى مرعوب کردن افکار عمومى مورد استفاده قرار مى گیرد.  یعنى پیامى را که به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان مى کنند.  معروف ترین مورد استفاده اى که از این تاکتیک شده،  در زمان هیتلر و توسط گوبلز بوده است.

   فوریت بخشیدن ساختگى به خبر :

      تأکید بر انتقال سریع و لحظه به لحظه پیام و افزایش کمیت آن یکى دیگر از شیوه هاى مطبوعاتى و رسانه اى است.  هدف از این شیوه ایجاد نوعى طوفان مغزى براى مخاطب نسبت به سوژه مورد نظر و ایجاد نوعى ایزوله کردن خبرى مخاطب نسبت به دیگر منابع خبرى از طریق ایجاد این اطمینان در مخاطب است،  و این مطلب را مى خواهد القا کند که این مطبوعه در سریع ترین حالت ممکن، قادر است اطلاعات را به مخاطب برساند.  این تاکتیک براى کمتر تعمق کردن مخاطب بر اخبار نیز به کار گرفته مى شود.  از طرفى نیز رسانه هاى خبرى با شتاب بخشیدن به گزارش حوادث و رویدادها سعى مى کنند از فرصت ایجاد شده براى دستیابى به بسیارى از اهداف خود (که تاکنون مهیا نبوده) استفاده کنند.  این روش کاربرد تبلیغاتى نیز دارد.  هم چنین در زمان جنگ و بحران هاى سیاسى کاربرد بسیار دارد.

   پیچیده کردن خبر براى عدم کشف حقیقت :

      امروزه شیوه پنهان کردن حقیقت، محرمانه نگهداشتن آن نیست زیرا که ذات خبر فرار است،  و به محض یافتن مجرایى، به داخل جامعه نفوذ پیدا مى کند. اعتقاد بر اینست که زمانى که یک رسانه قصد دارد یک خبر را پنهان کند لازم است با دادن اطلاعات متنوع و زیاد، حقیقت و موضوع را به گونه اى پیچیده کند که مخاطب از پیگیرى آن خبر صرف نظر کند.  براى پنهان ماندن حقیقت، موضوع آنچنان با اخبار و اطلاعات فراوان و گاه ضد و نقیض، پیچیده و مغلق بیان مى شود که مخاطب نتواند از لابلاى مطالب به حقیقت دست یابد.  نمونه بارز این اتفاق در موضوع پرتاب موشک از سوى نیروى دریایى آمریکا به سوى هواپیماى مسافرتى ایرباس ایرانى بود. امروزه جهت سرکوب بسیارى از جنبش هاى مردمى و نتایج اسف بار اقدامات سیاسى و اقتصادى قدرت هاى بزرگ در کشورهاى ضعیف جهان این حقایق را از طریق مخدوش ساختن خبر این وقایع، پنهان مى نمایند.

   افزایش قابلیت تصدیق خبر از طریق چیدن خبر ساختگى و نادرست در میان چند خبر درست

      برخى رسانه ها مانند بى.بى.سى همواره از این شگرد استفاده کرده اند. در این شیوه، نظر مخاطبان به اخبارى صحیح جلب مى شود و پس از ایجاد اطمینان اولیه نسبت به این منبع، یک خبر نادرست اعلام و القاء مى شود.  یک تحلیل گر حرفه اى مى تواند اخبارى که براى مخالفان خود داراى هویت درست و مشخص شده است، به گونه اى با اخبار نادرست آمیخته کند که در نهایت نظر خود را در قالب تحلیل و تفسیر مورد نظر خود القا نماید.  نمونه آن را مى توان در سایت علیرضا نورى زاده پیدا کرد. در این شیوه تحلیل گر سعى کند اخبار موثق و درست قابل استناد براى مخاطبین را همراه با چند خبر نادرست در هم آمیخته و با شیوه اى کاملا حرفه اى نتیجه مطلوب خود را کسب کند. در جریان قتل هاى زنجیره اى، علیرضا نورى زاده با در اختیار داشتن بخشى از مطالب صحیح قادر بود که مطالب نادرست خود را تحت پوشش منابع اطلاعاتى موثق منتشر کند.

   استفاده از دو خبر واقعى براى طرح یک خبر ساختگى

      ارتباط بخشیدن بین دو واقعه و نتیجه گیرى غلط و غیر واقعى از آن، از شیوه هاى دیگر در مطبوعات و خبرگزارى ها و رادیوها به شمار مى رود.  مثلاً رادیو بى.بى.سى اعلام مى کند که دو هیات سیاسى از آمریکا و ایران همزمان در سوریه با مقامات سورى دیدار و گفت و گو کردند.  در این پیام هدف اصلى، القاء خبر ارتباط بین این دو هیأت سیاسى در سوریه و تضعیف دولت جمهورى اسلامى است.

   استفاده از عاطفه گیرندگان پیام

      در این روش تلاش مى شود تعابیرى در خبر مورد استفاده قرار گیرد،  که به کارگیرى آنان احساس عاطفى مخاطبان را به طور ساختگى تحریف و تهییج کند.  کلماتى نظیر تبعیض، ظلم به زنان، فشار بر کودکان، شکنجه، بازجویى، توطئه، خفقان، نسل سوزى، قانون ستیزى، فجایع بشرى و مانند آن مى تواند احساسات یک مخاطب را برانگیخته نماید.  پخش برنامه هاى تلویزیون و استفاده از عکس هایى که کودکان را در وضعیتى بسیار بد نشان مى دهد،  همچنین استفاده از زنان به عنوان عناصر زجرکشیده در اخبار مى تواند در مسیر ایجاد هیجان بسیار مؤثر و پرنفوذ باشد.  از سوى دیگر خبرگزارى ها از عاطفه غریزى گیرندگان پیام استفاده مى کنند. گیرندگان پیام در مقابل یک سرى مسائل مشترک با هم داراى همبستگى هاى عاطفى هستند.  مباحث مشترکى نظیر دین، نژاد، سرزمین، ملیت، جنسیت، محیط اجتماعى، رنگ پوست، مباحث مشترک قاره اى و مباحث انسان دوستى از جمله این مباحث است که در خیلى از خبرها هدف قرار مى گیرند و سعى مى شود به نوعى در خبرها روى یکى از این همبستگى ها تأکید شود. به طور مثال کردها در ترکیه، عراق، ایران، سوریه و... سعى مى کنند از رابطه عاطفى کردها استفاده کنند، به نوعى که تحریک کننده باشد. کردها یک نوع رابطه معنوى، جدا از همبستگى هاى منطقه اى با هم دارند و فشار به هر گروه در هر منطقه بر بقیه تأثیر مى گذارد.

   استفاده از خبر براى تبلیغات :

      وقتى خبرى از رسانه ها منتشر مى شود، نیازى به اثبات آن وجود ندارد.  زیرا اصل اولیه درستى خبر است و اگر کسى فکر کند یا ادعا کند که خبر درست نیست، لازم است براى رد آن مدرکى ارائه دهد.

کلیک کنید:  تماس و نظر و پرسش 

اصول و روشهای مقابله با جنگ نرم

      با بهره گیری از ساز و کارهای مختلف، هم می توان از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کرد،  و هم می توان با مداخله های مؤثر، دامنه اثرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن ها را کاهش داده و یا از میان برد.  برخی از اصول و روش های مقابله عبارتند از:

 ١-  تبدیل جنگ نرم دشمن به فرصتی برای افزایش قدرت نرم ــ  هر ملتی و کشوری دارای منابع قدرت نرم است،  که شناسایی و تقویت و سازماندهی آن ها می تواند براساس یک طرح جامع تبدیل به یک فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود.

   ــ  همچنین از منابع قدرت نرم ملت ایران می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  - در اختیار داشتن افراد دانشمند، خلاق و باهوش؛

  - داشتن تحصیل کردگان زیاد؛

  - تراز بالای دانایی و نرخ سواد دانشگاهی؛

  - اراده و عزم ملی برای پیشرفت و آبادانی کشور؛

  - وجود اقشار مختلف با انگیزه و دارای شوق که از روحیه ملی و حماسی برخوردارند.

  ٢-  خلع سلاح روانی اپوزیسیون ــ  اپوزیسیون همواره در پی آن است تا با شعارهای جذاب و وعده بهبود شرایط زندگی، توده مردم را جذب کند.  چنان چه نظام حاکم چنین شرایطی را بر شهروندانش فراهم سازد، زمینه جذب مردم توسط اپوزیسیون را از میان برداشته و جنگ روانی دشمن خنثی می شود.

  ٣-  گسترش دامنه و شمول فعالیت های فرهنگی و افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان نبرد فرهنگی را با نبرد فرهنگی می شود پاسخ داد.  از سوی دیگر، یکی از عرصه های جهاد که امروز همه نخبگان فکری، هنرمندان، روشنفکران و بسیجیان بایستی وارد آن شوند، عرصه جهاد و مقابله با افکار و فرهنگ غلط انحرافی است.

  ٤-  استفاده از دیپلماسی عمومی ــ   یکی از منابع قدرت نرم و نیرومند هر کشوری استفاده از دیپلماسی عمومی در صحنه بین المللی است. به همین سبب، اگر دولتی مقتدر از مؤلفه ها و عناصر دیپلماسی عمومی به درستی و به موقع توسط دیپلمات های زبده، آگاه به تغییر و تحولات جهانی استفاده کند، قدرت نرم را تقویت کرده و از سوی دیگر بر توانایی خود جهت مقابله با جنگ نرم می افزاید.  برعکس، اگر در چندین کشور جهان فاقد سفیر باشد، از این ابزار قدرت نرم غفلت ورزیده است.

  ٥-  استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت ها ــ  اقلیت های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری،  مستعد مخالفت ورزی علیه نظام حاکم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یکی از میدان های فعالیت خود را در کشورهایی که دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند.  اما زمانی که نظام مستقر با انجام راهبرد های مناسب در مناطق محروم و دور از مرکز و اختصاص بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و به کارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند،  می توانند آن احساس را کم کنند یا از میان بردارند.

  ٦-  عملیات روانی متقابل ــ   در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل کرد.  عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می کنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یکی از روش های مقابله باشد

آشنایی با پدافند روانی

      پدافند روانی عبارتست از؛  عملیات ‌های مدون افشائی به منظور اثرگذاری و نفوذ بر احساسات و عواطف، هیجانات، باورها و اعتقادات، افکار و اندیشه‌ها و رفتار مخاطبان در زمان صلح، بحران و جنگ در سطوح مختلف.  این عملیات‌ها به منظور دستیابی به اهداف سیاسی- دیپلماتیک، نظامی - امنیتی، فرهنگی - اجتماعی، اقتصادی و یا ترکیبی طرح‌ریزی می‌شوند.

پدافند غیرعامل / جنگ نرم / روش‌های جنگ نرم

      در ارتباط با مفهوم عملیات روانی تعاریف متعددی وجود دارد که در زیر به مهمترین آنها اشاره شده است:

      در دهه 1950 وزارت دفاع آمریکا یک تعریف نسبتاً جامع از عملیات روانی ارائه نمود « استفاده اصولی از تبلیغات و فعالیت‌های ارتباطی توسط یک دولت یا مجموعه‌ای از دولت‌ها، به منظور تأثیر‌گذاری برنظرات، احساسات، موضع‌گیری‌ها و رفتار گروه‌های دوست، دشمن و یا بی‌طرف، در راستای تحقق سیاست‌های دولت یا دولت‌های مزبور و اهداف آن‌ها».

     ویلیام داواتی، عملیات روانی را مجموعه اقداماتی می‌داند که کشوری به منظور اثرگذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولت‌ها و مردم خارجی، با ابزارهایی غیر از ابزار نظامی، سیاسی و اقتصادی انجام می‌دهد. طرف‌داران این نگرش، اغلب بر این باورند که تبلیغات جزء اصلی و اساسی عملیات روانی است نه همه آن.

      باون (2002) عملیات روانی را فعالیت‌‌هایی از پیش مشخص شده برای انتقال اطلاعات معینی به مخاطبین، با هدف تأثیرگذاری بر احساسات، انگیزه‌ها، اهداف و نیز تأثیر بر رفتار دولت‌ها، سازمان‌ها، گروه‌ها و افراد خارجی تعریف می‌کند. تعریف مزبور توجه ویژه‌ای به عملیات روانی در زمان صلح و تهیه سناریوهایی برای مدیریت بحران‌های احتمالی پیش‌رو نیز دارد.

     آلفرد پدوک (1989) عملیات روانی « طرح‌ریزی به منظور استفاده از ابزار ارتباطی برای نفوذ بر اعمال و رفتار انسانی» می‌باشد. به اعتقاد وی، ابزار ارتباطی شامل عوامل سیاسی، ایدئولوژی و نظامی مؤثر در انحراف رفتار گروه‌ها، کاهش انگیزه‌ها و تغییر رفتارهایی است که در پناه آن، دستیابی به اهداف ملی آسان‌تر می‌شود.

      کانتول (1998) «منظور از عملیات روانی در بحران‌، استفاده برنامه‌ریزی شده و دقیق از مواد تبلیغاتی برای تأثیر فوری برعواطف و هیجانات مخاطبان است، هدف این نوع عملیات روانی ایجاد ترس و دلهره در نیروها شورشگر و اپوزیسیون، تضعیف روحیه آنان، و سرانجام بازداشتن آنان از اقدامات شورشگرانه و اعتراض‌آمیز است.»

     دانشنامه ویکی پدیا، «عملیات روانی تکنیک‌های استفاده شده توسط نیروهای نظامی برای نفوذ و تأثیر گذاشتن براحساسات و عواطف، انگیزه و رفتار مخاطبان مورد نظر است».

      براساس دکترین عملیات روانی ناتو (مارس 2002) « عملیات روانی، سلسله فعالیت‌های روانشناسانه‌ای را شامل می‌شود که در زمان صلح، بحران و جنگ، برای تأثیرگذاری بر نگرش و رفتار مخاطبان بی طرف، خودی و دشمن طرح‌ریزی شده و در روند دستیابی به اهداف سیاسی و نظامی مؤثرند.»

      تعریف مزبور یکی از جامع‌ترین تعاریف عملیات روانی است؛ با این وجود، اهداف عملیات روانی را نباید فقط در دو حوزه سیاسی و نظامی محدود نمود. اهداف مورد نظر با توجه به سطح به کارگیری عملیات روانی (تاکتیکی یا راهبردی) و منافع مورد نظر کاربران آن‌، می‌تواند سیاسی- دیپلماتیک، نظامی- امنیتی، فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی و یا ترکیبی از چند مورد از این هدف‌ها را شامل شود.

     الیاسی معتقد است عملیات روانی عبارت است از «عملیات‌های مدون برای ارسال اطلاعات و اخبار گزینش شده به مخاطبان، جهت تأثیر بر هیجانات، انگیزه‌ها، شیوه استدلال و در نهایت رفتار دولت‌ها، سازمان‌ها، گروه‌ها و افراد آماج».

     بیابان نورد (1384) معتقد است عملیات روانی انتظامی،فعالیت‌های روانی طراحی شده برای کنترل اجتماعات و غلبه براغتشاش‌گران است که در پی جلب حمایت و همکاری آحاد مردم عادی جامعه و همچنین کاهش اراده و توانایی اغتشاش‌گران و آشوب طلبان و منصرف کردن آن‌ها از اغتشاش و تجمع و اعمال خلاف قانون می‌باشد.

     اساس عملیات روانی ایجاد پایگاه آهنینی است که نتوان از آن خارج شد. این پایگاه نیازمند هماهنگی خوب میان سطوح نظامی و سیاسی است. و هدف آن بعد روحی و روانی انسان است. بنابراین، بر ابزارهای روانی، فکری، ذهنی و فرهنگی تأکید دارد و به منزلة شیوة مسالمت‌آمیز، بر عواملی مانند منطق، ترس، رغبت و دیگر عوامل روانی تکیه می‌کند تا هیجان‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای خاصی را در مخاطبان بوجود آورد.

   نتیجه‌ گیری:  از مجموعه تعاریف مذکور می‌توان نتیجه گرفت مقصود همه‌ آن‌ها تأثیر بر هیجانات، احساسات و عواطف است تا بتوانند از این طریق افکار و تمایلات طرف مقابل را براساس خواسته‌ های خویش شکل و جهت دهند و آن‌ها را با خود و اهدافشان همراه سازند از سوی دیگر با مطالعه و تامل در سوابق نظریه های غربی، گروه مخاطبان عملیات روانی؛ دوست، دشمن و بیطرف می باشد یعنی اینکه؛ متولیان عملیات روانی علاوه بر دشمن، افراد بی طرف و دوست را نیز مورد تهاجم اقدامات روانی خود قرار می دهند،  زیرا دولت های غربی نماد دموکراسی هستند لیکن در نظام های مردمی و دموکراسی آنچه صورت قرار می گیرد افشاگری در برابر عملیات روانی دشمن به منظور ارشاد و راهنمایی آنان به صراط مستقیم و طریق ثواب می باشد؛ به عبارتی دیگر عملیات روانی دو بعد اساسی دارد:

   ماهیت و منطق درونی که از تلاش برای تأثیرگذاری برافکار، احساسات، تمایلات و نهایتاً رفتار با استفاده از ارتباط اقناعی است.

    منظور و کاربرد این تأثیرگذاری، تغییر رفتار مخاطبان (دشمن) است.

      از همین رو؛ می‌توان اذعان داشت که پدافند روانی عبارتست از «عملیات‌های مدون افشائی به منظور اثرگذاری و نفوذ بر احساسات و عواطف، هیجانات، باورها و اعتقادات، افکار و اندیشه‌ها و رفتار مخاطبان در زمان صلح، بحران و جنگ در سطوح مختلف میباشد که در روند دستیابی به اهداف سیاسی- دیپلماتیک، نظامی-امنیتی، فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی و یا ترکیبی از چند مورد از این هدفها موثرند».

   منبع:   اینترنت،  افرادی که برای اولین بار این مطالب را تحقیق کرده اند،  لطف نمایند پیام بگذارند تا نام آنها را بنویسم.

ادامه دارد و باز نویسی می شود

تصویر تاریخی محله ای از تهران حدود یک قرن پیش،  عکس شماره 1298.

کلیک کنید:  دمکراسی، فدرالیسم، حزب

کلیک کنید:  بخش اول جنگ نرم

کلیک کنید:  آزادی و دشمنان آزادی

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ   http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و نظر و پرسش

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 05:18 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید