X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

تاریخ حکومت اشکانیان یا پارت ها

تاریخ حکومت اشکانیان یا پارت ها

پیش گفتار

      تاریخ یک علم است مانند همه علوم،  قوانین و فرمول های دقیق دارد،  عدم توجه به آنها نوشته های تاریخ، داستان های دروغی می شوند،  و نباید آنها را به عنوان منابع استفاده نمود.  اشکانیان اولین حکومت در جهان است،  که بصورت جمهوری آن دوران،  یعنی جمهوری قبیله ای یا سازمان قبیله ای اداره می شد.  تاکنون در این باره درک و گفته نشده است،  من سعی می کنم مطالب جدید از میان تحقیقاتم بنویسم،  نه مطالبی را که قبلاً بارها نوشته شده است تکرار کنم.

   تصویر نقش برجسته اشکانی خونگ اژدر،  ایذه خوزستان،  در 1385 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 13580 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید،  عکس شماره 3357.

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arq.ir.

   ــ  تا تکمیل نمودن تحقیقات و پاک کردن دروغها از  تاریخ شیرین ایران،  تاریخ اشکانیان یا پارتها بطور کامل پست نمی شود،  فعلاً برای این بخش تاریخ به اینجا مراجعه شود.

اشکانیان یا پارتها

   ــ  اشک = اسک = اس = پاک،  مانند اس در اسلام،  اس یا اش + ک = دارای پاکی،  جهت مفهوم و اطلاع بیشتر مراجعه شود به معنی نام شهرها و روستا های ایران.  پارت = پرت = دور،  پاتیزان = دور زن،  افراد نظامی و شبه نظامی،  که در دور دست و مرز بودند.

      از نظر دید و تحقیق من،  اشکانیان یک مکتب دینی بر پایه آئین میترایی است،  که از آن دین مسیحی بوجود آمد،  اشکانیان طایفه و تیره مردمی نبودند،  از همه مردم در اشکانیان بودند.  پارتها نیز طایفه و تیره انسانی نیست،  آنها همان پارتیزانها هستند،  و از همه طوایف و تیره های انسانی را شامل می شدند.

      هخامنشیان برای حفظ حکومت و امنیت و مرزداری از جوانان قبایل بخش شمالی ایران بزرگ استفاده می کردند،  نیروهای خراسان تا یک هزاره این وظیفه را بعهده داشتند.  در ارتش هخامنشیان به این گارد های ویژه پرت یا پارت (پرت = دور) می گفتند،  که بعد ها در روم تا جنگ دوم جهانی به پارتی زان معروف شدند یعنی دور زن.  در مدت زمانی که تخت جمشید ساخته می شد،  و همچنین بعد از آزادی اسرا از بابل توسط  کوروش بزرگ،  آزاد شدگان و کارگران و مردم طی دویست سال در گوشی و آرام به یکدیگر از حکومت هخامنشیان گفتند،  که چرا اختیار زمین و زمان باید انحصار خاندان و شاهنشاه باشد.  این بد گویی امری عادی است،  که امروز به دلایل رشد فکری و تکنولوژیکی،  مردم در مدت کوتاهی به آن درک می رسند،  به تاریخ و فرهنگ یادگیری رجوع شود.

      سربازان پارتی که ریشه در طایفه ای و قبیله ای خراسان بزرگ داشتند،  ترکیب عقیدتی دینی شاه خدایی ولی با ذات قبیله ای داشتند.  جمع این موضوعات تاریخی،  مردم قرن 47 خورشیدی ایرانی را به آگاهی های ویژه رساند،  که طی دویست سال از زمان هخامنشیان پیش درآمد آن بود،  که در نهایت یک انقلاب انسانی ایرانی مهمی در پی داشت.  آخرین ضربه به هخامنشیان توسط اسکندر اشکانی فرمانده پاتیزان های شاهنشاه وارد آمد،  و با سقوط تخت جمشید برای همیشه تاریخ فلسفه شاه خدایی دو هزار ساله تمام شد.

      در دوران شاه خدایی،  شاهان نمی خواستند قبایل با هم متحد یا سازمان یافته باشند،  بعد از اولین انقلاب انسانی ایرانی که مهم ترین انقلاب تاریخ جهان بود،  دوران شاه خدایی به رهبری اسکندر اشکانی فرمانده پاتیزان های دربار به هخامنشی پایان داده شد.  برای به ثمر رسیدن این انقلاب با اندازه دوران دوم هخامنشیان زمان برد،  که البته پایه گذار آن انقلاب انسانی،  کوروش بزرگ بود،  که با باز نمودن زندان بزرگ،  نجات یافتگان طی چند نسل آینده،  افکار خود را که یادگاری از گذشته های سارت دربار فرعون بود،  به مردم دوره هخامنشی منتقل کردند.  هخامنشیان واسطه ای بودند،  که گذر مهم تاریخی از ایلام یا بزرگترین دوران شاه خدایی،  به اشکانیان اولین حکومت سازمان قبیله ای گردد،  که در مهستان کامل شد.  (در واقع مهستان یا درست تر آن مغستان یا حتی بغستان است،  مکتبی فلسفی بوده،  که قدرت حکومت را از آن مردم می داند،  و پیرو عدالت و برابری بودند،  بزودی در این باره مشروح می نویسم).

      بشر در ادامه تکامل تاریخ اجتماعی وارد دوره جدیدی از تمدن گردید،  فرهنگی که در آن شاه نماینده اهورمزدا یا خدا روی زمین نبود،  و مجسمه و نام او در جایی حک نمی شد،  و کسی به او تعظیم نمی کرد.  پس از این انقلاب انسانی ایرانی اینک دینها و قبایل قدرت داشتند،  اما برای پایان دادن به نظم فکری و فیزیکی دوره شاهنشاهی حدود دو نسل زمان لازم بود،  و این تغیرات اساسی انقلاب انسانی حدود هفتاد سال به درازا کشید.  این مدت خالی از عرصه های خاص فرهنگی است،  در موزه ها و سکه ها اثرات کمی به جای مانده است،  زیرا تمدن جدیدی در حال شکل گیری بود و این فضای خالی تاریخ وسیله ای برای نفوذ دشمنان دروغ گوی فرهنگی گردید.  پس از این دوران،  از سقوط هخامنشیان تا دو نسل برای جا افتادن انقلاب انسانی ایرانی،  اولین کاری که می بایست صورت پذیرد ایجاد اتحاد ملی بین قبایل جغرافیای وسیع ایران بزرگ بود،  تا بتوانند اقتصاد دوران را بگردانند،  و از نفوذ غریبه ها به سرزمین جلوگیری شود.  بدین ترتیب چون اشکانیان قرن گذشته سابقه خدمت نظامی و کشوری داشتند،  از بقیه طایفه ها بهتر و سر آمدتر بودند،  در میان اشکانیان افرادی که بتوانند بخوانند و بنویسند وجود داشت.  توجه کنید، ما داریم برای قرن 48 خ، ا،  میگوییم،  باید با همان زمان دید،  برای این منظور مطالعه تمام وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود.

       بسیاری از جوانان نسل های گذشته اشکانی،  در خدمت هخامنشیان قرار داشتند،  و با دختران آنها ازدواج کرده بودند،  و خون خود را از هخامنشیان می دانستند،  که از طرف دو سه نسل مورد احترام مردم بودند.  آنها همچنان سایه هخامنشیان را مهم می دانستند،  و از جهت دیگر سر سالاری را برایشان به ارمغان آورده بود،  که در فرصت های تاریخی نوشته ام.   تا سال 4816 خورشیدی ایرانی،  قبایل که هنوز نمی توانستند وارد تمدن سازمان قبیله ای شوند،  جنگ و گریز نظامی و فرهنگی بین آنها ادامه داشت.  در مدت 80 سال به اندازه کافی به درک رسیدند،  که تمدن سازمان قبیله ای را اختیار کنند،  یعنی اتحاد قبایل تحت پوشش و سازمان و مراتب،  جهت درک و اطلاع به ساختار های تاریخی اجتماع مراجعه شود.  در کتاب های تاریخ موجود ضد و نقیض و گزافه گویی های فراوان وجود دارد،  که هیچ کدام آنها از تاریخ جامعه شناسی و علم جغرافی ـ تاریخ بهره نبرده اند،  و می بایست در این بخش کار های بسیاری برای باز نویسی تاریخ انجام شود. 

      در تاریخ به اشک های شماره دار بر می خوریم،  اولی ارشک رئیس طایفه ای بود که قبایل دیگر خراسان را تا حدودی متحد کرد،  توجه شود این غیر از اسکندر اشکانی است که فرمانده پارتی زانها بود.  سپس تیرداد اول که در تاریخ های دروغی شهر های بزرگ چون آساک و هکاتم پلیس را به او نسبت می دهند،  و نیز گفتن شاه بزرگ.  اردوان که سومین اشک است یا ارتبان اول، جنگ و گریز دروغی با بازماندگان دروغی سلوکی را در دوران او نوشته اند،  او مانند پدرش به مرکز ایران علاقه داشت.  فری پاپت و سپس فرهاد اول که آنها برای اتحاد قبایل ایران بزرگ کار های فرهنگی بزرگی انجام دادند.  مهرداد اول یا اشک ششم، در این زمان توده مردم در ادامه انقلاب انسانی برای بدست آوردن اولین تمدن سازمان قبایل دینی و دمکراسی و مردم سالاری و با تلاش مهرداد اول بزرگترین فرهنگ زمان را پیش بردند.  علاقه مندی به اندیشه های فلاسفه بزرگی نظیر آرشیت و ورتا در دوران بعد از هخامنشیان و بر اساس تعالیم این دو فیلسوف، مردم سالاری در ایران به شکلی نوین اجرا شد.

   توجه ــ  جملات فوق ممکن است کمی سنگین باشند،  برای بهتر متوجه شدن،  مطالعه و پیگیری تمام وبلاگ پیشنهاد می شود.

      مهرداد یکم در 4817 خورشیدی ایرانی،  در اجتماع بزرگان ایران اعلام کرد که تصمیم گرفته است،  کشور دارای یک قانون لاتغییر (اساسی) شود تا حقوق و تکالیف همه در آن روشن باشد.  این تصمیم مهرداد مورد تایید حاضران در نشست قرار گرفت و ایران دارای دو مجلس شد،  یکی اعضای خاندان سلطنتی و اشراف و بزرگان و دیگری روسا و نمایندگان قبایل،  مجموعه آن دو را مغستان یا مهستان می گفتند (مه به کسر «میم» به معنای بزرگ).  انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه در صورت دیوانه شدن و بیماری ممتد و ...، تغییر اشل مالیاتها و صدور دستور ضرب سکه با تصویر تازه،  تعیین شاهان ارمنستان،  تایید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسی تبار (از دودمان هخامنشیان) سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب دریای سیاه در آناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دوره معین و یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود.  مهستان در موارد متعدد شاهان اشکانی را جابجا می کرد،  و در عین حال حامی سنت های بومی مناطق مختلف ایران بود.  در آنجا صدای همه اقوام ایرانی شنیده می شد،  به علاوه در این دوره ایالات دور دست،  ارمنستان و پنتوس خود مختار بودند،  و لذا ایجاب می کرد که مهستان (مغستان) وجود داشته باشد،  تا سخن آنها نیز در آنجا شنیده شود.  ارد بزرگ متفکر برجسته ایران می گوید:  مهستان ، برآیند خرد مردم آزادی خواه ایران بود.   آن زمان یونان و روم در اختیار فرماندهان نظامی دست به دست می شد.  جالب است بدانیم مورخان امروز ایتالیا سعی می کنند به دروغ مهستان ایران را اقتباس ایرانیان از رومیان بنامند!  حال آنکه ایجاد مهستان (4820 خورشیدی ایرانی ـ 2181 سال پیش) هنوز دولت روم با ایران همسایه نشده بود،  و دوران نوزادی خویش را طی می نمود.

      تمدن و فرهنگ در زمان اشکانیان تغییرات اساسی نمود و روح خشن و کشتاری میان رودان به صفا و صمیمیت و عدالت و تجارت تبدیل شد،  و داشتن دین و مذهب آزاد بود،  که در این زمان مذاهب گوناگونی به وجود آمد و یا گسترش یافت.  شهر های آباد بوجود آمدند،  نوشتن های پراکریت و خط خروشتی و پهلوی،  زبان های، سغدی، سکائی، پهلوی، اوستیایی، تخاری، اشکی، و لهجه های مختلف رایج بود.  در این دوره تجارت آزاد رونق گرفت و دوران پول وسعت یافت،  مسکوکات طلا، نقره و نیکل رایج شدند،  در بازار ها انواع پارچه های ابریشمی، ململ، ادویه، شیرینی، اشیای فلزی و مسی و نقره، جواهرات و غیره در معرض داد و ستد قرار گرفتند.  راه های تجارت به چین و هند از بدخشان و دره واخان و خیبر، یار کند و سیستان، فرغانه و کاشغر، رونق گرفتند،  و صادرات شامل جواهرات و سنگ های قیمتی،  واردات ابریشم، لاک، طلا، نقره، نیکل.  در تمام راه ها کاروان های تجاری به حرکت در آمدند،  و با شکلی آرام و خاموش فرهنگ و عقاید،  صنایع و صنعت فلز کاری و چوب اوج گرفت، هنر و ادب، موزیک و موسیقی، رقص و آواز شکوفا شد،  طبل و ساز، دهل و توله و رباب برای همگان ساخته شده و به جشن های ایرانی رفت.  سایر شئونات اجتماعی به رشد تولید و بهره برداری رسید،  تیر و کمان، نیزه و شمشیر، قمه و ژوبین، زره و سپر سواره و پیاده در میدان جنگ اراده و پیل هم بکار می رفت.

   عکس تابوت 2000 ساله دوره اشکانی،  تابوتی از جنس سفال لعاب کاری شده،  حدوداً متعلق به سده اول میلادی،  محل کشف اوروک در جنوب عراق امروزی،  محل نگهداری بریتیش میوزیوم (موزه هنر بریتانیا)،  عکس شماره 5568.

. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .

کرونولوژی اشکانیان

   ــ  حدود 4354 خورشیدی ایرانی،  سلسله هخامنشیان در ادامه انقلاب انسانی ایرانی منقرض شد.

   ــ  از 4354 تا 4738 خ.ا،  دوران باز سازی جدید تاریخ ایران توسط مردم به رهبری اسکندر اشکانی و طوایف اشکانی.  برای این دوره تحقیقات توسط انوش راوید و بانو پرنیان حامد در اینجا ادامه دارد.

شکوه ایران در دوران مهرداد دوم اشکانی

      مهرداد دوم از شاهان بزرگ اشکانی بود.  در زمان او ایران بر سک ها و مردمان صحرا گرد که از طرف شمال فشار به ممالک ایران وارد می نمودند،  فایق آمد،  و چنان شکستی به آنها داد که دیگر تا مدتها متعرض ایران نشدند.  مهرداد پس از نشستن بر تخت شاهی نخست بابل را از تازیان پس گرفت،  و سپس لشکر به ارمنستان کشید.  وی در سال  4874 خورشیدی ایرانی،  سراسر میان‌رودان را به دست آورد،  و آنگاه رو به شرق نهاد.  پیش از رسیدن مهرداد به شاهی،  حدود 4854 خورشیدی ایرانی،  در شرق،  سکاها به مرز های ایران و بلخ تاختند،  دولت بلخ را نابود کردند،  و دولت‌ های کوچک اشکانی (یونانی در دروغ های تاریخ) را تا نزدیک هندوستان از میان بردند.  آنها به داخل ایران نیز تاخته،  و پارت و گرگان را لگد کوب اسبان خود کردند.  گروهی از آنان به سیستان و افغانستان رفته و حکومتی سکایی پدید آوردند،  و از این پس سرزمین زرنگ سکستان (سیستان) نامیده شد.  حتی اردوان دوم شاه ایران که پدر مهرداد دوم است،  نیز در نبردی با آنان کشته شد.  مهرداد با نبردی سهمگین سکاها را چنان شکست داد،  که تا سالها متعرض ایران نشدند.  او پارت و هرات را آزاد کرد و دولت سکایی سیستان را وابسته به دولت اشکانی کرد.  وی همچنین مرو و بخش‌ هایی از فرارود را نیز تصرف کرد.

عکس سکه مهرداد اشکانی،   مشروح در اینجا،  عکس شماره 2706.

      پس از پیروزی‌ هایی که ذکر آن رفت مهرداد فرصت یافت،  تا به امور داخلی کشور بپردازد.  او نخستین کس از خاندان اشکانی است،  که خود را شاهنشاه خواند و ادعا کرد،  که خاندان اشکانی از نسل اردشیر دوم هخامنشی است.  این کار او اقدامی آگاهانه بود که اشکانیان را ادامه دهنده هویت ایرانی نشان دهد،  و همینطور این کار حکومت اشکانیان را در پرتو ارتباط یافتن با هخامنشیان بر حق جلوه داد.  مهرداد دوم بسیار پای‌ بندی به فرهنگ، آداب و سنن ایرانی بود.  وی با تلاشی خستگی ناپذیر بر آن شد تا فرهنگ ایرانی را از مظاهر فرهنگ یونانی پاک کند.  در عرصه بازرگانی و سر و سامان دادن به اقتصاد کشور مهرداد اقدامات بسیاری کرد،  و در روزگار او بود که را بازرگانی ایران به چین که در تاریخ به "راه ابریشم" معروف است گشوده شد.  از این پس مبادلات کالا میان چین، هند،  عربستان و برخی سرزمین‌ های دیگر موجب شکوفایی اقتصاد کشور گردید.  مهرداد در حدود سال های 77 قبل از میلاد فوت کرد،  و بعد از مدتی برادر فرهاد دوم سلطنت را به دست گرفت.

   ــ  متن مهرداد دوم اشکانی از تاریخ اشکانی میخایل میخائیلوویچ دیاکونوف است،  و از نظر انوش راوید دچار چند اشتباه و دروغ تاریخی است،  یکی دروغ یونانیان در افغانستان،  دوم دروغ راه ابریشم تا چین،  سوم نامگذاری سیستان و....

   توجه ــ  تا تکمیل نمودن تحقیقات و پاک کردن دروغها از  تاریخ شیرین ایران،  تاریخ اشکانیان یا پارتها بطور کامل پست نمی شود،  فعلاً برای این بخش تاریخ به اینجا مراجعه شود.

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظر

  خاندان اشکانیان،  مورد تأیید من که در شاهنامه و ابوریحان بیرونی و تاریخ های ایرانی نوشت شده اند.

همه اشکانیان   اشک بودند،  اشک یا اسک = پاک و پاکی = پاپ

 1 ــ  اس ایکنار,اش جبار (اشک اول یا همان اسکندر مقدونی)

 2 ــ  اشکان (اشک دوم)

 3 ــ اشک ( اشک سوم)

 4 ــ  شاهپور (اشک چهارم)

 5 ــ  بلاش (اشک پنجم)

 6 ــ  اشکان (اشک ششم)

  ــ  ارشک

 7 ــ  اشک ,بغ پور شاه (اشک هفتم)

 8 ــ  شاهپور

 9 ــ  گودرز

 10 ــ  بیژن

 11 ــ  نرسی

 12 ــ  اورمزد(هرمز)

 13 ــ  ارش(کسری)

 14 ــ  بلاش

 15 ـــ  اردوان بزرگ

<><><><><><><><><> 

خاندان اشکانیان،  از ویکی پدیا که مورد تأیید ما نیست

لقب عمومی پادشاهان اشکانی پارت اشک بوده و عدهٔ آنان ۲۹ تن بوده‌است.

گاهشمار شاهان اشکانی:

 (تاریخ بر پایه سالنمای میلادی) (توضیح: ح علامت اختصاری حدود است.)

۱. ارشک (اشک یکم) (ح۲۵۰- ح۲۴۷ پ.م)

۲. تیرداد یکم (اشک دوم) (ح۲۴۷- ح۲۱۱ پ.م)

۳. اَردوان یکم (اشک سوم) (ح۲۱۱- ح۱۹۱ پ.م)

۴. فریاپت (اشک چهارم) (ح۱۹۱- ح۱۷۶ پ.م)

۵. فرهاد یکم (اشک پنجم) (ح۱۷۶- ح۱۷۱ پ.م)

۶. مهرداد یکم (اشک ششم) (ح۱۷۱- ح۱۳۸ یا۱۳۷ پ.م)

۷. فرهاد دوم (اشک هفتم) (ح۱۳۸ یا ۱۳۷- ح۱۲۸ پ.م)

۸. اردوان دوم (اشک هشتم) (ح۱۲۸- ح۱۲۳ پ.م)

۹. مهرداد دوم (اشک نهم) (ح۱۲۳- ۸۷ پ.م)

    گودرز یکم (۹۱ - ۷۸؟)

    اُرُد یکم (۷۸ - ؟)

۱۰. سیناتروک (اشک دهم) (۷۶ یا ۷۵- ۷۰ یا ۶۹ پ.م)

۱۱. فرهاد سوم (اشک یازدهم) (۷۰ یا ۶۹- ۵۸ یا ۵۷ پ.م)

۱۲. مهرداد سوم (اشک دوازدهم) (۵۸ یا ۵۷- ۵۶ پ.م)

۱۳. اُرد دوم (اشک سیزدهم) (ح۵۶- ۳۷ یا ۳۶ پ.م)

۱۴. فرهاد چهارم (اشک چهاردهم) (ح۳۷- ۲ پ.م)

    تیرداد دوم (۳۲ - ح۳۰ پ.م)

۱۵. فرهاد پنجم یا (فرهادک) (اشک پانزدهم) (۲ پ.م- ۴ م)

    ملکه موزا (۲ پ.م- ۴ م) همراه با پسرش فرهاد پنجم

۱۶. اُرد سوم (اشک شانزدهم) (۴- ۶ یا ۷ م)

۱۷. ونُن یکم (اشک هفدهم) (۷ یا ۸- ۱۲ م)

۱۸. اردوان سوم (اشک هیجدهم) (۱۲- ۳۹ یا ۴۰ م)

    تیرداد سوم (ح۳۶ م)

۱۹. وردان (اشک نوزدهم) (۳۹ یا ۴۰- ۴۵ م)

۲۰. گودرز دوم (اشک بیستم) (۴۱- ۵۱ م)

۲۱. ونن دوم (اشک بیست و یکم) (۵۱ م)

۲۲. بلاش یکم (اشک بیست و دوم) (۵۱- ۷۷ یا ۷۸ م)

۲۳. پاکور (اشک بیست و سوم) (۷۸- ۱۰۸ یا ۱۱۰ م)

    اردوان چهارم (۱۰۸- ۱۱۰ م)

۲۴. خسرو (اشک بیست و چهارم) (ح۱۱۰- ۱۲۸ یا ۱۲۹ م)

    بلاش دوم (۷۷ - ۸۰ م)

    مهرداد چهارم (۱۲۸؟ یا ۱۲۹؟- ۱۴۷؟ م)

۲۵. بلاش سوم (اشک بیست و پنجم) (۱۲۸ یا ۱۲۹- ۱۴۷ م)

۲۶. بلاش چهارم (اشک بیست و ششم) (۱۴۷- ۱۹۱ م)

۲۷. بلاش پنجم (اشک بیست و هفتم) (۱۹۱- ۲۰۸ م)

۲۸. بلاش ششم(اشک بیست و هشتم) (۲۰۸- ح۲۱۵ م)

۲۹. اردوان پنجم (اشک بیست و نهم) (ح۲۱۶- ۲۲۶ م)

برای دونه دونه اینها ویکی پدیا لینک گذاشته،  که هیچکدام از نوشته ها مورد تأیید من نیست.

تصویر لوگوی با جدید از تاریخ ایران دفاع نمایید، عکس شماره 1602.

مطلبی از سلوکیان

      تا آنجا که من می دانم،  و به مرور با عکسها و اسنادی بیشتر بیان خواهم کرد،  سلوکیان همانگونه که از نامشان پیداست،  فرقه ای دینی بودند،  که در نزدیکی بغداد و شهری باستانی که امروزه سلوکی می نامند،  معبد و جایگاه و پایگاه مردمی داشتند.  سلوکی ها توانستند مناطق نفوذ دینی و مسلکی خود را تا سوریه و فلسطین گسترش دهند و همین ها با تغییراتی در میترایی،  بدون داشتن تحلیلی از گذر های تاریخی اجتماع،  منطقه را آماده پذیرش مسیحیت کردند.  همچنین آنها با آمیختن خطوط غربی و شرقی ایران بزرگ،  خط جدیدی ایجاد کردند،  تا خطوط جدید بتواند حرف دیگر و جدید دینی را برساند،  و به اشتباه یا ترفند،  خط یونانی معروف گشته است.  بدین منظور،  ضمن تحقیق در کتاب های تاریخی باستانی ایران،  باید با دید واقعی و بدور از دروغ های تاریخی،  به سایت باستانی سلوکی در عراق و سوریه رفت،  و در آنجا به نتایج تاریخ نگاری نوین دست یافت.

      باید توجه داشت بدون واسطه در تاریخ اجتماعی،  هرگز گذر تاریخی با حساب تاریخ و فرهنگ یادگیری،  انجام پذیر نیست،  مثلاً دین قدیم به دین جدید تبدیل شود.  البته بدلیل سیستم آموزش حافظه محوری،  درک این مطالب کمی مشکل است،  بهمین جهت باید لینکها مطالعه و وبلاگ پیگیری گردد،  تا مسائل حل و شبهات برطرف شوند.

سلوکیان  The Seleucid Empire

کلیک کنید:  سلوکیان اهل سلوک

    دروغ گویان بدون اسناد واقعی تاریخی،  و اشتباه یا دروغ و ترفند گویند:  سلوکیان یا اسالکه،  نام حکومتی بود،  که در میان سال ‌های ۳۱۲ تا ۶۴ ق.م،  بر آسیای غربی فرمان می‌راند.  پس از مرگ اسکندر مقدونی سرزمین‌ های او میان سردارانش تقسیم‌ شدند. سلوکیان جانشینان سلوکوس یکم بودند،  که در ۳۰۶ به قدرت رسید.  مصر باستان نیز به دودمان بطلمیوسی یا بطالسه و یونان و بخش ‌های اروپایی امپراتوری اسکندر نیز به مقدونیان رسید.

   توجه:  درصورتیکه سلوکیان حاکمان دینی و مسلکی سوریه بودند،  به پرسش و پاسخ های گفتمان تاریخ در اینجا مراجعه نمایید. 

  جوانان باهوش ایران،  درباره موضوعات مختلف تاریخ،  تحقیقها و تحلیل های مستقل،  بدور از دروغ های تاریخ انجام دهید.

   عکس سر مجسمه میترایی که بدروغ و بدون اسناد و نوشته می گویند سلوکوس اول است،  ولی نمی گویند که سلوکوس های شماره دار رهبران دینی بودند،  شاید در ادامه پنهان کاری های کلیسا و کنیسا بوده و می باشد.  عکس شماره 1406.

 

عکس سر مجسمه از دوران اشکانیان،  عکس شماره 4426 .

کلیک کنید:  هلنیسم دروغی دیگر

کلیک کنید:  دمکراسی، فدرالیسم، حزب

کلیک کنید:  تاریخ ورود نام های عربی به ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arq.ir.

ارگ   http://arq.ir

 

کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظر

تاریخ ارسال: شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 07:11 ب.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید