وبلاگ تاریخی و جغرافیایی " ارگ ایران "

اسطوره آرش و پیدایش رویان

اسطوره آرش و پیدایش رویان

نگارش:  ابوالحسن واعظی تنکابنی

تصویر مجسمه آرش در شهر ساری،  عکس شماره 3574 .

 اسطوره آرش و پیدایش رویان

چکیده

      برابر متون تاریخی تولد و پیدایش رویان با حماسه آرش ملازمت تمام دارد.  اسطوره آرش نقطه غرور ملی ما ایرانیان است،  که در درازنای تاریخ حیات خویش را علیرغم حوادث سنگین روزگاران ادامه داده است،  و با گذشت زمان سینه به سینه و نسل به نسل قرون و اعصار تاریخ را در نوردیده در میان ایرانیان بویژه مازندران غربی که در بر پائی جشن تیرگان سیزده همواره پای می فشارند راه یافته است.

      آرش که کمانداری سخت ورزیده بود در پی مصالحه ایران و توران تیری را به فرمان اهورا مزدا در کمان نهاد و با همه توانش آن را سوی فرارودان (ماوراءالنهر ) رها کرد این تیر پس از پیمودن مسافتی بعید بر درخت گردویی بزرگ نشست و در پی آن روح آرش نیز به جهان مینوی واصل شد این تیر اهورایی ایران شهر را که چندی میدان تاخت و تاز افراسیاب شده بود رهایی بخشید بدینسان اسطوره آرش سبب پیدایش رویان باستان گردید اسطوره آرش نمادی بارز از حیات ملی ایران در دوره پیش از اسلام و پس از اسلام است.

   کلید واژگان:  آرش  ، اسطوره   ،  حماسه  ، رویان   ، بندهشن

 اسطوره آرش و پیدایش رویان

پیش گفتار

      ناحیه ای که امروز به رویان نامبردار گشته ، سرزمینی است که افتخاراتی بزرگ را در حیطه ای اساطیر و عرصه تاریخ به نمایش گذاشته است اسطورآرش که خواست گاه آن ادیان بود نه آن که پرتاب تیرش به فرمان اهورا مزدا در دورترین نقطه وراروردان کهن (ماوراء النهر) بر تنه درخت گردوئی تناور و گشن نشست و در بیرون راندن نیروهای اهریمنی کارگر افتاد،  بلکه باید آن را نمادی از نبرد مداوم بین خیر و شر شایست و شایست و ایران و انیران دانست.

      آرش که کمانداری سخت نیرومند بود به این مهم برگزیده شد وی با همه توانش جان خویش را بر سر کاری سترک نهاد و سرانجام خود به جهان معنوی واصل شد چنین شد که ولایت مازندران به ویژه سوی باختری آن خواستگاه چنان حماسه ای شگفت انگیز گشت و در برابر حوادث روزگاران سربلند و سرفراز بیرون آمد  در این جهت که عنوان پژوهش « اسطوره آرش و تولد رویان» است روا نمی دانم که از دو مقاله در اینجا یاد نشود.

      نخست مقاله آرش کمانگیر از شادروان طاهری شهاب در مجله جلوه و دیگری مقاله ای از شادروان محمود ارج الامینی  تحت عنوان جشن تیرگان که در مجله چیستا شماره دهم چاپ و نشر شده است.  هر چند مقالات پراکنده ای هم از سوی برخی محققین با عناوینی گوناگون به رشته تحریر در آمده که گزارش فهرست کامل آن از حوصله این بحث خارج است مّولف کوشیده است با بهره گیری از منابع دست اول و برخی منابع دست دوم، تصویری روشن از حماسه آرش و تجلی آن در ادبیات شفاهی مازندران غربی بویژه تنکابن قدیم به دست دهد و بر این باور است که هنوز مواردی از حماسه آرش در بوته ابهام و فراموشی قرار دارد.  بنابر این باب تحقیق همچنان مفتوح خواهد ماند.

اسطوره آرش و پیدایش رویان

پیدایش رویان و وجه تسمیه آن

      نام رویان در نوشته های پیش از اسلام و پس از آن به گونه هایی چند آمده است چنان که در کتاب جغرافیای موسی خورنی «روین» ( مارکوارت ، 1373 ، 255) در کتاب بند هشن « رویشمند»  (بند هشن ، 1385 ، 71  ) نامه تنسر « رویان » ( نامه تنسر ، 1354 ، 49) و در کتابهای تاریخ طبرستان ابن اسفند و تاریخ رویان مولانا اولیا الله آملی نیز رویان آمده است مورخین محلی بنیان رویان را بسان دیگر شهر های باستانی ایران شهر به افسانه هایی نسبت داده اند که از سوی نویسندگانی چون ابن اسفندیار ، اولیا الله آملی و مرعشی متفقاً بدان اشاره شده است در باب پیدایش رویان چنین چنین نوشته اند:

      در روزگار منوچهر ، افراسیاب تورانی به ایران شهر لشکر کشید منوچهر سپاهی به فرماندهی قارن کاوه و آرش رازی به جنگ افراسیاب فرستاد و چون افراسیاب چند بار از قارن شکست خورد دست به نیرنگی زد بدینسان نامه ای به قارن نوشت و به او وعده داد که اگر ایران شهر را به چنگ آورد، فرمانروایی آن را به قارن واخواهد گذاشت اما این نامه را به دست منوچهر رساندند پس منوچهر به قارن خشم گرفت و به جای وی آرش را به سپهداری لشکر ایران گماشت اما چون قارن برکنار شد افراسیاب به آسانی بر سپاه ایران پیروز شد منوچهر ناگزیر شد که خود در ری با افرسایاب نبرد کند ولی افراسیاب بر او چیره شد منوچهر از ری به مازندران گریخت و در قلعه ی مور که اینک در کجور بر جاست جای گرفت افراسیاب به دنبال او به آمل آمد و در زیر درختی گشن اردو زد و او ده سال برای دستگیر کردن منوچهر در آنجا ماند اما چون از یافتن منوچهر درمانده شد دو گروه از ایرانیان و تورانیان پیمان بستند که مرزهای پادشاهی منوچهر با تیری که آرش بیندازد معین گردد.

      آرش تیری انداخت که به مرو رسید و مرز ایران و توران مشخص شد داستان تیراندازی آرش در ادبیات پیش از اسلام و چه پس از اسلام مذکور است اما اینکه آرش تیر خود را از کجا رها کرد میان مورخین اختلاف نظر دیده می شود به گمان دار مستتر کوهی را که آرش از بالای آن تیری را پرتاب کرده است باید یکی از قلل جبال فرشوادگر باشد .

   فخرالدین اسعد گرگانی در منظومه ویس و رامین خـویش جای تیـر را سـاری می داند می گوید :

اگر خوانند آرش را کمانگیر <><> که از ساری به مرو انداخت یک تیر

      ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه می گوید : که آرش از کوه رویان تیر انداخت.فقدان مدارک جغرافیایی باستان سبب شد که به یقین نتوان گفت که این کوه در کجای ایران شهر واقع بود و اکنون چه نام دارد شاید کهن ترین متنی که واژه ی رویان را به عنوان ناحیه مشخص کرده نامه تنسر به گشنسف باشد چه آنکه رویان در آغاز جزء ولایات فراشوادگر بوده است.

      در روزگاران باستان نام رویان به عنوان بخش کوهستانی دیلمان به شمار می رفت و جزء قلمروی پادشاهی جشنف شاه بود چنانکه از نوشته های جغرافی دانان بر می آید رویان در گذشته نام بخش باختری تبرستان و شامل نواحی تنکابن قدیم ، کلاردشت ، چالوس ، نوشهر ، کجورو نور بوده است.

      در اوایل سده ی هفتم هجری به زمان استاندار بیستون زرین کمر اندک اندک نام رویان تغییر یافت و در نوشته های مورخینی چون مولانا اولیاء ا... آملی واژه رستمدار جای آن را گرفت به تدریج نام رویان از اذهان مردم آن روزگاران پاک شد و رستمدار جانشین آن گردید . در زمان حکومت سادات کیایی و فدائیان اسماعیلی رستمدار تجزیه شد و به نور و کجور تقسیم شد. از این پس ولایت رویان که بعدها رستمدار می شد در هیات محال ثلاثه به مرکزیت تنکابن ظهور کرد در سال 1316 شمسی برابر اصلاحیه قانون مدون تقسیمات کشوری شهرستان نوشهر و چالوس و رودسر از تنکابن جدا شد بدینگونه اتحاد ولایت رویان فرو پاشید در نامگذاری جدید، علمده که در گذشته های دور اهلم نامیده می شد به رویان نامبردار گشته است

      زمان پیدایش اتحادیه محال ثلاثه به مرکزیت تنکابن را باید مقارن آغاز حکومت قاجار بویژه به قدرت رسیدن خاندان خلعت بری که از خاندان های حکومتگر محلی بودند دانست .

   ــ  جشن تیرگان = تیر ماه تیره

      نوشته های کهن مناسب جشن تیرگان را منطبق بر حماسه ی تعیین مرز ایران با تیر اندازی آرش می دانند در اوستا آمده است:

      ستاره را یومند و فرهمند را می شناسیم که شتابان بدان سوی پرواز می کند به سوی دریای فراخکرت پرواز کند مانند تیر ارخش (آرش)بهترین تیرانداز ایرانی که از کوه ائیریوخشوث به طرف کوه خواتوت پرتاب گردید .(یسنا ، 1356، 56 )

      گردیزی برگزاری جشن تیرگان را اینگونه شرح می دهد:

      تیرگان سیزدهم ماه تیر موافق ما هست و این آن روز بود که آرش تیر انداخت اندر آن وقت که میان منوچهر و افراسیاب صلح افتاد و منوچهر گفت هر جا که تیر تو برسد از آن توباشد پس آرش تیر بینداخت از کوه رویان و آن تیر اندر کوهی افتاد میان فرغانه و طخارستان و آن تیر روز دیگر بدین کوه رسید و مغان دیگر روز جشن کنند و گویند دو دیگر اینجا برسید و اندر تیرگان پارسیان غسل کنند و سفالین ها بشکنند و چنین گویند که اندر این روز مردمان از حصار افراسیاب برستند و هر کسی بر سر کار خویش شدند و هم اندر این ایام گندم با میوه پزند و بخورند و گویند : اندران که همه گندم پختند و خوردند که آرد نتوانستند کرد زیرا که همه اندر حصار بودند سرشستن از بهر آن است که چنین گویند : که چون کیخسرو از حرب افراسیاب بازگشت بر سر چشمه ای فرود آمد تنها خوابش فرو برد پس بیژن بن گیو فراز رسید او را خفته یافته آب بر وی زد تا از خواب بیدار شد و اندرین روز غسل کردن میان ایشان رسم بماند.

      ابوریحان بیرونی جشن تیرگان را به گونه ای دیگر بیان می کند:

      روز سیزدهم تیر ماه روز تیر است و عیدی است تیرگان نام دارد و برای اتفاق دو نام و برای این عید دو سبب است یکی آن است که افراسیاب چون به کشور ایران غلبه کرد و منوچهر را در طبرستان در محاصره گرفت منوچهر از افراسیاب خواهش کرد که از کشور ایران به اندازه ی یک تیر و کمان بگیرد و به اندازه ای که به سازنده آن نشان داد چنانکه در کتاب اوستا ذکر شده و آرش را که مردی با دیانت بود حاضر کردند گفت:

      که تو باید این تیر و کمان را بگیری و پرتاب کنی و آرش بر پا خواست و برهنه شد و گفت : ای پادشاه وای مردم بدن مرا ببندید که از هر زخمی و جراحتی و علتی سالم است و من یقین دارم که چون این کمان این تیر بیندازم پاره پاره  خواهم شد و خود را تلف خواهم نمود ولی من خود را فدای شما کردم سپس برهنه شد و به قوت و نیروئی که خداوند به او داده بود کمان را تا بنا گوش خود کشید و خود پاره پاره شد و خداوندباد را امر کرد که تیر او را از کوه رویان بردارد و به اقصای خراسان که میان فرغانه و طبرستان است پرتاب کند و این تیر در موقع فرود آمدن به درخت گردوی بزرگی گرفت که در جهان از بزرگی مانند نداشت و برخی گفته اند از محل پرتاب تیر تا آنجا که افتاد هزار فرسخ بود و منوچهر و افراسیاب به همین مقدار زمین با هم صلح کردند.

اسطوره آرش و پیدایش رویان

رفع ابهام

      جنگ میان ایزد باران تیشتر و دیوخشکی اپوش یکی از اسطوره های نمادین نبرد میان خیر و شر در ایران باستان است سرزمین پهناور ایران از دیر باز با کم آبی و خشکی روبرو بود و چنانکه در کتیبه داریوش آمده است مردم ایران شهر همواره  از سه عامل در رنج بودند جنگ ، ناامنی و خشکی آنچنان که از متون دینی و تاریخی بر می آید اقوام آریایی به خاطر وجود یخبندان و سرمای شدید ناگزیر به مهاجرت به سرزمین ایران شدند.

       اصولاً آریایی ها پیش از کوچ بزرگ به ایران شهر با پدیده ای به نام خشکی مواجه نبودند تا اسطوره های ایزد باران و دیو خشکی به آنها منتسب گردد بلکه باید خاستگاه این اسطوره را در میان بوم زادان ایران پیش از مهاجرت قبایل آریایی جستجو کرد یا اینکه بپذیریم که اسطوره ایزد باران و دیو خشکی از اسطوره های مشترک میان ملل باشد در این صورت باید آن را در حوزه ادبیات تطبیقی بررسی کرد. آنچه را که داستان آرش در ذهن متبادر می سازد این است که انداختن تیر به دست آرش خود سبب تسمیه این جشن و بر پایی آن شده است در حالیکه تیری را که ارخش پرتاب کرد در روز سیزدهم تیرو مصادف با جشن تیرگان بوده از عبارت پایانی ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه هویدا است زیرا وی می نــویسـد :  و ایـن قضـیه در چـنین روزی بــود و مــردم آن را عـیـد گـرفـتنـد.

اسطوره آرش و پیدایش رویان

جشن تیرگان یا تیرماه سیزده در تنکابن

      هر چند جشن تیرگان از جشن های بزرگ ایرانیان نیست ولی از گذشته تا کنون در جای جای گیلان و مازندران بویژه نواحی کوهستانی آن برگزار می شد اسکند بیک مولف عالم آرای عباسی می نویسد : شاه عباس جشن آب ریزان را شگون گرفته هر ساله در اوائل برج سرطان (تیر ماه) به انجام مراسم این جشن اقدام می کرد همو در وقایع سال 1021 هـ.ق می نویسد: که شاه عباس به سفر مازندران و گیلان رفته بود مراسم این جشن در قصبه ی رودسر با حضور شاه انجام گرفت.

      در تنکابن همه ساله در مناطق کوهستانی بویژه در دو هزار جشن تیرگان که در گویش تنکابنی تیر ماه سیزده نامیده می شود برگزار می شود در این شب شخصی با لباس مبدل دستمال بر سربسته و صورتش را سیاه و خود را به لال می نماید این شخص لال شوش Lalsus   می نامند و در حالیکه چند نفر او را همراهی می کنند وارد خانه ها شده تر که ای که در دست دارد و به آن شوش   گفته می شود با آن ضربه ای به ساکنین خانه می زند و باور دارند هر کس که به دست او نواخته شود تا سال دیگر مریض نمی شود او مخصوصاً به سراغ زنان نازا و حیوانات نازا، دختران دم بخت ، درختان بی میوه می رود و با ترکه به آنها می زند تا یکنفر از حاضران پا در میانی و ضمانت می کند مثلاً می گوید من ضمانت می کنم این دختر سال بعد باردار شود و یا این درخت بارور گردد . صاحبان خانه به آنان شیرینی گندم ، برنج ، گردو ، و یا خوراکی می دهد و آمدن لال را به خانه و کاشانه ی خود را به فال نیک می گیرند.

      شادروان سید حسن تقی زاده می نویسد :  از اعیاد و جشن های قدیم فقط یکی در مازندران باقی است و آن سیزده تیر ماه قدیم است که آن را تیر ماه سیزده می گویند در شب  سیزدهم ماه مزبور هر خانواده در خانه ی خود بهترین غذا را تهیه و انواع میوه ها را بر سر سفره خویش می چیند و شادی می کنند .جوان ها برای خواستن  مراد به در خانه ها رفته و از پنجره دستمال به اطاق صاحب خانه پرتاب می کنند و صاحب خانه میوه و شیرینی به دستمال بسته و به بیرون پرتاب می کند.

      مرحوم تقی زاده در سال 1317 خورشیدی خود شاهد برگزاری این جشن در مازندران بود.

اسطوره آرش و پیدایش رویان

نتیجه بحث

      جشن تیرگان (تیر ماه سیزده) از عهد باستان تا حال در مناطق گیلان و مازندران و نواحی کوهستانی تنکابن بر پا می شود با آنکه این رویداد مربوط به دوره ی اساطیری ایران است تا کنون فروغ خود را از دست نداده و با گذشت زمان همچنان به حیات ملی خود ادامه می دهد. اسطوره آرش نمونه ای  بارز از اساطیر ملی ایرانیان و علت پیدایش رویان باستان نیز می باشد.

   توجه:  جهت منابع و مأخذ تماس بگیرید.

   برچسب‌ها: اسطوره آرش، پیدایش رویان، ابوالحسن واعظی تنکابنی، مجسمه آرش، شهر ساری، آرش، اسطوره، حماسه، رویان، بندهشن.

اسطوره آرش و پیدایش رویان

پرسشها و پاسخها

بخشی از نظرها و پرسشهای این برگه

   نظر و پرسش شما:  . . . نظر و پرسش خود را بنویسید . . .  در اینجا

   انوش راوید:  منتظر پرسشها و نظرهای شما گرامیان هستیم.

 

. . . .

اسطوره آرش و پیدایش رویان

مستند های مربوط

مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

http://arqir.com

گفتاری از استاد تاریخ ابوالحسن واعظی تنکابنی، درباره آرامگاه، ابوحامد محمد غزالی

کلیک کنید:  داستان کهن بزبز قندی

کلیک کنید:  تاریخ و جغرافیای استانهای ایران

کلیک کنید:  هیئت های هدیه آورنده به تخت جمشید

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.

   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

ارگ ایران   http://arqir.com

 

کلیک کنید:  تماس با ما      :     http://arqir.com/1

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 25 مرداد‌ماه سال 1397 ساعت 11:23 ق.ظ | نویسنده: انوش راوید | چاپ مطلب

وبسایت ارگ انوش راوید